-
جهانی پر از دروغ
بیشتر بخوانید: جهانی پر از دروغچندی پیش نوشته بودم که جنگ جنایت است. کسی پرسید: در برابر متجاور چکار باید کرد؟ نباید جنگید؟ جنگهای آزادیبخش را آیا محکوم میکنید؟ در جواب ایشان نوشتم من اگرچه جانبدار صلح هستم و میدانم چرا دراین دنیا جنگها آغاز می شده اند و چرا آغاز میشوند، ولی اگر به کشوری تجاور کنند، اگر میهن…ادامه “جهانی پر از دروغ” »
-
جامۀ کاغذین
بیشتر بخوانید: جامۀ کاغذیندردیوان حافظ و عطار چند بار به استعارۀ « جامۀ کاغذین» برخوردم؛ تا به منظور آنها پی ببرم، به فکر افتادم تا رگ و ریشۀ این اصطلاح را پیدا کنم. کاغذین جامه از کجا میآمد؟ آیا مردم جامۀ کاغذی می پوشیدند؟ چرا؟ باری، پس از جستحوی بسیار دریافتم که در ایام گذشته هنگامی که کسی…ادامه “جامۀ کاغذین” »
-
گذر از کابوسها…
بیشتر بخوانید: گذر از کابوسها…من تاریخ سیستان را مدتها پیش خواندم و صحنهای را که بیشباهت به کابوس نیست و مورخ تصویری کامل و شامل از حملۀ اعراب به ایران و فتح سیستان ترسیم کرده است، به چند دلیل رو نویسی کردم که به آن خواهم پرداخت، باری، جنگ در سیستان مدتها بین لشکر ایران و سپاهیان سردار عرب…ادامه “گذر از کابوسها…” »
-
شاه، شهبانو و شُکری شِکَری
بیشتر بخوانید: شاه، شهبانو و شُکری شِکَریچندی پیش دردنیای مجازی در بارۀ بازگشت سلطنت و تاج خواهی پسر شاه، از قول پدرم نوشتم که «در میان تمام موجودات روی زمین فقط شتر به عقب میشاشد.» به نظر آن مرد رند روزگار، دنیا و مردم دنیا از آغاز پیدایش، اگرچه گاهی به کندی و تردید، ولی همیشه به جلو رفته اند و…ادامه “شاه، شهبانو و شُکری شِکَری” »
-
Station Bastille ایستگاه باستیل
بیشتر بخوانید: Station Bastille ایستگاه باستیلايستگاه باستيل مجموعۀ چند داستان کوتاه است که از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۷۳ در ايران و خارج از کشور نوشته شده اند. این کتاب نخستین بار به کوشش زنده یاد داریوش کارگر، مدیر انتشارات افسانه در اوپسالا ( سوئد) چاپ و منتشر شد، چاپ دوم آن به وسیلۀ هادی خوجینیان، مدیر نشرمهری در لندن…ادامه “Station Bastille ایستگاه باستیل” »
-
حکومت و هنر
بیشتر بخوانید: حکومت و هنردر شوره زار دانه اگر سبز می شود از چرخ بخت اهل هنر سبز می شود روزی که برف سرخ ببارد ز آسمان بختِ سیاهِ اهلِ هنر سبز می شود صائب تبریزی حکومت های استبدادی ( اقتدار گرا- دیکتاتور) در ایران از آغاز تا به امروز مستقیم و غیرمستقیم شکل، محتوا، مسیر و حتا سرنوشت…ادامه “حکومت و هنر” »
-
بر بامِ گرد باد
بیشتر بخوانید: بر بامِ گرد بادسالها پیش درایران شعری از اسماعیل خوئی خواندم بنام «بر بامِ گرد باد». اگر چه شعر با تفسیر، تأیل و توضیح خراب میشود، ولی مفهوم این شعر مرا هربار به یاد منتقدین و «دانشمندان کبیری» می اندازد که گردباد آن ها را مانند پرکاهی به هوا برده است و در آن بالاها، بر بام گردباد…ادامه “بر بامِ گرد باد” »
-
نق زدن و نقد کردن
بیشتر بخوانید: نق زدن و نقد کردن‘ ادوارد سعید ‘ متفکر و منتقد فلسطینی تبار در کتاب “روشنفکر کیست؟ روشنفکری چیست؟ ” ، می گوید: وظیفه روشنفکر، “ نقد نهادهای قدرت ” است. یک اصل مهم که در طول تاریخ در عرض جغرافیا به اثبات رسیده است این است که قدرت بدون نقد فساد می آورد. اخلاقی ترین آدم ها هم…ادامه “نق زدن و نقد کردن” »
-
دوستی خاله خرسه (1)
بیشتر بخوانید: دوستی خاله خرسه (1)ایران خانۀ مردم ایران است و حکومت ها در طول تاریخ مستأجر این خانۀ آباء اجدادی ما بوده اند، حکومتها هرگز صاحب این خانه نبوده اند و نیستند. از آغاز تا به امروز، هرکدام بنوبۀ خویش با تاج و عمامه و دستار، از راه رسیده اند، چند سالی زیر طاق این خانۀ قدیمی و تاریخی…ادامه “دوستی خاله خرسه (1)” »
-
شبح فاشیسم یا کابوس؟
بیشتر بخوانید: شبح فاشیسم یا کابوس؟کارل مارکس و فریدریش انگلس در سال 1847 در آغاز مانیفست کمونیست نوشتند: «شبحی بر فراز اروپا در گشت وگذار است، شبحِ کمونیسم.» صد و هفتاد و نه سال از عمر این سخن میگذرد و این روزها با مشاهدۀ فجایع و جنایت هائی که در دنیا رخ می دهد، روز به روز بیشتر به این…ادامه “شبح فاشیسم یا کابوس؟” »
-
ارعاب، اهانت، حربۀ فاشیستها
بیشتر بخوانید: ارعاب، اهانت، حربۀ فاشیستهاجماعتی که هویت آنها بر هیچ کسی پوشیده نیست، بال همت به کمر زده اند تا روز به روز بیشتر و بیشتر به این تشنج و هیستری سیاسی دامن بزنند و آزادیخواهان این مرز و بوم را با ارعاب و هتاکی و فحاشی از میدان به در کنند. این جماعت معلوم الحال و «روشنفکران!!» اطراف شازده ادعا می کنند که شعار «جاوید شاه» باعث اتحاد مردم می شود و همه باید از بند جگر آن را فریاد بکشند تا حکومت اسلامی سرنگون شود و شازده سرانجام مردم و میهن ما را از قهقرا بیرون بیاورد و نجات بدهد. این جماعت…
-
نگو جاوید شاه
بیشتر بخوانید: نگو جاوید شاه. نگو: جاوید شاه! بگو جاوید زن تا مردسالاری برافتد و زن با مرد برابر شود. نگو: جاوید شاه! بگو جاوید زندگی تا مرگپرستی رنگ ببازد و زندگی بر مرگ چیره شود. نگو: جاوید شاه! بگو جاوید آزادی تا فرد جرات کند که خود بیندیشد و از پدرخواندهها رها شود. تاریخ تکرار میشود نخست چون…ادامه “نگو جاوید شاه” »
-
شنا بر سنگ
بیشتر بخوانید: شنا بر سنگنگاهی به تاريخچة کانون نويسندگان ايران « در تبعيد» مدتها پس از حملۀ حزبالله و به تاراج رفتن خانۀ کانون به دست عناصر جمهوری اسلامی ایران، اعضای هیئت دبیران، جلسات خود را مخفیانه در خانههای اعضا برگزار میکردند. در یکی از همین نشستها تصمیم میگیرند منوچهر هزارخانی را به اروپا راهی کنند تا به نمایندگی آنها و همیاری…ادامه “شنا بر سنگ ” »
-
سنگِ مَحَک
بیشتر بخوانید: سنگِ مَحَکخوش بُوَد گر محکِ تجربه آید به میان تا سیهروی شود هر که در او غَش باشد امروز صبح دوستی مطلبی را که نیلوفر بیضائی در بارۀ جنبش و خیزش مردم ما و حکومت نکبت اسلامی نوشته بود با وانساپ فرستاد، این بانوی هنرمند تأترکه گویا درکنف حمایت «اعلیحضرت همایونی آینده!!» قرار گرفته و از…ادامه “سنگِ مَحَک” »
-
قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1)
بیشتر بخوانید: قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1)قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1) حافظ چند قرن پیش به درستی سروده است: «آسوده بر کنار چو پرگار میشدم/ دوران چو نقطه عاقبتم درمیان گرفت.» من اینهمه را سالها پیش دریافته ام و فهمیده ام که هیچ انسان آگاه، با وجدان و شرافتمندی نمیتواند از معرکۀ زندگی بر کنار بماند و…ادامه “قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1)” »
-
حلالی طلبی
بیشتر بخوانید: حلالی طلبیبی شک هر مسلمانی، بهویژه شیعیان این جمله را در موقعیتهای مختلف شنیده است: «حلالم کن.» حلالیطلبی در فرهنگ آیینی ایران، به ویژه در سنتهای شیعه معنائی عمیقتر از عذرخواهی دارد. حلالیطلبی یعنی درخواستِ رهایی از «حقالناس» کینهها، رنجشها، بدهیهای اخلاقی و مادی تا انسان با دلِ سبک و وجدانِ پاک وارد مناسک مقدس بشود…ادامه “حلالی طلبی” »
-
دق دل
بیشتر بخوانید: دق دلآدم ربائی و راهزنی دونالد ترامپ فاشیست، بیمار و خودشیفته، این «جاهل و گردن کلفت و بزن بهادر دنیای وارونۀ ما» معنائی بجر تجاوز آشکار و وقیحانه به کشوری مستقل و عضو سازمان ملل متحد، و نقض حقوق بشر و حقوق بین الملل ندارد. تجاوز دونالد ترامپ به ونزوئلا به بهانه و مستمسک مضحک و…ادامه “دق دل” »
-
کار و آفرینش
بیشتر بخوانید: کار و آفرینشآمده است که کار انسان را آفرید. پس از عمری به این باور رسیده ام که آن چه که حائز اهمیت است و هیچ چیزی جای آن را نمیگیرد و به زندگی معنا می بخشد، کار است و آفرینش، کار و آفرینش در هر حوزه و در هر زمینهای. آری، پس از عمری اقرار و…ادامه “کار و آفرینش” »
-
گذرِ زمان
بیشتر بخوانید: گذرِ زمانزمان دشمن نامرئی، دشمن خونی آدمیزاده است؛ هیچ قدرتی قادر نیست جلو گذر زمان را بگیرد. هیچ قدرتی، نه، زمان می گذرد و همه چیز با زمان می رود. همه چیر… باری، در سالهای اول مهاجرت اجباری و دوری از یار و دیار، نامه فرشتهای بود که از آسمانها نازل میشد. این فرشته حتا اگر…ادامه “گذرِ زمان” »
-
مردم مزدک را دوست داشتند
بیشتر بخوانید: مردم مزدک را دوست داشتندهفتۀ پیش دوباره داستان جنبش مزدک را در شاهنامۀ فردوسی خواندم؛ از سرنوشت غمانگیز مزدک و سرکوب وحشیانۀ مزدکیان چندان متأثر شدم که به فکر افتادم این مختصر را تهیه و تنظیم کنم. باری، اگر چه پانزده قرن از آن زمان گذشته، ولی جهان هنوز پریزور است و کثیف ترین اتهامی که در آن زمان…ادامه “مردم مزدک را دوست داشتند” »
-
حاشیه، حیا
بیشتر بخوانید: حاشیه، حیا… باید چند سالی میگذشت تا آن تصویر و تصوری که از پاریس زیبا، رویائی و خیالانگیز به من داده بودند، به مرور زمان فرو می ریخت، تا چشم هایم به روی چهرۀ پاریس مهاجران و مردم حاشیه باز میشد، تا از نزدیک روزگار آن ها را می دیدم و همه چیز را باور میکردم….ادامه “حاشیه، حیا” »
-
شاهکار طبیعت و آثار هنرمند
بیشتر بخوانید: شاهکار طبیعت و آثار هنرمند… و اما در رمان «خون اژدها» راوی زنیاست به نام عاطفۀ قشقائی. من این زن را در آغاز کار نمیشناختم، هیچ نمونه، الگو و حتا طرح محوی از او در ذهن نداشتم و مانند خوانندهها بهمرور با شخصیّت او آشنا شدم. این زن که گوئی سالها در ناخود آگاه و در ژرفاها و تاریکیهای…ادامه “شاهکار طبیعت و آثار هنرمند” »
-
پایان
بیشتر بخوانید: پایانچند سال پیش در چنین روزهائی، دوستی متن «پایان» را در اختیار من گذاشت، آن را با شیفتگی چند بار خواندم و وسوسه شدم ترجمه کنم. از آنجائی که در این رشته سابقه و تجریهای نداشتم و ندارم، خیلی تلاش کردم تا ضمن وفاداری به متن، جانِ کلامِ زیبا و دلنشین «رابیندرانات تاگور» را از…ادامه “پایان” »
-
گفتگویِ لبِ گور
بیشتر بخوانید: گفتگویِ لبِ گورگفتگویِ لبِ گور P دوستی معتقد بود نمایشنامه های اینجانب با آنهمه شخصیت «پرسوناژ» در خارج از مملکت و امکانات محدود قابل اجرا نیست، از من انتظار داشت نمایشنامهای کوتاه برای او بنویسم که بیش ار دو شخصیت نداشته باشد. اگرچه گرفتار کار سنگینی بودم و فرصت نداشتم، ولی به او قول دادم و گفتم…ادامه “گفتگویِ لبِ گور” »
-
دشنام، هنر و انسانیّت
بیشتر بخوانید: دشنام، هنر و انسانیّتاگر هنر و انسانيت نتوانند در كنار يكديگر زندگي كنند بگذار هنر بميرد. « رومن رولان» کتمان نمیکنم، من رعیت زادهام، از حاشیۀ کویر، از اعماق جامعه میآیم، لای زر ورق بزرگ نشدهام، ناز پروده نیستم و در طول و عرض زندگی، در محلههای فقیر نشین تهران، جادۀ ری و خیابان خط، مهرآباد، نظام آباد،…ادامه “دشنام، هنر و انسانیّت” »
-
حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائی
بیشتر بخوانید: حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائیاگرچه از مدت ها پیش تصمیم گرفته بودم جواب جانثاران، فدوی ها و شیفتگان فاشیست ها را ننویسم و با سکوت برگزار کنم، ولی این روزها که شبح فاشیسم در دنیای ما پرسه می زند و هر روز هواداران و سینه چاکان بیشتری در میان ایرانیان پیدا می کند، این روزها که شماری به نتانیاهوصهیونیست و جنایتکار و ترامپ دیوانه و ناقص العقل و نئوفاشیست دخیل بسته اند و منتظزند تا ایران را مانند غزه و فلسطین با خاک یک سان کند و آن ها را به قدرت برساند، بازنشر این وجیزه خالی از فایده نخواهد
-
مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد
بیشتر بخوانید: مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتدسالها پیش، در روستای رامین، این جمله را با خط درشت نوشته بودم و در جائی روی دیوار سنجاق کرده بودم که تا هر وقت پشت میزم می نشستم، آن را میدیدم. درست به یاد ندارم عطار نیشابوری در تذکره الاولیاء از زبان کدام عارفی این سخن را نقل کرده بود: هر چه بود و…ادامه “مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد” »
-
هدف ادبیات
بیشتر بخوانید: هدف ادبیاتسالها پیش، در بازداشتگاه ارتش، هم اتاقی ( هم بند) من گاهی که از درد و هجوم افکار سیاه کلافه و بیتاب می شد، از جا بر می خاست و تلاش می کرد تا سرش را ار ریشه در آورد و لب طاقچه بگذارد، باری، آرزوی آن جوان عصبی این بود که مخاش را اگر…ادامه “هدف ادبیات” »
-
آرزو، حسرت و حسادت
بیشتر بخوانید: آرزو، حسرت و حسادتمن پیش از ورود به دبیرستان و آشنائی با مقدمات مبحث «تکامل» و پیدایش موجودات زنده و زندگی بر روی کرۀ زمین، تحت تأثیر مادرم و پیروی از او که زنی سادهدل، خوشقلب، مردمدوست و به تعبیر مسلمانها «مؤمنه» ای به تمام عیار بود، نماز میخواندم، روزه میگرفتم و در مراسم روضهخوانی و شبیه خوانی…ادامه “آرزو، حسرت و حسادت” »
-
مرگ و جاودانگی
بیشتر بخوانید: مرگ و جاودانگیزنده یاد عباس معروفی سالها پس از موج اول مهاجرت اجباری اهل هنر و ادبیات، ناچار به مهاجرت شد و به آلمان رفت. من او را نخستین باردر مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران «درتبعید» در شهر ماینز آلمان دیدم. پیش از این دیدار، دو رمان و چند قصۀ کوتاه از او خوانده بودم و میدانستم…ادامه “مرگ و جاودانگی” »
-
زندگی پس از مرگ
بیشتر بخوانید: زندگی پس از مرگآشنائی از آن سر دنیا، طرح فیلمنامهای را فرستاد و از من خواهش کرد تا گفتگوها (دیالوگهای) صحنههای فیلم را بنویسم. موضوع یا «سوژه» بنظرم جالب آمد؛ به او جواب دادم اگر عجلهای نداشته باشد، اینکار را دراولین فرصت، با کمال میل انجام خواهم داد، افسوس، دنیا وفا نکرد، اجل به او مهلت نداد، «…ادامه “زندگی پس از مرگ” »
-
ریشه در خویشتن خویش
بیشتر بخوانید: ریشه در خویشتن خویشگاهی مدتها با خودم کلنجار می روم تا نامرادیها را توجیه کنم، لب فرو بندم و ننویسم، گیرم این کار نا شدنیست، هر بار پس از مدتی مقاومت سرانجام تسلیم میشوم و دوباره به این نتیجه میرسم که نمیتوانم خاموش بمانم و ننویسم؛ مینویسم و هرگز بنا به مصلحت روزگار و سایر ملاحظات، احساسات و…ادامه “ریشه در خویشتن خویش” »
-
عادت
بیشتر بخوانید: عادتجانم که تو باشی … دهخدا در لغت نامه برای واژۀ اعتیاد این معانی را نوشته است: «عادت کردن. خوی گرفتن ، خوکردن، خوی کردن بچیزی، پیاپی آمدن چیزی، پیاپی خواستن چیزی را و در اصطلاح مقابل غرابت باشد، چنانکه معتاد ضد غریب است.» نزد مردم ما واژۀ «معتاد» بار منفی دارد و کسی را…ادامه “عادت” »
-
دو طرز نگاه در سینما
بیشتر بخوانید: دو طرز نگاه در سینماتفاوت فلسفی بنیادین این دو نابغۀ سینمای ایتالیا چنین است: فدریکو فلینی: «بحران وجودی ». ویسکونتی: «جدال تاریخی و مبارزۀ طبقاتی» در جهان فدریکو فلینی هیچکس نمیتواند انسانیت را نجات دهد. نه روشنفکر، نه کارگر، نه کلیسا، نه سیاست؛ نجات در «ژرفای روان» است، در معنویت از دست رفته است و از آنجا که این معنا و معنویت مرده است، سقوط احتناب ناپذیر است. در جهان ویسکونتی نجات ممکن است، اما از دل تاریخ و نیروهای اجتماعی، نه از روان فردی. روشنفکر در فیلم «زندگی شیرین» اثر فلینی خودکشی میکند. چون فلینی از اساس به توانایی روشنفکر برای تغییر جهان…
-
طوطی هایِ شیرینِ سخن پارسی
بیشتر بخوانید: طوطی هایِ شیرینِ سخن پارسیآقا ما مخلصیم، آقا ما چاکریم، آقا ما نوکریم، آقا ما … … آقا ما مخلصیم، آقا ما چاکریم، آقا ما نوکریم، آقا ما …… من بیش از شانزده سال در شهر زیبای پاریس و حومه پشت فرمان تاکسی نشستم و روزی یازده تا دوازده ساعت در راه بندان جهنمی و سرسامآور این شهر رانندگی…ادامه “طوطی هایِ شیرینِ سخن پارسی” »
-
ماه، آیتِ شب و محوِ آن
بیشتر بخوانید: ماه، آیتِ شب و محوِ آنشاید اگر آن جوان مسلمان متعصب و شریعتمدار پیله نمیکرد و در پناه «امام اول متقیان، مولا علی!!» سنگر نمی گرفت و سنگ و کلوخ نمیانداخت، بی شک من دراین سردنیا بهیاد بازداشتگاه پایگاه یکم مستقل شکاری، ماه گردون، «ابن اکوا» و فضا نوردهای آمریکائی نمیافتادم و این چند سطر را نمی نوشتم. هر چند…ادامه “ماه، آیتِ شب و محوِ آن” »
-
عُمرِ اعدام
بیشتر بخوانید: عُمرِ اعدامقدیمیترین قانون مجازات که بشریت تا به امروز شناخته، قانون حمورابی است که بیش از دو هزار سال پیشاز میلاد مسیح روی ستونی سنگی حک شده است و شهرت جهانی دارد. منشور حمورابیکه در سال 1901 میلادی در شوش ایران کشف شد، دارای « 282» ماده است. در نخستین سندی که از حمورابی، شاه بابل به یادگارمانده، برای بیست و پنج مورد جنایت، مجازات اعدام در نظر گرفته شدهاست. جرمهائی که در منشور حمورابی حکم اعدام داشتند عبارت اند از
-
نامهای به حسین دولت آبادی
بیشتر بخوانید: نامهای به حسین دولت آبادیجناب دولت آبادی عزیز. سلام . حسن رجب زاده هستم از سانفرانسیسکو یکی دو ماهی است که با ” گدار ” ت دست به گریبان هستم و از کار و زندگی افتاده ام !! چنان با جمال میرزا و معراج خرکش و صابر نقره فام و فلک و خدیجه و سماور ساز وجیران آتشی وهاجر…ادامه “نامهای به حسین دولت آبادی” »
-
گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست
بیشتر بخوانید: گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوستبه یاد: اکرم فرمهینی فراهانی جانم كه تو باشي هربار كه فانوسام را بالا مي گيرم و درتاريكي گذشته ها به دنبال گمشده اي ميگردم، به ياد آن پسرك بي بضاعت روستائي، سكة تيموري و خاك سرخ «داشها» مي افتم. مردم ولايت ما به كورة آجرپزي مي گويند: «داش!» چرا؟ نميدانم. گيرم آن سكة…ادامه “گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست” »
-
تخریب وتحریف
بیشتر بخوانید: تخریب وتحریفبزرگش نخوانند اهل خرد/ که نام بزرگان به زشتی برد « سعدی» تا زمانی که مغرض ها تاریخ میهن ما را تحریف می کنند و مردمان سخیف بزرگان این مرز و بوم را تخریب، تکرار چنین مطالبی بی فایده نخواهد بود. . در روایتهای اسلامی آمده است: پس از آنکه ابراهیم به دستور خداوند، همسر…ادامه “تخریب وتحریف” »







































