Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

دسته: یادداشت

یادی از متفکر و منتقد برجستۀ روس

Posted on 9 جولای 202610 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
یادی از متفکر و منتقد برجستۀ روس

(ویساریون گریگوویچ بلینسکی) ویساریون گریگوریویچ بلینسکی (۱۸۱۱–۱۸۴۸) از برجسته‌ترین منتقدان ادبی و متفکران روسیه در سده نوزدهم بود؛ کسی که نقد ادبی را از داوری صرف درباره زیبایی‌شناسی فراتر برد و آن را به عرصه‌ای برای سنجش حقیقت اجتماعی، اخلاقی و تاریخی آثار ادبی ارتقاء داد. بلینسکی نخست، تحت تأثیر رمانتیسم آلمانی، به‌ویژه اندیشه‌های شیلر…

ادامه “یادی از متفکر و منتقد برجستۀ روس” »

یادداشت

بُقچِه، بچّه

Posted on 19 ژوئن 202619 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
بُقچِه، بچّه

نام مادرم فاطمه بود، گیرم پدرم او را همیشه و همه جا «مادر ‌محمود» صدا می‌زد. از آن‌جا که به‌باور شیعیان فاطمه، همسر علی‌ابن ابیطالب زنِ پاکدامن و پارسا و نمونة کامل زنِ مسلمان بوده است، پدرم، آن مرد رند و هشیار و عیار زمانه اغلب به طنز و کنایه می‌گفت: فاطمة آخوندها اگر زنده…

ادامه “بُقچِه، بچّه” »

یادداشت

صدائی آشنا، از ورای سال‌ها

Posted on 18 ژوئن 202618 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
صدائی آشنا، از ورای سال‌ها

کمرم امروز صبح رگ به رگ شد و گرفت، دور از جان شما سخت درد می‌کند و نمی‌توانم مثل هر روز روی صندلی بنشینم وکار کنم. شاید اگر هوا اینهمه داغ و گرما سگ‌کش نبود، دوباره از آپارتمان بیرون می رفتم و با هرجان کندنی بود لنگان لنگان قدم می زدم، ساعت ده و نیم…

ادامه “صدائی آشنا، از ورای سال‌ها” »

یادداشت

خلوت

Posted on 13 ژوئن 202613 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
خلوت

اگر اشتباه نکنم، در دورانی که نسل ما به مدرسه می رفت، فروشگاه‌های لوازم‌التحریر، دفترچه‌ای خط کشی شده می‌فروختند که مخصوص لغت و معنی بود. شاگردها در‌سمت راست که کوچکتر بود لغت‌ها را می نوشتند و در سمت چپ که جای بیشتری داشت، معنی آن‌ها را که می باید به خاطر می‌سپردند و پای تخته…

ادامه “خلوت” »

یادداشت

همه چیز را همگان دانند.

Posted on 8 ژوئن 20268 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
همه چیز را همگان دانند.

..آمده است که در زبان فارسی افعال به سه وجه اخباری، التزامی و امری تقسیم می شوند. «وجه شرطی » در فارسی استقلال و ساخت خاصی از خود ندارد و از نوع وجه التزامی‌است باری، وجه شرطی وجهی از فعل است که برای توصیف وضعیتی به کار می‌رود که رخ‌ دادن آن منوط به تحقق…

ادامه “همه چیز را همگان دانند.” »

یادداشت

صندوقِ نامه ها

Posted on 7 ژوئن 20267 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
صندوقِ نامه ها

در سال های نخستين تبعید که زخم‌ام ‌هنوز تازه بود، در آن سال‌هائی‌که جسم‌ام در اين‌جا بود و جانم مدام در کوه و دشت و دریا و آسمان وطن‌ ام پرسه می‌زد، در‌ آن سال‌های نکبتِ جلای وطن، دوری، تنهائی، اندوه و دلتنگی، نامه ها جایگاهی ویژه ای در قلب‌ام یافته بودند، نامه‌ها قاصدک‌هائی بودند…

ادامه “صندوقِ نامه ها” »

یادداشت

سیاست در هواست

Posted on 6 ژوئن 20266 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
سیاست در هواست

من مطلب کوتاه «سیاست درهواست»  را در  نوامبر ۲۰۲۰ میلادی، زمانی که جو بایدن به رئیاست ‌جمهور آمریکا انتخاب شده بود، قلمی کردم. در آن روزها آمریکائی‌ها و ایرانی‌هائی زیادی از این که دونالد ترامپ درانتخابات شکست خورده بود، خشمگین بودند و مانند مغول‌ها به کاپیتول، ساختمان کنگرۀ آمریکا یورش بردند و آن فضاحت تاریخی…

ادامه “سیاست در هواست” »

یادداشت

کار و آفرینش

Posted on 2 ژوئن 20262 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
کار و آفرینش

آمده است که کار انسان را آفرید. پس از عمری به این باور رسیده ام که آن چه که حائز اهمیت است و هیچ چیزی جای آن را نمی‌گیرد و به زندگی معنا می بخشد، کار است و آفرینش، کار و آفرینش در هر حوزه و در هر زمینه‌ای. آری، پس از عمری اقرار و…

ادامه “کار و آفرینش” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

Le Marché de la Poésie

Posted on 31 می 202631 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
Le Marché de la Poésie

جشنوارۀ Le Marché de la Poésie  «بازار شعر» یکی از مهم‌ترین رویدادهای فرهنگی- هنری در فرانسه و اروپا است که هر سال در Place Saint-Sulpice   « میدان سن سوپلیس»، در پاریس برگزار می‌شود. این جشنواره از دهۀ ۱۹۸۰ تا به امروز میعادگاه گردهمایی شاعران، ناشران، مترجمان و دوستداران شعر معاصر بوده است. امسال ( ۲۰۲۶)…

ادامه “Le Marché de la Poésie” »

یادداشت

افسانۀ هُدهُد یا «شانه بسر»

Posted on 28 می 202628 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
افسانۀ هُدهُد یا «شانه بسر»

داستان هدهد و سلیمان نبی که در قرآن، آیات ۲۰ تا ۲۸ سورۀ نمل آمده به اختصار چنین است: پس  از این که سلیمان به وسیلۀ هد هد از سرزمین سبا* و ملکۀ سبا آگاه می‌شود و می فهمد که مردم آن دیار مهر پرستند و خورشید را ستایش می‌کنند، هدهد به او گفته ‌است:…

ادامه “افسانۀ هُدهُد یا «شانه بسر»” »

یادداشت

وصیت نامۀ ابوالقاسم حالت *

Posted on 26 می 202626 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
وصیت نامۀ ابوالقاسم حالت *

بعد مرگم نه به خود زحمت بسيار دهيد نه به من برسر گور و کفن آزار دهيد نه پي گورکن و قاري و غسال رويد نه پي سنگ لحد پول به حجار دهيد به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسي که بدان عضو بود حاجت بسيار دهيد اين دو چشمان قوی را…

ادامه “وصیت نامۀ ابوالقاسم حالت *” »

یادداشت

حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائی

Posted on 21 می 202621 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائی

اگرچه از مدت ها پیش تصمیم گرفته بودم جواب جانثاران، فدوی ها و شیفتگان فاشیست ها را ننویسم و با سکوت برگزار کنم، ولی این روزها که شبح فاشیسم در دنیای ما پرسه می زند و هر روز هواداران و سینه چاکان بیشتری در میان ایرانیان پیدا می کند، این روزها که شماری به نتانیاهوصهیونیست و جنایتکار و ترامپ دیوانه و ناقص العقل و نئوفاشیست دخیل بسته اند و منتظزند تا ایران را مانند غزه و فلسطین با خاک یک سان کند و آن ها را به قدرت برساند، بازنشر این وجیزه خالی از فایده نخواهد

یادداشت

جگر بند و زاغ

Posted on 18 می 202618 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
جگر بند و زاغ

…آن انسان زیبایِ افسانه‌ای و افسانه‌ها که قرن‌ها پیش مهربانی، برادری و برابری آدم‌ها را همه جا موعظه و تبلیع می‌کرد، بالای تپۀ جلجتا بر صلیب چوبی بزرگی که خود بسختی به دوش کشیده بود، مصلوب شد و تاریخ به ما ثابت کرد که با موعظه‌ها و پند و‌اندرز مسیحائی انسان‌ها مهربان، برابر و برادر…

ادامه “جگر بند و زاغ” »

یادداشت

جایِ خالیِ آشنا

Posted on 12 می 202612 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
جایِ خالیِ آشنا

نقل از: دفتر یادداشتها … در سالهای نخست که از یار و دیارم دور افتاده بودم، نگاهم مدام در میان مردم بیگانه به دنبال چهرۀ آشنائی می‌گشت و گوش‌ام هربار به هر صدائی‌که آوائی مشابه آوایِ زبانِ مادری‌ام داشت تیز می‌شد. سالها و سالها از پی هم آمدند و گذشتند و من هنوز که هنوز…

ادامه “جایِ خالیِ آشنا” »

یادداشت

دنیا خانۀ من است

Posted on 10 می 202610 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
دنیا خانۀ من است

چند روز پیش روی برگۀ کاغذی نوشته بودم، پنج شعلۀ جاوید، نفیسی، پورت سن کلود، تاکسی، مهاجرت، سرخپوست  و وطن. امروز صبح به تصادف چشم‌ام به این برگۀ کاغذ افتاد،  مدتی به کلمه ها خیره نگاه کردم تا زنحیرۀ پیوند و رابطۀ آن ها را پیدا کنم. بی شک این چند کلمه را یادداشت کرده…

ادامه “دنیا خانۀ من است” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

رجز خوانی

Posted on 8 می 20268 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
رجز خوانی

مبادا چنین هرگز آیین من/ سزا نیست این کار در دین من که ایرانیان را به کشتن دهم/ خود اندر جهان تاج بر سر نهم…………………………. مادرم یک بار با لهجۀ مردم خراسان به همسایه گفته بود: «برّه‌م، آدم روی کسی رو به آتش نمیده.» به ‌یاد ندارم چه خطائی از «حسین حرمله» سر زده بود…

ادامه “رجز خوانی” »

یادداشت

جدال با فراموشی *

Posted on 5 می 20266 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
جدال با فراموشی *

آدمیزاده شاید با مرگ کنار بیاید ولی با زمان…؟ من این روزها مانند مادرم در پیری، با مرده ها بیشتر از زنده ها زندگی می کنم، امروز صبح بی‌هیچ دلیل روشنی به یاد زنده یاد «ویدا حاجبی» افتادم، مدتی نگاه‌ام به راه رفت، دست از کار کشیدم و پشت پنجرۀ اتاق به تماشای این کاج‌هایِ…

ادامه “جدال با فراموشی *” »

یادداشت

مرگ انسانیت

Posted on 2 می 20262 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
مرگ انسانیت

چند سال پیش، پیرزنی‌که از اردوگاه‌های نازی‌ها و کوره‌های آدم سوزی هیتلر جان به برده بود، با خبر نگار تلویزیون فرانسه مصاحبه می‌کرد. من گفتگوی آن‌ها را پس‌از چند‌سال هنوز از یاد نبرده‌ام، پیرزن در جواب خبر نگار می‌گفت: «من هرگز نازی‌ها را نخواهم بخشید، چرا که آن‌ها انسانیّت را در ما کشتند» بعد به…

ادامه “مرگ انسانیت” »

یادداشت

رفتار

Posted on 20 آوریل 202620 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
رفتار

در سال‌های نخست مهاجرت چند صباحی به حرفۀ دوران نوجوانی و جوانی‌ام، برگشته بودم و در حومۀ شهر پاریس پیستوله کاری و نقاشی می‌کردم. در آن روزها واژۀ« chantier» (شانتی یه) تازه به گوش‌ام خورد و به مرور زمان به معنای آن پی بردم. در فرانسه به جا و مکانی «شانتی یه» می‌گویند که مهندسین،…

ادامه “رفتار” »

یادداشت

غریبۀ روی پل

Posted on 17 آوریل 202617 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
غریبۀ روی پل

دیروز به عزیزی که مثل من به گوشه‌ای از دنیا پرتاب شده و سال‌ها از یار و دیار دورمانده است، نوشتم که هر روز غروب، با یک یا دو گیلاس‌ شراب ارزان قیمت از گردنه‌های دلگیر و مه‌آلود غروب ها گذر می‌کنم و روز را به شب می‌رسانم و آخر شب، تاریخ بیهقی را می‌بندم…

ادامه “غریبۀ روی پل” »

یادداشت

وارونگی

Posted on 15 آوریل 202615 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
وارونگی

جایِ آن است که خون موج زَنَد در دلِ لعل زین تَغابُن که خَزَف می‌شکند بازارش اگر چه تفسیر، تأویل و توضیح شعر به آن لطمه می زند، ولی من تا شعری را نفهمم و آن را هضم نکنم، به‌سادگی دست از سر شاعر بر نمی‌دارم. از شما چه پنهان، این شعر در روزهای اخیر…

ادامه “وارونگی” »

یادداشت

«Duende»

Posted on 10 آوریل 202610 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
«Duende»

و فدریکو گارسیا لورکا  دوئنده واژه و مفهومی اسپانیایی است که چند معنی و کاربرد متفاوت دارد. در زبان اسپانیایی، دوئنده به معنی «جن»، «روح»، یا موجودی افسانه‌ای کوچک (شبیه کوتوله یا الف) است. در زبان روزمره گاهی به صورت استعاری استفاده می‌شود برای توصیف کسی که «حال و حالت خاص»، «جذابیت درونی» یا «کاریزما»…

ادامه “«Duende»” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

حاشیه، حیا‏

Posted on 8 آوریل 20268 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
حاشیه، حیا‏

… باید چند سالی می‌گذشت تا آن تصویر و تصوری که از پاریس ‏زیبا، رویائی و خیال‌انگیز به من داده بودند، به مرور زمان فرو می ریخت، ‏تا چشم هایم به روی چهرۀ پاریس مهاجران و مردم حاشیه باز می‌شد، تا از ‏نزدیک روزگار آن ها را می دیدم و همه چیز را باور می‌کردم….

ادامه “حاشیه، حیا‏” »

مقاله, یادداشت

نسلی که منقرض شد

Posted on 5 آوریل 20265 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
نسلی که منقرض شد

گذرم به میدان ایتالیا افتاده بود، به یاد گذشته ها با پله برقی به طبقۀ سوم فروشگاه بزرگ رفتم و از آنچه می دیدم، حیرت کردم. شگفتا، در چند سالۀ اخیر پاساژ شلوغ و پرازدحام تغییر کرده بود و خلوت شده بود، چندین فروشگاه بسته بود، کافۀ وسط پاساژ، میعادگاه ما را برچیده بودند، فروشگاه‌ها…

ادامه “نسلی که منقرض شد” »

یادداشت

جهل و جنایت براریکۀ قدرت (1)

Posted on 1 آوریل 20261 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
جهل و جنایت براریکۀ قدرت (1)

بگمانم دنیا مخلوق اندیشه و دست‌های آدمی است که با عشق و امید ساخته شده است و با اندیشه و عشق و امید می توان آن را بهتر ساخت. گیرم تا زمانی که پلیدی، جهل و جنایت در این دنیا وجود دارد، بدون نفرت نمی‌توان از عشق سخن گفت. تا نفرت از پلشتی نباشد عشق…

ادامه “جهل و جنایت براریکۀ قدرت (1)” »

یادداشت

تندیس سفاهت و شناعت

Posted on 25 مارس 202625 مارس 2026 By حسین دولت‌آبادی
تندیس سفاهت و شناعت

من اگر چه در سفاهت و شناعت دونالد ترامپ، چهرۀ عریان امپریالیسم آمریکا شکی نداشتم، ولی گمان نمی کردم نتانیاهوی صهیونیست و فاشیست و کودک کش، این مردک بیمارروانی، خود شیفته و جنایتکار را به چنان مخمصمه ای بکشاند که به قول بچه های جنوب شهر تهران «گُه گیجۀ آمریکائی بگیرد و قبلۀ کونش را…

ادامه “تندیس سفاهت و شناعت” »

یادداشت

سودایِ آبرو، اعتبار و حیثیت

Posted on 23 فوریه 202621 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
سودایِ آبرو، اعتبار و حیثیت

فضای دنیای مجازی بی‌‌شباهت به گرد باد نیست، اگر به کنجکاوی به آن سرک بکشی و مواظب نباشی، به دام می‌افتی، خواه ناخواه با آن همراه می شوی و چند روز در تنورۀ تنگ گردباد دور خودت می چرخی و می چرخی و از آن رهائی نمی‌یابی. من دراین همه سال به تجربه دریافته ام…

ادامه “سودایِ آبرو، اعتبار و حیثیت” »

یادداشت

مرغ آمین

Posted on 19 فوریه 20265 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
مرغ آمین

کنج نیمه تاریک رستوران، هما و هدایت پشت میز به انتظار هوشنگ نشسته اند تا غذا سفارش بدهند، زنی خپله به میز نزدیک می‌شود و به خوشخدمتی به آن‌ها لبخند می‌زند. کارگر رستوران با کاغذ و قلم آمده است تا سفارش بگیرد: هما- چند دقیقه، اجازه بدین تا دوستمون بیاد. هدایت- ( نگاهی به ساعت…

ادامه “مرغ آمین” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

تخریب، تحریف و تباهی

Posted on 7 فوریه 20267 فوریه 2026 By حسین دولت‌آبادی
تخریب، تحریف و تباهی

بزرگش نخوانند اهل خرد/ که نام بزرگان به زشتی برد ( سعدی) در روایت‌های اسلامی آمده است: پس از آنکه ابراهیم به‌ دستور خداوند، همسر و فرزندش را در صحرا رها کرد، تشنگی بر آن‌ها چیره شد، هاجر در جستجوی آب میان کوه صفا و کوه مروه می‌دوید و چشمه و چاهی نمی‌یافت. سرانجام جبرئیل…

ادامه “تخریب، تحریف و تباهی” »

یادداشت

فیل سالخورده و خواب *

Posted on 4 فوریه 20264 فوریه 2026 By حسین دولت‌آبادی
فیل سالخورده و خواب *

چند سال پیش، زن نویسنده و روزنامه نگاری به معضل تبعید، انسان تبعیدی و پریشانی‌های روحی او اشاره کرد و به من پند و اندرز داد تا به روانپزشک مراجعه کنم ودراین باره با پزشک حرف بزنم. آن روز پشت فرمان تاکسی نشسته بودم، در کوچۀ ریولی « Rivoli» راه بندان سرسام آوری بود و…

ادامه “فیل سالخورده و خواب *” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

جهانی پر از دروغ

Posted on 31 ژانویه 202631 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
جهانی پر از دروغ

چندی پیش نوشته بودم که جنگ جنایت است. کسی پرسید: در برابر متجاور چکار باید کرد؟ نباید جنگید؟ جنگ‌های آزادیبخش را آیا محکوم می‌کنید؟ در جواب ایشان نوشتم من اگرچه جانبدار صلح هستم و می‌دانم چرا دراین دنیا جنگ‌ها آغاز می شده اند و چرا آغاز می‌شوند، ولی اگر به کشوری تجاور کنند، اگر میهن…

ادامه “جهانی پر از دروغ” »

یادداشت

شاه، شهبانو و شُکری شِکَری

Posted on 24 ژانویه 202624 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
شاه، شهبانو و شُکری شِکَری

چندی پیش دردنیای مجازی در بارۀ بازگشت سلطنت و تاج خواهی پسر شاه، از قول پدرم نوشتم که «در میان تمام موجودات روی زمین فقط شتر به عقب می‌شاشد.» به‌ نظر آن مرد رند روزگار، دنیا و مردم دنیا از آغاز پیدایش، اگرچه گاهی به کندی و تردید، ولی همیشه به‌ جلو رفته اند و…

ادامه “شاه، شهبانو و شُکری شِکَری” »

مقاله, یادداشت

بر بامِ گرد باد

Posted on 18 ژانویه 202618 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
بر بامِ گرد باد

سال‌ها پیش درایران شعری از اسماعیل خوئی خواندم بنام «بر بامِ گرد باد». اگر چه شعر با تفسیر، تأیل و توضیح خراب می‌شود، ولی مفهوم این شعر مرا هربار به یاد منتقدین و «دانشمندان کبیری» می اندازد که گردباد آن ها را مانند پرکاهی به هوا برده است و در آن بالاها، بر بام گردباد…

ادامه “بر بامِ گرد باد” »

یادداشت

دوستی خاله خرسه (1)

Posted on 15 ژانویه 202615 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
دوستی خاله خرسه (1)

ایران خانۀ مردم ایران است و حکومت ها در طول تاریخ مستأجر این خانۀ آباء اجدادی ما بوده اند، حکومت‌ها هرگز صاحب این خانه نبوده اند و نیستند. از آغاز تا به امروز، هرکدام بنوبۀ خویش با تاج و عمامه و دستار، از راه رسیده اند، چند سالی زیر طاق این خانۀ قدیمی و تاریخی…

ادامه “دوستی خاله خرسه (1)” »

یادداشت

سنگِ مَحَک

Posted on 10 ژانویه 202610 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
سنگِ مَحَک

خوش بُوَد گر محکِ تجربه آید به میان تا سیه‌روی شود هر که در او غَش باشد امروز صبح دوستی مطلبی را که نیلوفر بیضائی در بارۀ جنبش و خیزش مردم ما و حکومت نکبت اسلامی نوشته بود با وانساپ فرستاد، این بانوی هنرمند تأترکه گویا درکنف حمایت «اعلیحضرت همایونی آینده!!» قرار گرفته و از…

ادامه “سنگِ مَحَک” »

یادداشت

قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1)

Posted on 8 ژانویه 20268 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1)

قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1) حافظ چند قرن پیش به درستی سروده است: «آسوده بر کنار چو پرگار می‌شدم/ دوران چو نقطه عاقبتم درمیان گرفت.» من اینهمه را سال‌ها پیش دریافته ام و فهمیده ام که هیچ انسان آگاه، با وجدان و شرافتمندی نمی‌تواند از معرکۀ زندگی بر کنار بماند و…

ادامه “قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1)” »

یادداشت

دشنام، هنر و انسانیّت

Posted on 21 دسامبر 202521 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
دشنام، هنر و انسانیّت

  اگر هنر و انسانيت نتوانند در كنار يكديگر زندگي كنند بگذار هنر بميرد. « رومن رولان» کتمان نمی‌کنم، من رعیت زاده‌ام، از حاشیۀ کویر، از اعماق جامعه می‌آیم، لای زر ورق بزرگ نشده‌ام، ناز پروده نیستم و در طول و عرض زندگی، در محله‌های فقیر نشین تهران، جادۀ ری و خیابان خط، مهرآباد، نظام آباد،…

ادامه “دشنام، هنر و انسانیّت” »

یادداشت

مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد

Posted on 18 دسامبر 202518 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد

سال‌ها پیش، در روستای رامین، این جمله را با خط درشت نوشته بودم و در جائی روی دیوار سنجاق کرده بودم که تا هر وقت پشت میزم می نشستم، آن را می‌دیدم. درست به یاد ندارم عطار نیشابوری در تذکره الاولیاء از زبان کدام عارفی این سخن را نقل کرده بود: هر چه بود و…

ادامه “مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد” »

یادداشت

آرزو، حسرت و حسادت

Posted on 16 دسامبر 202516 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
آرزو، حسرت و حسادت

من پیش از ورود به دبیرستان و آشنائی با مقدمات مبحث «تکامل» و پیدایش موجودات زنده و زندگی بر روی کرۀ زمین، تحت تأثیر مادرم و پیروی از او که زنی ساده‌دل، خوشقلب، مردمدوست و به تعبیر مسلمان‌ها «مؤمنه»‌ ای به تمام عیار بود، نماز می‌خواندم، روزه می‌گرفتم و در مراسم روضه‌خوانی و شبیه خوانی…

ادامه “آرزو، حسرت و حسادت” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

مرگ و جاودانگی

Posted on 13 دسامبر 202513 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
مرگ و جاودانگی

زنده یاد عباس معروفی سال‌ها پس از موج اول مهاجرت اجباری اهل هنر و ادبیات، ناچار به مهاجرت شد و به آلمان رفت. من او را نخستین باردر مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران «درتبعید» در شهر ماینز آلمان دیدم. پیش از این دیدار، دو رمان و چند قصۀ کوتاه از او خوانده بودم و می‌دانستم…

ادامه “مرگ و جاودانگی” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

صفحه‌بندی نوشته‌ها

1 2 3 بعدی

کتاب‌ها

  • ترازوی گاچی
  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme