دسته: مقاله
مقاله هائی که زير عنوان « نگاه سيّاره!» از نظر شما می گذرد، طی بيست سال (۱۹۸۹ – ۲۰۰۹ميلادی) در خارج از کشور (فرانسه) و در فرصت و به مناسبت های گوناگون نوشته شده اند. شماری از اين مقاله ها در نشريات خارج از کشور به چاپ رسيده اند و شماری اندک برای نخستين بار در اين جا درج می گردند. بی ترديد در اين بيست ساله، زاوية نگاه نويسنده، درک و تلّقی و دريافت های او، توقع و انتظارات و باورهای او در زمينه های مختلف: هنری، فرهنگی، سياسی و … به مرور زمان تغييراتی کرده، و با بالا رفتن سن و سال و کسب تجربه های تازه، نظر و داوری های او در جاهائی تعديل شده است، گيرم اين تغيير و تعديل در متن مقاله ها اعمال نشده تا گذشته، مسير حرکت و رد پای نويسنده گم نشود. چون اگر گذشتة آدم ها را دستکاری کنيم و يا اين گذشته را از آن ها بگيريم، چيز زيادی از حقيقت باقی نخواهد ماند.
بدرود با دوست
شب هاي هجر را گذرانديم و زنده ايم ما را به سخت جاني خود اين گمان نبود * سخن ام را با شعری از زنده یاد کمال رفعت صفائی آغاز میکنم، شاعر کم نظیری که سی و دوسال پیش، در اوج شکوفائی خاموش شد و از میان ما رفت و در این آرامگاه ابدی، درکنار زنده یاد رضا مرزبان آرمیده است…
زخمیترین گوزن فلات
برگ خشکی را بیاد آر/ که در بادها میرود و بگو: تو هرگز بادها را نشناختی/ تو عاشق بادها بودی. به یاد سعید سلطانپورکه، در 31 خرداد 1360 تیرباران شد. منکوب دنیای بیگانه، تنها و مضطرب، در راهروهای پیچاپیچ مترو پرسه میزدم…
طرز نگاه مرغ از آينة قفس
من مقالۀ « طرز نگاه مرغ از آینۀ قفس» را سی و دوسال پیش، پس از خاموشی کمال رفعت صفائی به یاد آن عزیز، به یاد دوست، نوشتم و امروز به مناسبت چاپ ترجمۀ گزیدۀ اشعار شاعر به فرانسه، آن را باز نشر میکنم. در ضمن، محض اطلاع دوستان، علاقمندان و هم میهنان مقیم پاریس، رونمائی این کتاب، جمعه شب، 15 ماه مه، ساعت شش بعد ظهر، با حضور همسر و بازماندگان شاعر در آرماتان برگرار می شود. ح. د
Espace L’Harmattan- 21 Bis rue des Ecoles 75005 Paris
کاتب، کاجِ کهنسال و زاغچهها
«ادبیات تبیعد» … در فرهنگ فارسی سه واژه به سه معنا و مفهوم متفاوت وجود دارد: «مهاجرت»، «جلای وطن» و «تبعید»؛ مهاجرت هدفمند، آگاهانه، با تمهیدات و تدارکات قبلیصورت میگیرد و ترس و اجباری در آن نیست. جلای وطن اگرچه به اختیار و آگاهانه است، ولی انسان از بیم جان و زندان و شکنجه و…
نگاهِ سيّاره
از ستيغ کدامين کُهستان بهمن عشق پيچيده در من کز زمستان اين خشکسالان آب های بهاری روان است با یاد «سعيد سلطانپور» کتمان نمی کنم. من نيز از کوی «يار» گذر کرده ام و در اين گذر، آوازهای خوش بسياری شنيده ام؛ ولی کمتر ديده ام آوازه خوانی را که با آرمان هايش اين چنين صميمی، صادقانه و عاشقانه در هم آميخته و يگانه شده…
در آمدی بر ماهِ مجروح *
هنر همیشه، هنر مردمانی خاص در مرحلة مشخصی از تحوّل تاریخی است. «ویساروف بلینسکی» … کمال رفعت صفائی، یکی از چهرههای درخشان شعر معاصر ایران در آغاز جوانی و در اوج شکوفائی، در انزوایِ تبعید، در اتاقکی پر از دارو و دلتنگی، با درد و رنجی مداوم و جانکاه، آرام آرام تکیده و تکیدهتر…
گذر از بیهق و بدخشان
این آز و نیازند که انسان را به درگاه امیر و سلطان میآورند و میمانندناصرخسرو قبادیانی مروزی … در مملکت ما مانند سایر ممالک دنیا انسانهای فرزانه و فرهیختهای در سپهر فرهنگ و هنر وجود داشتهاند که مقام و مرتبت انسان و انسانیت را تا به عرش بالا برده اند و موجوداتی نیز به نام…
پیری تلخ
… سالها پیش، محکومین به اعدام را شب آخر به زندان نظامی جمشیدیه میآوردند و ساعت چهار صبح، قاضی عسکر را صدا میزدند تا محکوم در حضور او وصیّت میکرد. شبهای اعدامی، من با صدای گوشخراش و هول انگیز دانههای زنجیری که از لای میلههای در بزرگ و آهنی زندان میگذشت از خواب میپریدم، روی…
حکایتِ بیگانگی
تا آخر به برودت هوا، آسمان ابری و دلگیر این دیار، آدمگریزیِ همسایهها و درهای بسته عادت نکردم. تا مدتها از اینهمه رنج میبردم و بعدها که گرفتاریها و مشغلهام زیادتر شد، اگر چه درگیر و دار کارهای روزمره از یاد میبردم و زیرباران سمج و راه بندان، با ابروهای گره خورده، آروارههای بر هم…
پیرمردی که صدا میشنید
… چندی پیش با پیرمردی آشنا شدم که شباهت نزدیکی به کهنسالیِ من داشت و شگفتا که مثل من بیشتر عمرش را دور از یار و دیار، در میان مردم بیگانه گدرانده بود و درتنهائی پیر و فرسوده شده بود؛ آشنای من که از این شباهت حیرت کرده بود و به وجد آمده بود، میگفت…
حاشیه، حیا
… باید چند سالی میگذشت تا آن تصویر و تصوری که از پاریس زیبا، رویائی و خیالانگیز به من داده بودند، به مرور زمان فرو می ریخت، تا چشم هایم به روی چهرۀ پاریس مهاجران و مردم حاشیه باز میشد، تا از نزدیک روزگار آن ها را می دیدم و همه چیز را باور میکردم….
خلیج خوک ها و جزیرۀ خارک ما
… همه جا گفته و شنیده میشود که «عمو ترامپ» شاهپرستها قرار است در جزایر ایران – خارک، تنب بزرگ و تنب کوچک- نیروهای ویژه پیاده کند، مقاومت جمهوری اسلامی را در هم بشکند؛ ارتش و سپاه پارسداران را به زانو در بیاورد تا گردن بگذارند، تسلیم شوند و شرایط آتش بس و «صلح!!» سرور…
قبل از فاجعه و بعد…
اگر اشتباه نکنم ماگسیم گورکی نویسندۀ بزرگ روس گفته است: «آنچه که با قلم نوشته شود، با تبر تراشیده نخواهد شد.» من این سخن را سالها پیش در دوران نو جوانیام شنیدم و بهتفاوت «نوشته» و «حرف» پی بردم. آمدهاست که «حرف» را باد میبرد و دیر یا زود فراموش میشود، ولی «نوشته» میماند. به…
آه، آمریکائیِ آرام *
تا زمانی که مدعی روایت کهنه، نخ نما و مکرّر را در بارۀ «چپها» تکرار میکند، جوابها نیز تکراری و مکرر خواهند بود، من اگر چه از تکرار متنفر و بیزارم، ولی گاهی بارِ گردنام می شود و بناگزیر به مباحثه و مجادله تن میدهم و باکسانی درگیر و دهان بهدهان میشوم که جز توهین،…
باج گیری و باج خوری
در دنیای وارونۀ ما که سرمایه داران، اهل حشمت و دولت جزیره شخصی میخرند، در وسط اقیانوس کاخ و عشرتکده میسازند، در زمانه ای که بیماران جنسی نظیر ترامپ به دختر بچه هائی که خریده اند، تجاوز می کنند و نوزادان این دخترکان نا بالغ را پیش ازاین که چشم به جهان کثیف و آلودۀ…
آبی زنگاری
برای اردشیر مهرداد و مهرداد ایمانی خَلَد گَر به پا خاری، آسان بر آید چه سازم به خاری که در دل نشیند؟ خرابیها و ویرانیهای ناشی از جنگ و جدالها را شاید بشود روزی آباد کرد، خانه ها و جادهها و پلها را دو باره ساخت، ولی با زخمها، لطمهها و آسیبهای روحی انسانها، با…
تغییر، تحول و دگردیسی
تغییر، تحول و دگردیسی برای روشنفکر و هنرمند فقط یک اتفاق بیرونی نیست؛ بیشتر شبیه یک ضرورت وجودی است. روشنفکر اگر تغییر نکند، بهتدریج تبدیل میشود به مبلغِ اندیشههای کهنه. کار او جستجو، کنکاش، پرسش و چون و چرائی مسائل و معضلات است، نه قاطعیت و حفظ قطعیتها. جهان عوض میشود، قدرتها جابهجا میشوند، زبان…
آوازِ خوشِ کلاغها
… وقایعی که این روزها در دنیای مجازی و دنیای واقعی رخ می دهد، از هتاکی و فحاشی، تهدید و ارعاب به یک فرد فراتر می رود و همۀ نیروهای مترقی سیاسی را در بر میگیرد. شاید اگر مسأله شخصی بود و کسی توی کوچه یا خیابان به من دشنام داده بود و ناسزا گفته…
روز آخر
به یاد عزیزان ما اکرم فرمهینی و باقر مومنی روز آخر سنگاز سرما میترکید، بوی مرگ و سایة مرگ همه جا با ما بود، با بوی دود در هوایِ یخ زده میچرخید، همه جا احساس میشد و من آن را حتا در نگاه چند نفر آشنائی که در پناه دیوار سنگی قبرستان، چشم به راه…
جامۀ کاغذین
دردیوان حافظ و عطار چند بار به استعارۀ « جامۀ کاغذین» برخوردم؛ تا به منظور آنها پی ببرم، به فکر افتادم تا رگ و ریشۀ این اصطلاح را پیدا کنم. کاغذین جامه از کجا میآمد؟ آیا مردم جامۀ کاغذی می پوشیدند؟ چرا؟ باری، پس از جستحوی بسیار دریافتم که در ایام گذشته هنگامی که کسی…
شاه، شهبانو و شُکری شِکَری
چندی پیش دردنیای مجازی در بارۀ بازگشت سلطنت و تاج خواهی پسر شاه، از قول پدرم نوشتم که «در میان تمام موجودات روی زمین فقط شتر به عقب میشاشد.» به نظر آن مرد رند روزگار، دنیا و مردم دنیا از آغاز پیدایش، اگرچه گاهی به کندی و تردید، ولی همیشه به جلو رفته اند و…
حکومت و هنر
در شوره زار دانه اگر سبز می شود از چرخ بخت اهل هنر سبز می شود روزی که برف سرخ ببارد ز آسمان بختِ سیاهِ اهلِ هنر سبز می شود صائب تبریزی حکومت های استبدادی ( اقتدار گرا- دیکتاتور) در ایران از آغاز تا به امروز مستقیم و غیرمستقیم شکل، محتوا، مسیر و حتا سرنوشت…
شنا بر سنگ
نگاهی به تاريخچة کانون نويسندگان ايران « در تبعيد» مدتها پس از حملۀ حزبالله و به تاراج رفتن خانۀ کانون به دست عناصر جمهوری اسلامی ایران، اعضای هیئت دبیران، جلسات خود را مخفیانه در خانههای اعضا برگزار میکردند. در یکی از همین نشستها تصمیم میگیرند منوچهر هزارخانی را به اروپا راهی کنند تا به نمایندگی آنها و همیاری…
مردم مزدک را دوست داشتند
هفتۀ پیش دوباره داستان جنبش مزدک را در شاهنامۀ فردوسی خواندم؛ از سرنوشت غمانگیز مزدک و سرکوب وحشیانۀ مزدکیان چندان متأثر شدم که به فکر افتادم این مختصر را تهیه و تنظیم کنم. باری، اگر چه پانزده قرن از آن زمان گذشته، ولی جهان هنوز پریزور است و کثیف ترین اتهامی که در آن زمان…
دو طرز نگاه در سینما
تفاوت فلسفی بنیادین این دو نابغۀ سینمای ایتالیا چنین است: فدریکو فلینی: «بحران وجودی ». ویسکونتی: «جدال تاریخی و مبارزۀ طبقاتی» در جهان فدریکو فلینی هیچکس نمیتواند انسانیت را نجات دهد. نه روشنفکر، نه کارگر، نه کلیسا، نه سیاست؛ نجات در «ژرفای روان» است، در معنویت از دست رفته است و از آنجا که این معنا و معنویت مرده است، سقوط احتناب ناپذیر است. در جهان ویسکونتی نجات ممکن است، اما از دل تاریخ و نیروهای اجتماعی، نه از روان فردی. روشنفکر در فیلم «زندگی شیرین» اثر فلینی خودکشی میکند. چون فلینی از اساس به توانایی روشنفکر برای تغییر جهان یا حتا نجات خود باور ندارد. روشنفکر فقط بحران را بهتر درک میکند، و همین آگاهی بدون امید او را نابود میکند. چنین اتفاق در سینمای لوچینو ویسکونتی غیرممکن است. ویسکونتی روشنفکر را بخشی از «ساز وکار تاریخی فهم جهان» میداند؛ کسی که میتواند شاهد زوال، تحلیلگر آن و گاهی حامل امکان رستگاری باشد.
عُمرِ اعدام
قدیمیترین قانون مجازات که بشریت تا به امروز شناخته، قانون حمورابی است که بیش از دو هزار سال پیشاز میلاد مسیح روی ستونی سنگی حک شده است و شهرت جهانی دارد. منشور حمورابیکه در سال 1901 میلادی در شوش ایران کشف شد، دارای « 282» ماده است. در نخستین سندی که از حمورابی، شاه بابل به یادگارمانده، برای بیست و پنج مورد جنایت، مجازات اعدام در نظر گرفته شدهاست. جرمهائی که در منشور حمورابی حکم اعدام داشتند عبارت اند از
چهل سال گذشت
به مناسبت چهلمین سال خاموشی غلامحسین ساعدی و ترجمۀ مجموعه قصۀ او به زبان فرانسه … غلامحسین ساعدي نویسندهای خلاق و پركار بود و اگر چه عمری به کفاف نکرد و بیش از چهل و نه سال در دنیای وارونه نماند، ولی در این عمر کوتاه چند رمان، چندین مجموعه قصه، چندین نمایشنامه، فیلمنامه، سفرنامه،…
عادلهایِ خشمگینِ وطنی
… در دوران کودکی این مثل را بارها از پدرم شنیدم: «شاعر زمین خالی نگذاشته » اگر درست فهمیده باشم منظور ایناست که اهل هنر به همۀ مفاهیم کلی انسانی پرداخته اند و در بارهاش شعر سرودهاند، داستان، نمایشنامه و فیلمنامه نوشتهاند و اینهمه را به شکلهای متفاوتی بیان کرده اند یا بیان میکنند: برای…
شعر مفید، شعر مضر
من آثار احمد کسروی، از جمله تاریخ مشروطیّت، را در جوانی خواندهام، از او آموختهام، قدر و ارزش آثار او را میدانم و ارج میگذارم؛ هر چند با همة افکار و عقاید و نظریات او موافق نیستم. باری، کتاب «حافظ چه میگوید» کسروی را دیروز دو باره مرور کردم تا به یاد میآوردم چرا آرمان…
چون به گَردَش نمیرسی واگرد
هامون کارگردان و سناریست داریوش مهرجوئی دیر زمانی است که روانشناسی و روانکاوی به عرصۀ هنر و ادبیات وارد شده و آن را هم در شکل و هم در محتوا تحت تأثیر قرار داده است. کنکاش در ذهن شخصیتها از طریق تداعیها که به آن «ذهن سیال» میگویند به هنرمند مجال میدهد تا خود را…
همۀ ما از «تاریکخانۀ» صادق هدایت بیرون آمدهایم (۱)
حاصل گفتگوی دراز مدت و یکسالۀ دو تن از هنرمندان ایران با محمود دولتآبادی، کتابی است حجیم به نام «ما نیز مردمی هستیم.» گفت و شنود که در فضائی دوستانه و با شیفتگی انجام گرفته، پایبند هیچگونه قاعده و قانون رایج مصاحبه نیست و ناگزیر دامنۀ گستردهای در همۀ زمینهها پیدا کرده است. با آنکه «امیرحسین چهلتن و فریدون فریاد»…
ادامه “همۀ ما از «تاریکخانۀ» صادق هدایت بیرون آمدهایم (۱)” »
در خلوت دوست
«نامههای بزرگ علوی به باقر مؤمنی» مؤلف: باقر مؤمنی عزیزی را در ایران میشناختم که هر بار قصه و یا رمانی میخواند، در صفحه سفید آخر کتاب دریافتها و تأثراتش را به اختصار و با خط خوش مینوشت و کتاب را کنار میگذاشت. در واقع تا از فضای کتاب و موضوع بیرون نیامده و حسها…
عطار و شعر عرفانی
محمدرضا شفیعی کدکنی زندگی عطار در میان بزرگان شعر عرفانی فارسی، زندگی هیچ شاعری به اندازه زندگی عطار در ابر ابهام نهفته نمانده است. اطلاعات ما در باب مولانا صدبرابر چیزی است که در باب عطار میدانیم. حتا آگاهی ما در باره سنایی، که یک قرن قبل از عطار میزیسته، بسی بیشتر از آن…
در تباهی
در دریای فرهنگ و اندیشۀ بشری احکام مذهبی به صخرههای خزه بسته میمانند که در ژرفاها به گل نشستهاند. یادگار دورانهای دور سپری شده، یادگار بارانهای بهاری که روزگاری از آسمان تیره فرو باریدهاند تا شاید گل پژمردۀ آدمی سر از گریبان به درآرد و شادمانه بر خاک ببالد و سبکبار و آسوده خاطر از…
یادداشتی بر کتاب «دوران» اثر حسین دولت آبادی
دوران ۳۰۵ صفحه ، نشر ناکجا ۲۰۲۳، پاریس جلال علوی نیا دوران، کتاب تازه ی حسین دولت آبادی نویسنده ی پُرکار، با استعداد و با ذوق مقیم فرانسه مانند دیگر نوشته های وی اثری خواندنی و دلنشین است و با این که سبک بسیارمتفاوتی دارد باز از همان کشش و هیجان داستان هایش برخوردار است. بی…
دین، دولت، لائیسیته، سکولاریزاسیون
در ایران، جدائی دین از دولت، پانسمانی است که عفونت را می پوشاند یکی از عرصههای استراتژیک در فردای جمهوری اسلامی، تکلیف دین و نهادهای دینی است، چرا که بعد از جمهوری اسلامی، موقعیت مذهب شیعه و نهادهای اسلامی، چه بخواهیم و چه نه، بازگشت به وضعیت پیش از انقلاب نخواهد بود. ما باید برای…
مهر پرستی
برخی بررسی ها درباره جهان بینی ها و جنبش های اجتماعی در ایران مهرپرستی احسان طبری چو ذره گر چه حقیرم، ببین به دولت عشق/ که در هوای رُخَت چون به مهر پیوستم «حافظ» یکی از کیش های کهن ایرانی که زمانی جهان گیر شد مهر پرستی یا میترائیسم است. چنان که طی این بررسی خواهیم…
نقش و سهم چپ در به قدرت رسیدن خمینی
شهاب برهان طیف گسترده مخالفان انقلاب ۵۷، از سلطنت باختگان و سلطنت طلبان گرفته تا طرفداران پشیمان شده انقلاب که “رحمت به کفن دزد اولی” می گویند، در یک هماوائی جمعی از طریق وسائل تبلیغی متعدد و بس قدرتمندی که در اختیار دارند، همچنان و بیش از پیش چپ ها را مسئول به قدرت رسیدن…
قلعه یِ گالپاها؛ زندگی کودکانیکه دیمی بزرگ میشوند
نقل از دویچه وله فارسی “قلعه گالپاها” یادماندههای حسین دولتآبادی است از دوران کودکی. او در این اثر از زندگی سراسر رنج خود و مردم روستاهای حاشیه کویر مینویسد و از کودکان کار در مزارع و کارگاهها. اسد سیف، منتقد ادبی، کتاب را بررسی کرده است. … دنیای ذهن ما انباری از خاطرههاست. آنجا که زندگی…
ادامه “قلعه یِ گالپاها؛ زندگی کودکانیکه دیمی بزرگ میشوند” »