Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

نویسنده: حسین دولت‌آبادی

نو روز

Posted on 19 مارس 202419 مارس 2024 By حسین دولت‌آبادی
نو روز

عزیزی در آن سر دنیا، نزدیک قطب شمال زندگی می‌کرد و در پایان هر سال به مناسبت نوروز چند کلمه‌ای مهرآمیز می‌نوشت و هرگز از این کلیشه نیز چشم نمی پوشید: «بهاران خجسته باد!!» سال‌ها آمدند و گذشتند و آن بهار خجسته از راه نرسید. باری از این تکرار ملال‌آور خسته شدم و سرانجام به‌اختصار…

ادامه “نو روز” »

یادداشت

مرغ انجیر خوار

Posted on 17 مارس 202422 دسامبر 2024 By حسین دولت‌آبادی
مرغ انجیر خوار

فصلی از « از ریشه در باد» پس‌از مهاجرت دورۀ تازه‌ای در زندگی خانوادۀ ما آغاز شد: مادرم خانه، کاشانه، دوستان، آشنایان، مُرده‌ها و هویّت‌اش را در قلعۀ گالپاها جا گذاشته بود و دور از یار و دیار سرگشته، سراسیمه و مدام مضطرب بود و در هیچ‌جائی آرام و قرار نمی‌گرفت. فاطمۀ زهرا با لهجۀ…

ادامه “مرغ انجیر خوار” »

رمان

نامه به بطحا

Posted on 29 فوریه 202429 فوریه 2024 By حسین دولت‌آبادی
نامه به بطحا

بزرگوار اگر مردم ایران را هربار یک کاسه نمی‌کردی و با یک چوب نمی راندی، اگر با اینهمه خوشیفتگی و خودباوری بر مسند قضاوت نمی‌نشستی و از بالادر بارۀ مردم ما حکم صادر نمی‌کردی، ضرورت تکرار بدیهیات و توضیح واضخات پیش نمی‌آمد و من این نامه را به بطحا نمی‌نوشتم. بزرگوار، آن انسان زیبایِ افسانه‌ای…

ادامه “نامه به بطحا” »

نامه

مرد مُرده راه می رود

Posted on 25 فوریه 20242 ژوئن 2024 By حسین دولت‌آبادی
مرد مُرده راه می رود

… بنا به‌ اسناد رسمی کشور من ده سال پیش از این دنیا رفته‌ام و ادارۀ ثبت اسناد و احوال شناسنامه‌ام را باطل کرده است. از تو چه پنهان، من این خیر شعف‌انگیز را ده سال پیش از راه دور شنیدم؛ مدتی نگاه‌ام به‌ راه رفت و به جائی ناپیدا خیره ماندم. شگفتا، من مدتی‌است…

ادامه “مرد مُرده راه می رود” »

دسته‌ بندی نشده

زبان مادری

Posted on 22 فوریه 202422 فوریه 2024 By حسین دولت‌آبادی
زبان مادری

اگر اشتباه نکنم، پارسال مطلبی دربارۀ دوری از زبان مادری و از مردم و میهن و از نگرانی‌ها و دغدغه‌هایم نوشته بودم و اشاره کرده بودم به نویسنده‌هائی که به ناچار یا به اختیار دور از مردم، در مهاجرت یا تیعید زندگی می‌کنند، به اصطلاح بازاری‌ها «از کیسه می‌خورند» و اگر از زبان فارسی با…

ادامه “زبان مادری” »

دسته‌ بندی نشده

میرزا بنویس بد خط

Posted on 20 فوریه 202420 فوریه 2024 By حسین دولت‌آبادی
میرزا بنویس بد خط

… تا آن جا که به‌یاد دارم، در ولایت ما میرزا بنویسی بود که برای همولایتی‌های بی سواد و زن‌هائی که شوهر آن‌ها به سفر راه دور رفته بود، نامه می‌نوشت. (چند صباحی این مهم به من واگذار شده بود) باری، دستخط میرزاسن خرچنگ قورباغه و ناخوانا بود؛ اهالی با او شوحی می‌کردند و می‌گفتند…

ادامه “میرزا بنویس بد خط” »

یادداشت

در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم

Posted on 15 فوریه 202415 فوریه 2024 By حسین دولت‌آبادی
در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم

بخشی از رمان «در آنکارا باران می بارد» روزی که قاصدک از استانبول برگشت و خبر آورد، با خودم گفتم تمام شد، همه چیز به آخر رسید. آخرین امیدم، تنها رشته‌ای که هنوز مرا به زندگی پیوند می‌‌زد،  بریده بود و من احساس می‌کردم مانند قاصدکی در خلاء سرگردان مانده‌ام و سردر گم، دور خودم می‌چرخم. گيج  و منگ شده بودم، سرگشته و بی‌ خود، در کوچه پس کوچه‌های آنکارا پرسه می‌زدم و هر بارکه باران تند تر…

ادامه “در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم” »

رمان, کتاب

سهو یا عمد

Posted on 8 فوریه 20248 فوریه 2024 By حسین دولت‌آبادی
سهو یا عمد

دوستی تلفنی اطلاع داد که آقای امیر طاهری در مقاله ای از تو نام برده است. عجب! من اگر چه ایشان را پیش از انقلاب بهمن به عنوان روزنامه نگار می‌شناختم، ولی بعد از انقلاب و در تبعید مطلبی از او نحوانده بودم و لذا حیرت کردم و به دوست‌ام گفتم بی‌شک اشتباهی پیش آمده‌است….

ادامه “سهو یا عمد” »

دسته‌ بندی نشده

تمرکز نویسنده

Posted on 3 فوریه 202411 نوامبر 2024 By حسین دولت‌آبادی
تمرکز نویسنده

اگراشتباه نکنم و درست فهمیده باشم، هاروکی موراکامی، نویسندۀ شهیر ژاپنی که کارهای او جوایز متعددی را از جمله جایزه جهانی فانتزی، جایزهٔ بین‌المللی داستان کوتاه فرانک اوکانر، جایزهٔ فرانتس کافکا و جایزهٔ اورشلیم را دریافت کرده‌است. در کتاب: « وقتی از دو حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم» سه شرط اساسی برای نویسندۀ رمان…

ادامه “تمرکز نویسنده” »

دسته‌ بندی نشده

کدخدا سنگ

Posted on 29 ژانویه 202410 مارس 2024 By حسین دولت‌آبادی
کدخدا سنگ

مادرم تا زنده بود در بارۀ راز داری می‌گفت: «…حرف که از سی و سه دندان بگذرد، از سی و سه شهر می‌گذرد» همو شکوه می‌کرد که نخود توی دهان همسایۀ دیوار به‌دیوار ما نم نمی‌کشید» باری، اگر همۀ مردم دنیا راز دار و سّر ‌نگهدار بودند و اگر زبان «کدخدا سنک» لق نخورده بود،…

ادامه “کدخدا سنگ” »

دسته‌ بندی نشده

آرامش ابدی

Posted on 15 ژانویه 202415 ژانویه 2024 By حسین دولت‌آبادی
آرامش ابدی

فصلی ار جلد دوم « چکمۀ گاری» (1) زمینگیر‌شده بودم و درآن جزیزه مانند تبعیدی‌ای تنها روزگار می‌گذراندم. هوا به شدت گرم کرده بود و اغلب شرجی و سنگین بود و دم داشت. روزها روی تخت سفری‌‌ دراز می‌کشیدم؛ از گرما و شرجی عرق می‌ریختم و چشم به راه تک شیلات، به‌‌دریا نگاه می‌کردم. پنچرۀ…

ادامه “آرامش ابدی” »

رمان

زنده باد جارو

Posted on 11 ژانویه 20248 ژوئن 2025 By حسین دولت‌آبادی
زنده باد جارو

پیرمردی پس از سال‌ها به‌‌جائی رسیده بود که می‌گفت: «دنیا تا بوده چنین بوده است و هر تلاشی برای تغییر این چرخۀ جهنمی بی‌فایده است» در آن زمان من جخ شانزده یا هفده ساله بودم، روزها خانه‌ها، در و دیوار مردم را رنگ می‌زدم  و شب‌ها در کلاس‌های شبانۀ خوارزمی  درس می‌خواندم. باری پیرمرد- چندان…

ادامه “زنده باد جارو” »

یادداشت

دعوتنامه Invitation

Posted on 2 ژانویه 20242 ژانویه 2024 By حسین دولت‌آبادی
دعوتنامه Invitation

همولایتی سلمانی ما، پس از مهاجرت، با هزار زحمت و ذلت آرایشگاهی در محله ای خلوت و پرت افتاده دایر کرده بود و چانه به میخ انتظار آویخته بود تا شاید در آینده‌ای نه چندان دور کسب و کارش رونق می گرفت و مشتری ها به سراغ‌اش می‌آمدند. گیرم بیفایده. روزها از بیکاری مگس می…

ادامه “دعوتنامه Invitation” »

دسته‌ بندی نشده

معماران معتبر جامعۀ اسلامی

Posted on 28 دسامبر 202322 ژانویه 2025 By حسین دولت‌آبادی
معماران معتبر جامعۀ اسلامی

پیش از مهاجرت اجباری و جلای وطن، یک‌بار بناچار گذرم به تلویزیون جمهوری اسلامی و سر و کارم با «برادرانی!!» افتاد که در بارۀ فیلم نامه‌هائی تصمیم می‌گرفتند که قرار بود ساخته می‌شد و از‌تلویزیون پخش می‌کردند، این معماران معتبر روح جامعۀ اسلامی و مسؤلین تشخیص مصلحت مردم و بیضۀ اسلام، آخر هر ماه، در…

ادامه “معماران معتبر جامعۀ اسلامی” »

دسته‌ بندی نشده

حقیقت، بی خانمان تاریخ

Posted on 19 دسامبر 20236 اکتبر 2024 By حسین دولت‌آبادی
حقیقت، بی خانمان تاریخ

مسافرِ ما از قرن‌ها پیش، از زمانی که انسان از غارها بیرون آمده، زبان بازکرده و خانه و سرپناه ساخته بود، پای پیاده راه افتاده بود، همۀ قاره‌ها، کشورها، شهرها و روستاها را زیر پا گذاشته بود و تا به امروز هنوز خانه، آشیانه و سر پناهی نیافته بود؛ هنوز آواره و بی خانمان بود…

ادامه “حقیقت، بی خانمان تاریخ” »

دسته‌ بندی نشده

Il pleut sur Ankara

Posted on 6 دسامبر 20237 دسامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
Il pleut sur Ankara

À Ankara, par une froide et pluvieuse journée d’automne, Jamileh, l’héroïne du roman qui vient de traverser clandestinement la frontière montagneuse entre l’Iran et la Turquie, laissant tout derrière elle, attend que son mari vienne la rejoindre. Ainsi commence et ainsi s’achèvera le récit d’une vie mise en miettes. Jamileh a reçu des nouvelles, de mauvaises nouvelles qui soudain balaient tous ses espoirs, et qui ravivent sa mémoire confuse et blessée. Désormais seule avec les fantômes de son passé, elle…

ادامه “Il pleut sur Ankara” »

رمان, کتاب

مروری بر رمان – خاطره قلعۀ گالپاها

Posted on 21 نوامبر 202321 نوامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
مروری بر رمان – خاطره قلعۀ گالپاها

عباس شکری +++++                          «قلعه گالپاها» قصه‌ی پرغصه‌ی میلیون‌ها زن، مرد، کودک در سراسر جهان است. قصه‌ی رنج است و کار در شرایط دشوار در حاشیه کویر، در زمین‌های کشاورزی و کارگاه‌ها. قصه‌ی رنج است و کار در شرایط دشوار در جای‌جای کره‌خاکی. صدای خاموش کسانی است که صدا نداشته و ندارند. راوی این خاطره‌ها اکنون…

ادامه “مروری بر رمان – خاطره قلعۀ گالپاها” »

دسته‌ بندی نشده

پاتق همۀ آواره ها

Posted on 23 سپتامبر 202323 سپتامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
پاتق همۀ آواره ها

فصلی از دوران . پسر هتلدار دانشجوی ادبیّات تطبیقی است؛ گاهی به هتل می‌آید و پشت پاچال می‌ایستد. روزی رمان ماه پنهان‌است، اثر جان ایشتاین بک را روی پیشخوان دیدم، سراغ ماه را از او گرفتم و به شوخی گفتم: «انگار آسمان آنکارا ماه و مهتاب نداره» متوجه منظورم نشد، با شگفتی پرسید: «شما اشتاین…

ادامه “پاتق همۀ آواره ها” »

رمان

غنیمت جنگی

Posted on 14 سپتامبر 202314 سپتامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
غنیمت جنگی

اگر اشتباه نکنم، در هیچ دورۀ تاریخی این‌همه نفرت و بیزاری در میان مردم سرزمین ما، در میان این دریای آشفته و توفانی موج نمی‌زده‌است و هیچ حکومتی، مانند «حکومت اسلامی»، اینهمه بذر نفاق، نفرت و کینه در میان مردم نکاشته ‌است. این حکومت گورزاد، این شیادان تاریخ، پس از سقوط دیکتاتوری شاه، با هزار…

ادامه “غنیمت جنگی” »

یادداشت

بازار مکّاره

Posted on 12 سپتامبر 202312 سپتامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
بازار مکّاره

فیسبوک، شباهتی نزدیک به فروشگاه‌های بزرگ یا به‌قول فرانسویها به (هیپر مارشه) یا «بازار مکاره» یِ خودمان دارد، قدم به این‌جور بازرها و فروشگاه‌ها که می‌گذاری درهمان دو دقیقة اول سرگیجه می‌گیری، اگر به‌یک شیشه مربا نیاز داشته باشی، می‌باید نیمساعتی در آن شهرک رنگا رنگ و انباشته از هزاران هزار قلم جنس متنوع بچرخی…

ادامه “بازار مکّاره” »

یادداشت

اگر ناخدا جامه بر تن درد

Posted on 11 سپتامبر 202311 سپتامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
اگر ناخدا جامه بر تن درد

چند روز پیش هنگام بازنگری ترجمۀ رمان «در‌آنکارا باران می بارد» به امری پی بردم که چرت ام را پاره کرد. دوست عزیز من در چند مورد به درک و دریافت متفاوتی از آنچه مراد و منظور من بود، رسیده بود و تفسیر و تعبیر دیگری از چند جمله و عبارت داشت که من هرگز…

ادامه “اگر ناخدا جامه بر تن درد” »

یادداشت

شکمبۀ گاو

Posted on 9 سپتامبر 202323 سپتامبر 2024 By حسین دولت‌آبادی
شکمبۀ گاو

مادرم از ولایت‌اش آواره شده بود؛ این تحقیر، خواری و خفّت را بر نمی‌تابید؛ دم به دم بغض می‌کرد و در انتظار وانت باری، خاموش اشک می‌ریخت. کربلائی عبدالرسول دلاک که این‌همه را پیش‌‌بینی کرده و حدس زده بود، دور از چشم مردم و بی‌سر و صدا از قلعه رفته بود. پدرم تا آن‌جا که…

ادامه “شکمبۀ گاو” »

رمان

دادگاه

Posted on 8 سپتامبر 20238 سپتامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
دادگاه

دژبانی که مرا از زندان پایگاه به ستاد نیروی هوائی برده بود، تلنگری به در اتاق زد، دستگیره را با احتیاط و به آرامی چرخاند، در آستانۀ در سیخ ایستاد، پاشنه پا به هم کوبید و دست‌اش را به سرعت تا لبۀ کلاه‌اش بالا برد: «قربان!» سرهنگ سر از پرونده بر داشت و او را…

ادامه “دادگاه” »

دسته‌ بندی نشده, رمان

مادر چاه

Posted on 6 سپتامبر 20236 سپتامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
مادر چاه

قنات (کاریز) یکی‌از قدیمی‌ترین شیوه‌ي دسترسی به آب، آبیاری و آب رسانی در روستاهای ایران بوده است و گویا کم و بیش هنوز هم هست. من در ایام کودکی، در این قنات‌ها چند صباحی لایروبی کرده‌ام، حالا که سال‌ها از آن روزگار می‌گذرد، از خودم می‌پرسم، در حقیقت بارها پرسیده‌ام که انسان کویری به چند…

ادامه “مادر چاه” »

یادداشت
Posted on 29 آگوست 202318 سپتامبر 2024 By حسین دولت‌آبادی


دسته‌ بندی نشده, یادداشت

ماهی دودی در انتظار گودو

Posted on 20 آگوست 202321 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
ماهی دودی در انتظار گودو

من در همان روزهای اول مهاجرت اجباری و جلای وطن؛ در مهمانخانۀ «دوران» آنکارا متوجه شدم چیزهای با ارزشی را در وطن‌ام جا گذاشته‌ام که در هیچ کجای دنیا دوباره به دست نخواهم آورد. از آن‌جمله دوستان نازنینی را می‌توانم نام ببرم که آرزو و حسرت دیدار دو بارة شماری از آن‌ها به دل‌ام ماند،…

ادامه “ماهی دودی در انتظار گودو” »

دسته‌ بندی نشده

یادداشتی بر کتاب «دوران» اثر حسین دولت آبادی

Posted on 14 آگوست 20233 سپتامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
یادداشتی بر کتاب «دوران» اثر حسین دولت آبادی

دوران ۳۰۵ صفحه ، نشر ناکجا ۲۰۲۳، پاریس جلال علوی نیا دوران، کتاب تازه ی حسین دولت آبادی نویسنده ی پُرکار، با استعداد و با ذوق مقیم فرانسه مانند دیگر نوشته های وی اثری خواندنی و دلنشین است و با این که سبک بسیارمتفاوتی دارد باز از همان کشش و هیجان داستان هایش برخوردار است. بی…

ادامه “یادداشتی بر کتاب «دوران» اثر حسین دولت آبادی” »

مقاله

گدار، دورۀ سه جلدی

Posted on 13 آگوست 20231 سپتامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
گدار، دورۀ سه جلدی

در نیم قرن اخیر  (از کودتا تا انقلاب بهمن و چند سال بعد از انقلاب) مردم میهن ما شاهد حوادثی تاریخی و سرنوشت ساز بوده‌اند. قهرمان‌های رمان گدار در این برهه از تاریخ میهن ما و در کاروانسرای حاجی سفیدابی چشم به دنیا می‌گشایند و با کوله باری سنگین از متن جامعه و تاریخ می‌گذرند. سه رفیق و یا سه برادر خوانده (جمال، صابر…

ادامه “گدار، دورۀ سه جلدی” »

رمان, کتاب

کاربافک‌

Posted on 4 آگوست 202313 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
کاربافک‌

فصلی ار رمان « خون اژدها» تا مدت‌ها، یادگاریِ بی‌بی عاتکه را همه جا، حتا به دارالمجانین و دادگاه با خودم می‌بردم و در پناه «کتاب‌ِآسمانی» سنگر می‌گرفتم. من اگر چه از دوران نوجوانی از آسمان بریده بودم، ولی در آنهمه سال، قرآن را مانند بسیاری از شعرهای مولوی، حافظ، خیام و فروغ سوره به…

ادامه “کاربافک‌” »

دسته‌ بندی نشده

شیطان، فرشته‌ی سرکش و نا فرمان

Posted on 28 جولای 20236 مارس 2025 By حسین دولت‌آبادی
شیطان، فرشته‌ی سرکش و نا فرمان

شیطان در زبان عبری یعنی «دشمن» و در زبان عربی به معنایِ «گمراه»، «دور» و گاهی «پلید» آمده‌است. در قرآن، شیطان ابلیس هم نامیده می‌شود؛ قرآن او را در یک جا جن و در جای دیگر فرشته نامیده‌است. به گفته قرآن، بعد از خلق آدم توسط الله، شیطان حاضر نشد به او سجده کند و…

ادامه “شیطان، فرشته‌ی سرکش و نا فرمان” »

دسته‌ بندی نشده

شاهکار خلقت

Posted on 18 جولای 202310 سپتامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
شاهکار خلقت

خاله زلیخا سنگ تمام گذاشت و با مهر و محبت زیاد این بلا را به‌‌سرم آورد. تازه از حمام بیرون آمده بودم، کارگر حمام بنا به سفارش خاله زلیخا، با کیسۀ زبر، لیف و صابون مرا از پوست در آورده بود، مثل پر سبک شده بودم، نفس‌ام تازه شده بود و احساس ناب و خوشایندی…

ادامه “شاهکار خلقت” »

دسته‌ بندی نشده

یک روز زندگی پس از مرگ

Posted on 16 جولای 202314 سپتامبر 2024 By حسین دولت‌آبادی
یک روز زندگی پس از مرگ

آشنائی از آن سر دنیا، طرح فیلمنامه‌ای را فرستاد و از من خواهش کرد تا گفتگوها (دیالوگ‌های) صحنه‌های فیلم را بنویسم. موضوع یا «سوژه» بنظرم جالب آمد؛ به او جواب دادم اگر عجله‌ای نداشته باشد، اینکار را دراولین فرصت، با کمال میل انجام خواهم داد، افسوس، دنیا وفا نکرد، اجل به او مهلت نداد، «…

ادامه “یک روز زندگی پس از مرگ” »

یادداشت

سینه سرخ

Posted on 13 جولای 202315 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
سینه سرخ

دوست دوران مدرسه‌ام، ناهی نشابوری، پسر حمامی قلعه، کبوتری «سینه سرخ» به من بخشیده بود که به هیچ طریقی جلد نمی‌شد و به بام خانۀ ما خو نمی‌گرفت و هر بار به خانة حمامی بر می‌گشت. ناهی نشابوری هربار کبوتر اهدائی را به خانۀ ما می آور و به من بر می‌گرداند، پرهای او را…

ادامه “سینه سرخ” »

یادداشت

بر امواج مرده ی دریا

Posted on 7 جولای 202313 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
بر امواج مرده ی دریا

دريا چون پير نهنگي تنبل زير خيمة سربي افق به پشت افتاده بود و گهگاه لخت و بي حس بر ماسه‌هاي نمدار ساحل مي‌غلتيد و كف به لب مي‌آورد و باز آرام مي‌گرفت و راحت و بي دغدغه تن به آفتاب داغ نيمروز مي‌سپرد. تا به كرانه‌هاي هموار دريا برسي، همه جا بيابان بود و…

ادامه “بر امواج مرده ی دریا” »

دسته‌ بندی نشده

زنده باد جارو

Posted on 13 ژوئن 202315 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
زنده باد جارو

پیرمردی پس از سال‌ها به‌‌جائی رسیده بود که می‌گفت: «دنیا تا بوده چنین بوده است و هر تلاشی برای تغییر این چرخۀ جهنمی بی‌فایده است» در آن زمان من جخ شانزده یا هفده ساله بودم، روزها خانه‌ها، در و دیوار مردم را رنگ می‌زدم  و شب‌ها در کلاس‌های شبانۀ خوارزمی  درس می‌خواندم. باری پیرمرد- چندان…

ادامه “زنده باد جارو” »

یادداشت

جلسۀ رونمائی ترجمۀ رمان مریم مجدلیه

Posted on 6 ژوئن 202320 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
دسته‌ بندی نشده

رو نمانی ترجمۀ رمان مریم مجدلیه (Marie de Mazdalla)

Posted on 6 ژوئن 202313 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
رو نمانی ترجمۀ رمان مریم مجدلیه                                                                                                                               (Marie de Mazdalla)

 برنامه معرفی‌ تزجمۀ رمان «مریم مجدلیه» به کوشش انجمن ایرانیان وال دُ مارن (حومه پاریس) در تاریخ ۲۹ ماه آوریل ۲۰۲۳ برگزار گردید. ترجمه فرانسه این کتاب به همت حمید صبا و تییری فورنیه انجام گرفته استبه علت مشکلات ناشی‌ از استفاده موسیقی در اینستاگرام، موسیقی متن این برنامه حذف شده است. اصل برنامه در کانال…

ادامه “رو نمانی ترجمۀ رمان مریم مجدلیه (Marie de Mazdalla)” »

گفتار

کتاب ها چگونه و چرا نوشته می شوند.

Posted on 5 ژوئن 202312 سپتامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
کتاب ها چگونه و چرا نوشته می شوند.

حسین دولت آبادی نویسنده – راديو همبستگی (radiohambastegi.com) گفتاری در باره ی سرگذشت کتاب های « نویسنده» تابستان 2023 رادیو همبستگی

گفتار

جنّ ، محرّم و مّلا (1)

Posted on 4 ژوئن 202315 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
جنّ ، محرّم و مّلا (1)

چند شب پیش، در منزل دوستی سخن از رمان صد سال تنهائی و زنی پیش آمد که گابریل گارسیا مارکر، نویسندۀ کلمبیائی او را با ملافه به آسمان فرستاده بود. اگرچه «ماریا» ربطی به زعفر الجنی نداشت، ولی نمی‌دانم چرا امروز صبح به یاد وجیزه‌ای افتادم که در بارۀ «جن، محرم و ملا» نوشته بودم….

ادامه “جنّ ، محرّم و مّلا (1)” »

یادداشت

انسان یا خد؟ا

Posted on 13 می 202321 می 2024 By حسین دولت‌آبادی
انسان یا خد؟ا

مطابق تمام نظریات علمی موجود، تشکیل زمین و سایر سیارات منظومه شمسی همزمان بوده است، با تعیین سن این سنگ‌ها می‌توان سن واقعی زمین را بدست آورد. حداکثر سنی که تا به حال برای سنگ‌های آسمانی بدست آمده 6،4 میلیارد سال بوده است. یکی دیگر از عواملی که به تعیین سن زمین کمک می‌کند، نمونه‌هایی‌است…

ادامه “انسان یا خد؟ا” »

یادداشت

صفحه‌بندی نوشته‌ها

قبلی 1 … 6 7 8 … 14 بعدی

کتاب‌ها

  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • در آنکارا باران مي بارد – چاپ اول
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme