Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

نویسنده: حسین دولت‌آبادی

‎نگاهی به رمان باد سرخ اثر حسین دولت‌آبادی

Posted on 24 آوریل 201029 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
‎نگاهی به رمان باد سرخ اثر حسین دولت‌آبادی

 

 

 

ادامه “‎نگاهی به رمان باد سرخ اثر حسین دولت‌آبادی” »

دسته‌ بندی نشده

گفتگوی حسن بهنام با حسین دولت آبادی

Posted on 23 مارس 201022 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی

گفتار

درباره خانه آزادی بیان

Posted on 11 مارس 201015 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی

باری، عدم درک صحيح رسالت کانون و تفسیرهای نادرست منشور و تصویب مصوبه های جور واجور، در همة اين سال ها باعث سوء تفاهم ها و منازعات بسیاری شده است و اهل سیاست و سیاسی کارهای «سطحی» و کوته بین، در خانة هنرمندان و اهل قلم ما نفوذ کرده و به بهانة مبارزه با حکومت…

ادامه “درباره خانه آزادی بیان” »

نامه

پاره‌ای از رمان «درآنکارا باران می بارد»

Posted on 4 دسامبر 20096 سپتامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
پاره‌ای از رمان «درآنکارا باران می بارد»

دل دریا کردم و دوباره از پله‌ها پائین رفتم. آن دخترک تکیدۀ سربی رنگ هنوز روی مبل فرسوده نشسته بود. مثل هر شب، کنار عروسکش چشم به راه عزیزی که نمی‌آمد خوابش برده بود و به نرمی خرنش می‌کرد. یکدم در درگاهی سرسرا پا سست کردم. موش های خاکستری از زیر میز پایه کوتاه بیرون…

ادامه “پاره‌ای از رمان «درآنکارا باران می بارد»” »

رمان

« از آنچه بر ما گذشت»

Posted on 1 جولای 200915 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
« از آنچه بر ما گذشت»

چهار زن- چهار گفتگو نگاهی گذرا بر کتاب « از آنچه بر ما گذشت» اثر طیفور بطحائی در آخر دنیا، چهار زن که از چهار گوشه ایران مهاجرت کرده‌اند، با صداقت و صمیمیت از گذشته و حال خویش سخن می‌گویند و ما از این رهگذر از متن جامعه، خودمان عبور می‌کنیم و پی می‌بریم چرا…

ادامه “« از آنچه بر ما گذشت»” »

مقاله

… وزندگی ادامه دارد

Posted on 1 جولای 200915 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی

مردی را به یاد دارم که سال ها پیش از سرزمین سرد سوئد برای دیدار دخترش به دیار ما آمده بود. سرگرمی و دلخوشی این مرد بلندبالای رنگ‌ پریده خوردن ودکای مراغه بود و تماشای ما مردم. هر روز نیمه‌ مست بر سر همان گذر شلوغ می‌ایستاد و یله به ستون سیمانی برق می‌‌داد و نم‌ نمک می‌خورد و با شگفتی…

ادامه “… وزندگی ادامه دارد” »

مقاله

کُلاژ (۱)

Posted on 1 جولای 200929 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی

… «بادام‌های زمینی» مرا به یاد آن زن روسی و گابریل گارسیا مارکز انداخت. زنی که رمان صد سال تنهائی اثر نویسنده کارائیبی را از ابتدا تا انتها، کلمه به کلمه رونویسی کرده بود. وقتی روزنامه‌نگاری دلیل این کار را از او می‌پرسد، می‌گوید: «می‌خواستم بفهمم من دیوانه‌ام یا گابریل گارسیا مارکز!». حالا حکایت من است. اگر بال همت به کمر زده‌ام تا این مختصر را قلمی کنم به خاطر آن است که از عقل و هوش نسبی خودم دفاع کنم. من هفتۀ پیش، حتی تا همین یکی دو روز قبل هیچ مشکلی با زبان فارسی نداشتم و هر کتابی را به راحتی می‌خواندم و در حد فهم خودم می‌فهمیدم. بادام‌های زمینی مرا به شک انداخت. صداقتش برای زدودن همین شک دست به کار شده‌ام، می‌خواهم پی ببرم این ذهن و خیال من است که به تازگی مغشوش شده یا بادام‌های زمینی چنان مغشوش است که به فهم و ادراک در نمی‌آید.

مقاله

نیم نگاهی به مقالۀ در بارۀ بینش مسلط

Posted on 1 جولای 200915 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی

جانم که تو باشی! «در بارۀ بینش مسلط» آقای مروتی را که در نهایت بی‌تسلطی نوشته شده بود با تسلط کامل بر اعصابم خواندم و برای مدتی فکرم را به خود مشغول کرد. چرا؟ چون گویا نویسنده مقاله محمود دولت‌آبادی را بهانه قرار داده‌ تا حرف‌هایی که سال ها روی دلشان تلنبار شده و کپک‌زده با عصبیّت تمام…

ادامه “نیم نگاهی به مقالۀ در بارۀ بینش مسلط” »

مقاله

کانون در بُن‌بست

Posted on 28 ژوئن 200915 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی

با نگاهی به تاریخچۀ کانون نویسندگان ایران درمی‌یابیم که نطفۀ این نهاد روشنفکری در خلاء سیاسی روزگاری بسته شده است که رژیم پهلوی پس از سال‌ها رویاروئی و درگیری همۀ احزاب و گروه ها و جریان‌های مترقی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را به کمک دوستان اجنبی و خودی‌اش جارو کرده و پایه‌های نقره‌کار تخت طاووس…

ادامه “کانون در بُن‌بست” »

مقاله

پاره‌ای از «گُدار» رمان سه جلدی، جلد سوم

Posted on 8 ژوئن 20096 سپتامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
پاره‌ای از «گُدار» رمان سه جلدی، جلد سوم

اگر بخواهم تمام اسم‌هائي را كه من و‌ مشكي از اوّل تا آخر يدك مي‌كشيديم، دنبال هم قطار كنم، مثنوي هفتاد من كاغذ مي‌شود. نه، منظورم القاب و‌ عناوين ما نبود. گيرم ‌كه اين‌ اسم و‌رسم‌ها هركدام داستان و تاريخچة جداگانه‌اي دارند: گرگوارما سه سال و‌نيم از عمر عزيزش را تلف كرد تا از منصب «مشكي!» به مقام…

ادامه “پاره‌ای از «گُدار» رمان سه جلدی، جلد سوم” »

رمان

روخوانی بخشی از «ايستگاه باستيل»

Posted on 6 ژوئن 200913 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی

 

دسته‌ بندی نشده

روخوانی «شاخه های شکسته»

Posted on 4 ژوئن 200913 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی

 

دسته‌ بندی نشده

دعوت و باكره هاي مقدس

Posted on 2 ژوئن 200925 نوامبر 2024 By حسین دولت‌آبادی
دعوت و باكره هاي مقدس

نقل از: «نگاهِ سیّاره» مجموعه ی مقاله ها، سال 1987 میلادی، محفلی فرهنگی – هنری در پاریس به وجود آمده بود و بهانه ای شده بود تا آخر هر ماه در منزل یکی از دوستان اهل هنر دور هم جمع می‌شدند و در بارۀ هنر و ادبیات بحث و گفتگو می کردند. من اگر چه تا آن زمان…

ادامه “دعوت و باكره هاي مقدس” »

مقاله

نقل از کتاب «صد سال داستان نويسی در ايران.»

Posted on 23 آوریل 20096 سپتامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
نقل از  کتاب «صد سال داستان نويسی در ايران.»

حسين دولت آبادی در رمان ۶۷۰ صفحه ای کبودان( ۱۳۵۷) زندگی کارگـران مهاجر در بنادر و جزاير خليج فارس را از نظرگاهی عبوس توصيـف می کند. داستان در بارة هزاران آواره ای است که همة نقاط کشور به اميّد کاری پر در آمد روانة جنوب می شوند، اما در سير پر ملال زمانه ای محنت زا از…

ادامه “نقل از کتاب «صد سال داستان نويسی در ايران.»” »

نقد و نظر

کبودان – نقل از کتاب «نويسندگان پيشرو ايران»

Posted on 23 آوریل 200913 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
کبودان – نقل از کتاب «نويسندگان پيشرو ايران»

کبودان گونه ای « هزار و يک شب » رآليست است. ده ها سرگذشت فرعی به گرد سرگذشت يک دونفر آدم اصلی قصّه گره می خورند تا مجموعاً داستانی بسازند که موضوع مرکزی آن سرگذشت اين يا آن آدم نيست. سرگذشت يک مهاجرت است. از تمام گوشه های اين سرزمين و نيز سرزمين های شرقی…

ادامه “کبودان – نقل از کتاب «نويسندگان پيشرو ايران»” »

دسته‌ بندی نشده

«کبودان» – نقل از کتاب « ما نيز مردی هستيم» – محمود دولت آبادی

Posted on 23 آوریل 20094 می 2025 By حسین دولت‌آبادی
«کبودان» – نقل از کتاب « ما نيز مردی هستيم» – محمود دولت آبادی

چ: و برادرتان حسين، با کبودان؟ د: کبودان، که طبق انتظار مورد عنايت جامعة روشنفکری قرار نگرفت، اثر منحصر به فردی در ادبيّات ما است از جهت موضوع شناخت مقطعی از تاريخ اجتماعی مردم ما در مهاجرت برای کار و نان؛ و کتابی است که فقط با چنان تجربة عملی دشواری که من گواهش بودم،…

ادامه “«کبودان» – نقل از کتاب « ما نيز مردی هستيم» – محمود دولت آبادی” »

دسته‌ بندی نشده

گُداری… من رمان «گُدار» را یکی دو ماه پیش خواندم …

Posted on 20 آوریل 200913 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی

«… من رمان گُدار را یکی دو ماه پیش خواندم و لازم میدانم این چند خط را بنویسم. به گمان من این نوشته یکی از زیباترین و قویترین روایتهای ادبیّات نوین ایرانی است و حکایتی بر جا ماندنی. من از جلد اوّل و دوّم این کتاب خوشم آمد و سبک نوشتن آن را بسیار دوست…

ادامه “گُداری… من رمان «گُدار» را یکی دو ماه پیش خواندم …” »

دسته‌ بندی نشده

گدار، گُداری به سرخوردگی ! ـ محسن يلفانی

Posted on 17 آوریل 200913 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
گدار، گُداری به سرخوردگی ! ـ محسن يلفانی

اين گفتة بالزاك كه « رمان تاريخ خصوصي ملت هاست» بعد از بيش از صد و پنجاه سال اعتبار و موضوعيت خود را حفظ كرده و با وجود دگرگوني ها و تحولاّتي كه چه در « زندگي خصوصي ملت ها » و چه در نگاه ما به زندگي و برداشت ما از آن پديد آمده،…

ادامه “گدار، گُداری به سرخوردگی ! ـ محسن يلفانی” »

دسته‌ بندی نشده

نقل از پيام کارگر درباره «آدم سنگی»

Posted on 11 آوریل 200913 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی

نمايشنامه در پنج پرده است با آدم های بسيار و مکان های پراکنده: شخصيّت های اصلی نمايش: جهانبخت:کارگر نقّاشی که از دوران جوانی به حزب گرايش داشته، عضو شده، به زندان افتاده و بعد از آزادی و فترت حزب نااميد نشده، چشم به آن سوی مرز دوخته و به رغم ميل و اراده و بالاجبار زير دست برادرش «بيوک!» کار می کند. جهان سمج،…

ادامه “نقل از پيام کارگر درباره «آدم سنگی»” »

دسته‌ بندی نشده

صفحه‌بندی نوشته‌ها

قبلی 1 … 14 15

کتاب‌ها

  • ترازوی گاچی
  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme