Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

نویسنده: حسین دولت‌آبادی

رویِ لبۀ تیغ

Posted on 3 اکتبر 20253 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
رویِ لبۀ تیغ

پس از تماشای فیلم مستند «لبۀ تیغ» اثر بهمن مقصود لو در پاریس چند سطری در معرفی  فیلم، تمجید و قدردانی از این هنرمند مسؤل، زحمتکش و سختکوش نوشتم ودر دنیای مجازی چاپ کردم، ولی از آن‌جا که دوربین فیلم برداری، هنر عکاسی و سینمای مستند از اروپا ( غرب)  به ایران آمده، به ‌صرافت…

ادامه “رویِ لبۀ تیغ” »

دسته‌ بندی نشده

خانۀ تاریک قلب

Posted on 1 اکتبر 20251 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
خانۀ تاریک قلب

در روزگار جوانی، در ولایت بادها، با مردی دوست شده بودم که مدرسه را در کلاس پنجم ابتدائی به ناچار رها کرده بود، ولی به باور من، نویسنده و فیلسوفی شفاهی بود. این رفیق شفیق، مدتی رانندۀ شرکت روغن پارس شده بود و با تریلی شرکت روغن مایع از بندر عباس به تهران می‌آورد و…

ادامه “خانۀ تاریک قلب” »

یادداشت

  شاهکار خلقت (1)

Posted on 29 سپتامبر 202529 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی

 فصلی از رمان « چکمۀ گاری» سرکار استوار طبا روزی چند بار به من سر می‌زد و وراجی می‌کرد: «من به عمرم لب به قلیون تنباکو نزدم، با دود و دم میونه‌ای ندارم. زن و شراب و شلاق، بهترین لذت زندگی! زن و شراب و شلاق! گیرم هوشی تا اسم زن می‌شنوه؛ کهیر می‌زنه، به…

ادامه “  شاهکار خلقت (1)” »

دسته‌ بندی نشده

شعر مفید، شعر مضر

Posted on 20 سپتامبر 202520 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
شعر مفید، شعر مضر

من آثار احمد کسروی، از جمله تاریخ مشروطیّت، را در جوانی خوانده‌ام، از او آموخته‌ام، قدر و ارزش آثار او را می‌دانم و ارج می‌گذارم؛ هر چند با همة افکار و عقاید و نظریات او موافق نیستم. باری، ‌کتاب «حافظ چه می‌گوید» کسروی را دیروز دو باره مرور کردم تا به یاد می‌آوردم چرا آرمان…

ادامه “شعر مفید، شعر مضر” »

مقاله

گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس

Posted on 18 سپتامبر 202519 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
گفتار

شیشۀ عینک

Posted on 17 سپتامبر 202517 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
شیشۀ عینک

شیشۀ عینک P روی شیشۀ عینکم خط افتاده، یک سال پیش به محمودی تلفن زدم، گفتم روی شیشۀ عینکم خط افتاده. محمودی گفت: «روی قاب عینک یا شیشۀ عینک.» گفتم: «قاب که ترک خورده، ولی مشکل امروز من به قاب ربطی ندارد، حالا هم دارم در بارۀ شیشه عینکم صحبت می‌کنم.» محمودی گفت: « کجای…

ادامه “شیشۀ عینک” »

دسته‌ بندی نشده

پَرِش خیال

Posted on 13 سپتامبر 202513 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
پَرِش خیال

من حدود هفتاد دو سال پیش به مدرسه رفتم و شگفتا که روز نام نویسی را هنوز به یاد دارم، بی شک پدرم آن روز گرفتار بود و من تنها به مدرسه رفته بودم. فراش مدرسه اسم بچه‌های کلاس اول را در دفتر بزرگی که رویِ میز گذاشته بود، از روی شناسنامه های آن‌ها یادداشت…

ادامه “پَرِش خیال” »

دسته‌ بندی نشده

خبر راه دور

Posted on 12 سپتامبر 202512 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
خبر راه دور

تمام دوستان من زیر پلک‌های من مردند نه! زمین پهناور نیست* نسل ما به منزل آخر نزدیک شده‌است و چندان غیر منتظره و دور از انتظار نیست اگر هر از گاهی خبر مرگ مادری، پدری، عزیزی، هنرمندی، دانشمندی و مبارزی از راه دور و نزدیک به گوش می‌رسد و اگر، کم و بیش هر روز،…

ادامه “خبر راه دور” »

یادداشت

مردی که صدا می شنید

Posted on 11 سپتامبر 202511 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
مردی که صدا می شنید

… چندی پیش با پیرمردی آشنا شدم که شباهت نزدیکی به پیری من داشت و شگفتا که مثل من نیمۀ دوم عمرش را دور از یار و دیار و در میان مردم بیگانه گدرانده بود و در تنهائی پیر شده بود، آشنای من که از این شباهت حیرت کرده بود و به وجد آمده بود،…

ادامه “مردی که صدا می شنید” »

یادداشت

گزارش یک قتل

Posted on 5 سپتامبر 20257 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
گزارش یک قتل

تا به امروز چندین بار ازخودم پرسیده ام که آیا یادداشت‌هائی که در فیس بوک می نویسم، به اصطلاح «به درد دیگران می‌خورد؟» باعث ملال خاطرخواندگان احتمالی نمی شود و به اعتراض زیر لب زمزمه نمی‌کنند: «خب؟ این‌همه به ما چه ربطی دارد؟» صادقانه عرض می‌کنم اگر از من بپرپسند، هیچ جوابی ندارم و به…

ادامه “گزارش یک قتل” »

نقد و نظر

گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)

Posted on 5 سپتامبر 20256 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)

این گفتگو با آقای مصطفی خلجی در سه نوبت انجام گرفته است

گفتار

گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Posted on 5 سپتامبر 20256 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

. این گفتگو با آقای مصطفی خلجی در سه نوبت صورت گرفته است

گفتار

گلدان ِمنقشِ سفالی

Posted on 4 سپتامبر 20254 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
گلدان ِمنقشِ سفالی

بزرگوار، … در این شهر با پناهنده ای عراقی آشنا شده بودم، گاهی او را جلو قهوه خانه می دیدم و سری به آشنائی تکان می دادم. آشنای عراقی من نویسنده و اهل کتاب بود و هربار او را می دیدم، مشتی کاغد روی میز پخش و پلا کرده بود و می‌نوشت. چند سال گذشت…

ادامه “گلدان ِمنقشِ سفالی” »

دسته‌ بندی نشده

نویسندة آموزگار       

Posted on 1 سپتامبر 20251 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
نویسندة آموزگار       

           «… غم این خفتۀ چند                  خواب در چشم ترم می‌شکند» این کلام دلنشین نیما، وصف حال هنرمندان و انسان‌هائی بود که در روزگار پلشت و سیاه، ناظر جامعه‌ای بودند که علیرغم زرق و برق ظاهری‌اش تا مغز استخوان پوسیده بود و رو به تباهی و تجزیه می‌رفت. سردمداران مشاطه‌گر،…

ادامه “نویسندة آموزگار       ” »

دسته‌ بندی نشده

آزادی اندیشه و بیان

Posted on 29 آگوست 202529 آگوست 2025 By حسین دولت‌آبادی
آزادی اندیشه و بیان

     ( بی حصر و استثناء) دنیا از تصدق سر انترنت در این دوره و زمانه آنقدر کوچک شده است که هر صدائی، از دور ترین نقطه به گوش منزوی ترین آدم‌ها می‌رسد و اگر کنجکاو باشد، در جریان مباحث ‌فرهنگی- هنری و سیاسی و حوادث و فجایع دنیا قرار می‌گیرد. یا به زبان دیگرهمه…

ادامه “آزادی اندیشه و بیان” »

دسته‌ بندی نشده

چون به گَردَش نمی‌رسی واگرد

Posted on 20 آگوست 202520 آگوست 2025 By حسین دولت‌آبادی
چون به گَردَش نمی‌رسی واگرد

هامون کارگردان و سناریست داریوش مهرجوئی دیر زمانی است که روانشناسی و روانکاوی به عرصۀ هنر و ادبیات وارد شده و آن را هم در شکل و هم در محتوا تحت تأثیر قرار داده است. کنکاش در ذهن شخصیت‌ها از طریق تداعی‌ها که به آن «ذهن سیال» می‌گویند به هنرمند مجال می‌دهد تا خود را…

ادامه “چون به گَردَش نمی‌رسی واگرد” »

مقاله

همۀ ما از «تاریکخانۀ» صادق هدایت بیرون آمده‌ایم (۱)

Posted on 18 آگوست 202521 آگوست 2025 By حسین دولت‌آبادی
همۀ ما از «تاریکخانۀ» صادق هدایت بیرون آمده‌ایم (۱)

حاصل گفتگوی دراز مدت و یکسالۀ دو تن از هنرمندان ایران با محمود دولت‌آبادی، کتابی است حجیم به نام «ما نیز مردمی هستیم.» گفت و شنود که در فضائی دوستانه و با شیفتگی انجام گرفته، پایبند هیچگونه قاعده و قانون رایج مصاحبه نیست و ناگزیر دامنۀ گسترده‌ای در همۀ زمینه‌ها پیدا کرده است. با آنکه «امیرحسین چهل‌تن و فریدون فریاد»…

ادامه “همۀ ما از «تاریکخانۀ» صادق هدایت بیرون آمده‌ایم (۱)” »

مقاله

در خلوت دوست

Posted on 13 آگوست 202513 آگوست 2025 By حسین دولت‌آبادی
در خلوت دوست

«نامه‌های بزرگ علوی به باقر مؤمنی» مؤلف: باقر مؤمنی عزیزی را در ایران می‌شناختم که هر بار قصه و یا رمانی می‌خواند، در صفحه سفید آخر کتاب دریافت‌ها و تأثراتش را به اختصار و با خط خوش می‌نوشت و کتاب را کنار می‌گذاشت. در واقع تا از فضای کتاب و موضوع بیرون نیامده و حس‌ها…

ادامه “در خلوت دوست” »

مقاله

آقایِ اطلسی

Posted on 11 آگوست 202511 آگوست 2025 By حسین دولت‌آبادی
آقایِ اطلسی

نقل از «ماه مجروح» مجموعه آثار کمال رفعت صفائی آقای اطلسی تا همین پارسال با ما همخانه بود، خودش می‌گفت: «در مورد خودش کمتر قضاوت می‌کرد» من‌هم به هر حال نمی‌توانستم به صراحت بگویم دیوانه شده‌است. اصلاً هیچ وقت در مورد دیوانگی صحبت نکردیم. باران که می‌بارید، از باران می‌گفتیم، برف که می‌بارید، خودش می‌رفت…

ادامه “آقایِ اطلسی” »

دسته‌ بندی نشده

لوکِ مست و حُر دلاور

Posted on 7 آگوست 20257 آگوست 2025 By حسین دولت‌آبادی
لوکِ مست و حُر دلاور

فصلی از «قلعه یِ گالپاها» علی‌حُر، چندی پیش لوکِ سیاهرنگی از طاهر شتردار خریده بود و چون شترخوان نداشت، حیوان را به‌ خانة ما آورده بود و در خرابة گوشة حیاط رها کرده بود. لوکِ حُرّ دلاور مست شده بود، هر روز صبح زود جلو پلّه‌هایِ هشتی می‌ایستاد؛ بد‌مستی می‌کرد، عربده می‌کشید و مانع عبور…

ادامه “لوکِ مست و حُر دلاور” »

دسته‌ بندی نشده

 حمله از درون

Posted on 2 آگوست 20252 آگوست 2025 By حسین دولت‌آبادی
 حمله از درون

کسی که هنوز به پیری و منزل آخر نرسیده، بندرت به عقب بر می‌گردد و با حسرت به آغاز راه و به منزل‌هائی می‌اندیشد که از آن‌ها شتابزده گذر کرده‌است. میل بازگشت به گذشته و بازبینی و مرور سال و ماه عمر سپری شده، اغلب در ‌آستانۀ پیری و در منزل آخر به سراغ رهرو…

ادامه “ حمله از درون” »

دسته‌ بندی نشده

دیدارِ نعش کش و ساواکی

Posted on 31 جولای 202531 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
دیدارِ نعش کش و ساواکی

در دوران جنگ ایران و عراق، در جادة اهواز به آشنائی برخوردم که چند سال پیش از انقلاب در زندان جمشیدیه با او همکاسه و با رفقای لات و رند او چندبار همپیاله شده بودم. باری، از او پرسیدم: «این روزها چکار می‌کنی؟» گفت: «نعش کش شدم!» و بعد در‌سردخانۀ کامیون را باز کرد تا…

ادامه “دیدارِ نعش کش و ساواکی” »

دسته‌ بندی نشده

دارکوب

Posted on 25 جولای 20257 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
دارکوب

این کتاب را میتوانید از ناکجا بخرید از آن شهر بزک‌کرده بیزار شده بود و دیگر مانند روزهای اوّل به هیچ چیزی با شیفتگی و حیرت خیره نگاه نمی‌کرد. آثار با شکوه باستانی، معجزة معماری، زرق و برق چشمگیر ویترین‌ها، نمای زیبای ساختمان‌ها، آنهمه رنگ و روغن و نور و موسیقی پرده بر واقعیّت تلخی…

ادامه “دارکوب” »

رمان, کتاب

نویسنده، روشنفکر و سیاست

Posted on 23 جولای 202523 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
نویسنده، روشنفکر و سیاست

بزرگوار این گفته‌ها بی‌تردید توضیح واضحات و تکرار مکررّات است، با این‌همه دوباره به اختصار به آن اشاره می‌کنم: ارزش آثار هنرمند، در این جا: «نویسنده»، اعتبار، شهرت و محبوبیّت او نباید روی حقیقت سایه بیاندازد و لغزش‌ها و رفتار ناشایست و نادرست اجتماعی و سیاسی او را توجیه کند و از این مهمتر، نباید…

ادامه “نویسنده، روشنفکر و سیاست” »

دسته‌ بندی نشده

نویسنده- عکاس

Posted on 22 جولای 202522 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
نویسنده- عکاس

… همسفرم مدتی به عکسی رنگباخته، قدیمی و یادگاری نگاه کرد و پرسید: «یادته چه کسی این عکس رو گرفته؟» مشگل همین‌جا بود. نزدیک به بیست و سه سال از آن روزگار گذشته بود، هیچ نشانه‌ای مثل تابلو، گلدان، پرده یا فرش در زمینۀ عکس دیده نمی‌شد و من به‌ یاد نمی‌آوردم که ما در…

ادامه “نویسنده- عکاس” »

دسته‌ بندی نشده

عطار و شعر عرفانی

Posted on 19 جولای 202519 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
عطار و شعر عرفانی

محمدرضا شفیعی کدکنی                       زندگی عطار در میان بزرگان شعر عرفانی فارسی، زندگی هیچ شاعری به اندازه زندگی عطار در ابر ابهام نهفته نمانده است. اطلاعات ما در باب مولانا صدبرابر چیزی است که در باب عطار می‌دانیم. حتا آگاهی ما در باره سنایی، که یک قرن قبل از عطار می‌زیسته، بسی بیشتر از آن…

ادامه “عطار و شعر عرفانی” »

مقاله

مردی که با رود سفر کرد

Posted on 18 جولای 202518 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
مردی که با رود سفر کرد

نویسنده‌ای را دورادور می‌شناختم که بیش از پنجاه سال قلم به چشم‌اش زده بود و چندین رمان، نمایشنامه، و فیلمنامه نوشته بود، صدها شخصیت آفریده بود، با این‌همه به جائی رسیده بود که از تشریح، توضیح و تفسیر شخصیّت خودش عاجز بود. هر بار به فکر می افتاد تا در بارۀ وجود ذیجود خودش و…

ادامه “مردی که با رود سفر کرد” »

دسته‌ بندی نشده

پیشواز

Posted on 17 جولای 202518 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
پیشواز

در سالهای اخیر بارها به این باور رسیده ام که همه چیز گفته آمده است و من اگر ننویسم، آب از آب تکان نخواهد خورد و این دنیای وارونه هیچ چیزی کسر نخواهد داشت، با وجود این هنوز نتوانسته ام زبان به کام بگیرم و خاموش بمانم، نتوانسته ام براین وسوسه یا ناخوشی مزمن غلبه…

ادامه “پیشواز” »

دسته‌ بندی نشده
Posted on 17 جولای 202517 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
دسته‌ بندی نشده

کلاغ، پدر و پسر

Posted on 16 جولای 202516 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
کلاغ، پدر و پسر

آمده است که هیچ حکایتی بی حکمت نیست، یا به زبان دیگر هر حکایتی را حکمتی‌است. باری من این حکایت را بیش ار شصت سال و اندی پیش از پدرم شنیدم و تا زمانی که پدر نشدم، به منظور پدرم از نقل این حکایت پی نبردم، همانطور که سال‌ها بعد فهمیدم چرا مادرم گاهی می…

ادامه “کلاغ، پدر و پسر” »

یادداشت

نارسیسیسم یا خودشیفتگی «  Narcissism »

Posted on 15 جولای 202515 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
نارسیسیسم یا خودشیفتگی «  Narcissism »

در ولایت ما پیرزنی منحوس، خرافاتی و خشک مقدس، هر سال در خانه اش مراسم «عمرکشان» برگزار میکرد، مترسکی لته ای به نام عمر می ساخت و آن را به دیوار تکیه می داد؛ بچه‌ها و زنها پای دیوار می نشستند، تخمه می شکستند و پوست تخمه را به مترسک تف می‌کردند، سر شب روی…

ادامه “نارسیسیسم یا خودشیفتگی «  Narcissism »” »

دسته‌ بندی نشده

جنازۀ مسیو ژانتی در ساحل آشنا

Posted on 14 جولای 202514 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
جنازۀ مسیو ژانتی در ساحل آشنا

… زودتر از هر روز بیدار شده بودم، در هوای گرگ و میش سحر، به کاج پیر پشت پنجره نگاه می‌کردم و مثل هربار تتمۀ رویای شبانه را به یاد نمی‌آوردم. راستی چرا پس از سال‌ها دریا و کارفرمای فرانسوی‌ام را به خواب‌ام دیده بودم؟ چرا مسیو ژانتی؟ اغراق نخواهد بود اگر بنویسم من عمری…

ادامه “جنازۀ مسیو ژانتی در ساحل آشنا” »

یادداشت

عاقل را اشاره ای کافیست

Posted on 13 جولای 202513 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
عاقل را اشاره ای کافیست

اگر اشتباه نکنم، گویا از هوشی مین پرسیده بودند: وقتی رفقا از تو انتقاد می‌کنند، چکار می کنی و چه واکنشی نشان می‌دهی؟ گفته بود، اگر حق با آن‌ها باشد، به حال زار خودم گریه می‌کنم، و بعد در رفع آن «نقیصه» می‌کوشم و خودم را اصلاح می کنم. (نقل به معنی!) تا آن‌جا که…

ادامه “عاقل را اشاره ای کافیست” »

یادداشت

اُبلومفِ ولایتِ ما

Posted on 12 جولای 202512 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
اُبلومفِ ولایتِ ما

ایوان گنچاروف، نویسندۀ روسی، در قرن نوزدهم رمانی به نام «اُبلوموف» نوشت که شهرت جهانی یافت و قهرمان او در سست عنصری، تنبلی و رخوت ضرب‌المثل شد. جالب اینجاست که صد صفحۀ کتاب نوشته می‌شود و ابلوموف هنوز از رختخواب بیرون نیامده‌است. باری، «مَد اَمینِ» ولایتِ ما در سستی، رخوت و تنبلی بی‌شباهت به ابلوموف…

ادامه “اُبلومفِ ولایتِ ما” »

یادداشت

بابا بزرگ

Posted on 10 جولای 202511 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
بابا بزرگ

تمام دوستان من در زیر پلک‌های من مردند نه زمین پهناور نیست. (1) به یاد همۀ دوستانی که حسرت دیدار دوبارۀ آن ها به دلم ماند نزدیک غروب که سایۀ درخت‌ها و درختچه‌ها بلندتر شده ‌بود و هر از گاهی نسیمی می وزید، مثل هر روز از پشت میزم برخاستم، از پله‌ها سرازیر شدم و…

ادامه “بابا بزرگ” »

دسته‌ بندی نشده

کز نیستان تا مرا ببریده اند.

Posted on 9 جولای 20259 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
کز نیستان تا مرا ببریده اند.

بزرگوار نوشته بودی چند صباحی استراحت کن، نفس بگیر و دوباره راه بیفت، صادقانه اقرار می‌کنم: نمیتوانم! انگار طلسم و جادو شده ام و نمی توانم ننویسم. روز به روز به منزل آخر نزدیک تر می شوم، و زمان با شتابی حیرت آور می‌‌گذرد. و تا چشم بر هم می زنم سال به آخر می…

ادامه “کز نیستان تا مرا ببریده اند.” »

دسته‌ بندی نشده

دستبوسی

Posted on 6 جولای 20256 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
دستبوسی

من نزدیک به هشتاد سال دراین دنیای وارونه زندگی کرده ام، همواره کنجکاو بوده‌ام، چشم بسته و سر به هوا از کنارحوادث و فجایع نگذشته‌ام، بلکه با چشم باز به‌ انسان‌ها و روابط بین انسان‌ها در جامعه، در سیاست و حتا در زندگی شخصی آن‌ها نگریسته‌ام و در این سالها هر بار مجال و فرصتی…

ادامه “دستبوسی” »

دسته‌ بندی نشده

همکاسه

Posted on 3 جولای 202516 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
همکاسه

امروز، صبح زود وقتی به گل ‌های شمعدانی آب می‌دادم، بی‌هیچ دلیل روشنی به یاد به شهریار افتادم و سر از کارگاه «آهنتاب» در آوردم. چرا شهریار؟ من سال‌ها پیش نزدیک به ده سال آموزگار بودم و پس از پاکسازی و اخرج از ادارة آموزش و پرورش، مدتی با افغان‌ها کار می‌کردم و با چند…

ادامه “همکاسه” »

یادداشت

اسلام پیاده نشد

Posted on 30 ژوئن 202530 ژوئن 2025 By حسین دولت‌آبادی
اسلام پیاده نشد

چند صباحی پیش از مهاجرت اجباری، ( فرار) رمانی را سر انداختم به نام «اسلام پیاده نشد»، گیرم به اصطلاح مردم ولایت «فلک نگذاشت غربیل را ببندم.» باری، پائیز سال 63 بناچار جلای وطن کردم، چند فصل این رمان در جا به جائی های غیرمنتظره ناپدید شد. دراین گوشۀ دنیا نیز به گرداب افتادم و…

ادامه “اسلام پیاده نشد” »

دسته‌ بندی نشده

تجدید چاپ زندان سکندر

Posted on 30 ژوئن 202530 ژوئن 2025 By حسین دولت‌آبادی
تجدید چاپ زندان سکندر

نشر ناکجا رمان «زندان سکندر» را تجدید چاپ کرده است، علاقمندان می توانند این کتاب را از کتابفروشی نشر ناکجا در پاریس تهیه کنند. Adresse : 11 Rue Edmond Roger, 75015 Paris Naakojaa Publication <info@naakojaa.com> Téléphone : 01 45 74 99 86… En voir plus

دسته‌ بندی نشده

صفحه‌بندی نوشته‌ها

قبلی 1 … 4 5 6 … 15 بعدی

کتاب‌ها

  • ترازوی گاچی
  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme