Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

نویسنده: حسین دولت‌آبادی

سَرِ سیاهِ زمستان (1)

Posted on 27 جولای 202627 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
سَرِ سیاهِ زمستان (1)

نازو مثل هر روز صبح آتش گیرا کرده بود، پنبه چوب‌های نمدار و پوشال مرطوب بد می‌سوختند، دود غلیظی کلاف در کلاف از دخمه بیرون می‌زد و در ‌فضای قلعۀ سیدّها تُنَک و محو می‌شد. پیرزن پتوی سربازی رنگباخته و مندرسی روی شانه‌هایش انداخته بود و برف‌های سر راه و جلو در را به‌ سختی…

ادامه “سَرِ سیاهِ زمستان (1)” »

دسته‌ بندی نشده

سنگ‌های سرگردان سماوی (1)

Posted on 26 جولای 202626 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
سنگ‌های سرگردان سماوی (1)

سال‌ها پیش دوست عزیزی پیشنهاد کرد تا دیر نشده بنشینم و در بارۀ روز و روزگار تبعید و تبعیدی‌ها بنویسم، عرض کردم به این مهم بارها فکر کرده ام و حتا نامی برای آن در نظر گرفته ام، ولی جرأت نمی کنم برگردم و راهی را که به مدت چهل سال با رنج و مشقت…

ادامه “سنگ‌های سرگردان سماوی (1)” »

دسته‌ بندی نشده

موش ها و ريشه ها

Posted on 25 جولای 202625 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
موش ها و ريشه ها

فصلی از رمان گُدار، «جلد سوم» فلات ما از بيخ و بن می لرزيد و حوادث با چنان سرعتی اتفّاق می افتاد  که  نمی توانستم  همه  را  دنبال  کنم. گردونة زمان  شتاب گرفته بود و مدام از کاروان عقب می ماندم. هر روز روزنامه و مجلۀ تازه ای متوّلد می شد، هر روز کتاب های تازه ای به بازار می آمد، کتاب هائی  که سال ها در ادارۀ  نگارش بايگانی شده  بودند و  آرزوی خواندن آن ها به دلم مانده بود. ده ها و ده ها کتاب جلد سفيد روی هم تلنبار کرده…

ادامه “موش ها و ريشه ها” »

دسته‌ بندی نشده

ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست

Posted on 23 جولای 202623 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست

در ولایت ما همۀ مردها و شماری از زن‌ها به نام و شهرتی شناخته می‌شدند که همولایتی‌ها به مرور زمان، با توجه به خصلت، رفتار، گفتار، ایل و تبار، رنگ و رخ، قد و قیافه به آن‌ها بخشیده بودند و این عنوان‌ها و لقب‌ها را تا آخر عمر یدک می‌کشیدند: دیو سیاه، خاتون ماستو، دیو…

ادامه “ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست” »

دسته‌ بندی نشده

مردم قلعۀ ما

Posted on 22 جولای 202622 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
مردم قلعۀ ما

به یاد دوست، به یاد «اکبرشهریار» که امروز خبرش را آوردند. در آن ولایتی که من به دنیا آمدم، مردم معتقد بودند: «اوستا زاده، پشت کمر پدرش نیم اوستاست» در این باور پاره ای از حقیقت وجود داشت. من در دکان سلمانی پدرم، الفبای این حرفه را یاد گرفتم و گاهی سر بچّه‌های مدرسه و…

ادامه “مردم قلعۀ ما” »

یادداشت

جدائی

Posted on 21 جولای 202621 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
جدائی

پس از سال‌ها قلم زدن، به تجربه دریافته ام که هر بار کتابی را به پایان می‌رسانم، دچار احوالاتی می‌شوم که هنوز هیچ نامی برای آن نیافته‌ام، بارها از خودم پرسیده‌ام چرا این اتفاق می‌افتد؟ چرا دست و دلم به کار نمی رود؟ چرا مدتی آچمز می‌مانم و در محاصرۀ افکار تیره و تار بیهوده…

ادامه “جدائی” »

یادداشت

تا دیارِ مردگان

Posted on 17 جولای 202617 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
تا دیارِ مردگان

همهمه‌ای از راه دور می‌آمد و من به سقف اتاق خیره شده بودم و در مرزهای رویا، خلسه و خواب پرسه می‌زدم و نمی‌فهمیدم چرا مانند قاصدکی در خلاء می‌چرخیدم، چرا سردرد، سرگیجه و حال تهوع داشتم و همه جا را تیره و تار می‌دیدم. حادثه در خلاء رخ داده بود، زمان یک‌دم از حرکت…

ادامه “تا دیارِ مردگان” »

دسته‌ بندی نشده

ایزدبانو آناهیتا

Posted on 16 جولای 202616 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
ایزدبانو آناهیتا

  …آب نماد زندگی، زایندگی، آبادانی و تداوم حیات در فرهنگ ملل مختلف است و در ایران باستان ایزدبانو آناهیتا، الهة دریاها و آب‌ها است. از او به ‌عنوان نماد پاکی،‌‌ آبادانی، تداوم زندگی و زیبایی یاد می‌شود. هر چند با گذر زمان زیبایی آناهیتا بیشتر و‌بیشتر مورد توجه قرار می‌‌‌گیرد و در دوران‌هایی از تاریخ کهن…

ادامه “ایزدبانو آناهیتا” »

یادداشت

جز جگر زده

Posted on 15 جولای 202615 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
جز جگر زده

من مردی را می شناختم که از زمانه جلوی افتاده بود، ولی از زمان عقب می‌ماند؛ زمان بی سر و صدا می‌گذشت، سال به سال طرز نگاه، لحن و نحوۀ گفتار همسرش، فرزندان‌اش، دوستان و آشنایان‌ و رفتار بیگانه‌ها با او تغییر می‌کردو او اگر چه از این‌همه متعجب و متحیر می‌شد و احساس می‌کرد…

ادامه “جز جگر زده” »

یادداشت

عَلَم عید

Posted on 14 جولای 202614 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
عَلَم عید

اصطلاح «مثل عَلَم عید سر راهش سبز شد و ایستاد» پس از نزدیک به هفتادسال، دو روز پیش، از خاطرم گذشت و مفهوم «علم عید» فکر و خیال‌ام را یکی دو روز مشغول کرد و مثل هربار به دوران کودکی برگشتم تا شاید ریشه های آن را پیدا کنم. در روستای ما، ستون مدوری وسط…

ادامه “عَلَم عید” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

دوستی و ملخ

Posted on 10 جولای 202610 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
دوستی و ملخ

دوستی اسحاق لویتان نقاش و آنتوان چخوف نویسنده یکی از جالب‌ترین دوستی‌های تاریخ فرهنگ روسیه است؛ رابطۀ صمیمانه ای که یک‌بار به دوئل کشید. این دو هنرمند بزرگ روس، هر دو در سال ۱۸۶۰ به دنیا آمدند، در دهۀ ۱۸۸۰ با هم آشنا شدند و آشنائی آن‌ها به سرعت به دوستی انجامید. اسحاق لویتان بارها…

ادامه “دوستی و ملخ” »

دسته‌ بندی نشده

یادی از متفکر و منتقد برجستۀ روس

Posted on 9 جولای 202610 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
یادی از متفکر و منتقد برجستۀ روس

(ویساریون گریگوویچ بلینسکی) ویساریون گریگوریویچ بلینسکی (۱۸۱۱–۱۸۴۸) از برجسته‌ترین منتقدان ادبی و متفکران روسیه در سده نوزدهم بود؛ کسی که نقد ادبی را از داوری صرف درباره زیبایی‌شناسی فراتر برد و آن را به عرصه‌ای برای سنجش حقیقت اجتماعی، اخلاقی و تاریخی آثار ادبی ارتقاء داد. بلینسکی نخست، تحت تأثیر رمانتیسم آلمانی، به‌ویژه اندیشه‌های شیلر…

ادامه “یادی از متفکر و منتقد برجستۀ روس” »

یادداشت

یادِ انسانی از تبار باران

Posted on 8 جولای 20268 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
یادِ انسانی از تبار باران

نویسندۀ ما، محسن حسام، در دیار سرسبز و زیبایِ گیلان، آن مرز و بوم فرهنگ و هنر پرور ایران به دنیا  آمد و در فضای معنوی و فرهنگی بالید، در نوجوانی به مسائل سیاسی و به هنر و ادبیات مترقی و اجتماعی علاقمند شد و نخستین آثارش را در نشریات گیلان، مانند سایه بان، بازار-…

ادامه “یادِ انسانی از تبار باران” »

دسته‌ بندی نشده

گذر از شب طوبا*

Posted on 6 جولای 20266 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
گذر از شب طوبا*

 

ادامه “گذر از شب طوبا*” »

مقاله

بدرود با دوست

Posted on 4 جولای 20264 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
بدرود با دوست

شب هاي هجر را گذرانديم و زنده ايم ما را به سخت جاني خود اين گمان نبود * سخن ام را با شعری از زنده یاد کمال رفعت صفائی آغاز می‌کنم، شاعر کم نظیری که سی و دو‌سال پیش، در اوج شکوفائی خاموش شد و از میان ما رفت و در این آرامگاه ابدی‌، درکنار زنده یاد رضا مرزبان آرمیده است…

ادامه “بدرود با دوست” »

مقاله

محسن حسام از میان ما رفت

Posted on 28 ژوئن 20261 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی
محسن حسام از میان ما رفت

افسوس که افسانه‌سرایان همه خفتند اندوه که اندوه‌گساران همه رفتند من اگر چه پس از بازنشستگی و فروش تاکسی، محسن حسام را به ندرت در گلفروشی‌اش می‌دیدم، ولی در دنیای مجازی با او مکاتبه و مراوده داشتم، گیرم دراین مدت به من نگفته بود و نمی‌گفت که به بیماری درمان ناپدیر سرطان مبتلا شده بود،…

ادامه “محسن حسام از میان ما رفت” »

دسته‌ بندی نشده

ترازوی گاچی

Posted on 26 ژوئن 202627 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
ترازوی گاچی

.                      من این نمایشنامه را نخستین بار در دیماه 1359 خورشیدی در روستای رامین شهریار نوشتم. اگر اشتباه نکنم عزت‌‌الله که در سندیکای فلزکارها مسؤلیت داشت، از من خواسته بود تا نمایشنامه‌ای برای کارگران سندیکای آن ها بنویسم. گیرم حکومت اسلامی به سندیکا اجازۀ فعالیت نداد، دفتر آن را بست و این نمایشنامه مانند کوخ…

ادامه “ترازوی گاچی” »

دسته‌ بندی نشده, کتاب

حسرت

Posted on 26 ژوئن 202626 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
حسرت

دوستی معتقد بود نمایشنامه های این‌جانب با آن‌همه شخصیت «پرسوناژ» در خارج از مملکت و امکانات محدود قابل اجرا نیست، از من انتظار داشت نمایشنامه‌ای کوتاه برای او بنویسم که بیش ار دو شخصیت نداشته باشد. اگرچه گرفتار کار سنگینی بودم و فرصت نداشتم، ولی به او قول دادم و گفتم اگر بیمار نشوم و…

ادامه “حسرت” »

دسته‌ بندی نشده

چیزهایِ گمشده

Posted on 25 ژوئن 202625 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
چیزهایِ گمشده

سال‌ها پیش اشرف، دختر مجاهدی‌‌ که برای سعادت و رستگاری مردم مبارزه می‌کرد به دست جنایتکاران حکومت اسلامی به قتل رسید و بعدها، در این گوشۀ دنیا، زنده یاد کمال رفعت صفائی در سوگ این دختر، در سوگ خواهرش سرود «… چیزهای گمشده را دوست داشته باش             تا از مغاک مفقود شدن                          صدها…

ادامه “چیزهایِ گمشده” »

دسته‌ بندی نشده

زخمی‌ترین گوزن فلات

Posted on 22 ژوئن 202622 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
زخمی‌ترین گوزن فلات

 برگ خشکی را بیاد آر/ که در بادها می‌رود                              و بگو: تو هرگز بادها را نشناختی/  تو عاشق بادها بودی.  به یاد سعید سلطانپورکه، در 31 خرداد 1360 تیرباران شد. منکوب دنیای بیگانه، تنها و مضطرب، در راهروهای پیچاپیچ مترو پرسه می‌زدم…

ادامه “زخمی‌ترین گوزن فلات” »

مقاله

زن، میان شعله‌های داوری و سپیده‌دم آگاهی

Posted on 21 ژوئن 202621 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
زن، میان شعله‌های داوری و سپیده‌دم آگاهی

نگاهی به رمان «مریم مجدلیه»، نوشتۀ  حسین دولت‌آبادی نسیم خلیلی مقدمه: روایتی از ایرانِ دهه‌های شصت و هفتاد خورشیدی رمان «مریم مجدلیه» روایتی از تاریخ اجتماعی معاصر ایران است در آستانه‌ی انقلاب و دهه‌های شصت و هفتاد خورشیدی. رمانی که در قالب روایتی نقادانه و تکان‌دهنده، می‌کوشد اندوه و سرآسیمگی پنهان در زیر پوست جامعه‌ای…

ادامه “زن، میان شعله‌های داوری و سپیده‌دم آگاهی” »

دسته‌ بندی نشده, نقد و نظر

بُقچِه، بچّه

Posted on 19 ژوئن 202619 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
بُقچِه، بچّه

نام مادرم فاطمه بود، گیرم پدرم او را همیشه و همه جا «مادر ‌محمود» صدا می‌زد. از آن‌جا که به‌باور شیعیان فاطمه، همسر علی‌ابن ابیطالب زنِ پاکدامن و پارسا و نمونة کامل زنِ مسلمان بوده است، پدرم، آن مرد رند و هشیار و عیار زمانه اغلب به طنز و کنایه می‌گفت: فاطمة آخوندها اگر زنده…

ادامه “بُقچِه، بچّه” »

یادداشت

صدائی آشنا، از ورای سال‌ها

Posted on 18 ژوئن 202618 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
صدائی آشنا، از ورای سال‌ها

کمرم امروز صبح رگ به رگ شد و گرفت، دور از جان شما سخت درد می‌کند و نمی‌توانم مثل هر روز روی صندلی بنشینم وکار کنم. شاید اگر هوا اینهمه داغ و گرما سگ‌کش نبود، دوباره از آپارتمان بیرون می رفتم و با هرجان کندنی بود لنگان لنگان قدم می زدم، ساعت ده و نیم…

ادامه “صدائی آشنا، از ورای سال‌ها” »

یادداشت

ادبیات تبعید و زخم حافظه

Posted on 16 ژوئن 202616 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
ادبیات تبعید و زخم حافظه

نگاهی به رمان «در آنکارا باران می‌بارد» نسیم خلیلی مقدمه؛ تاریخ و طرد و حب وطن رمان «در آنکارا باران می‌بارد»، روایت تکان‌دهنده‌ی تامل‌برانگیزی‌ست از یک برهه‌ی مهجور از تاریخ معاصر ایران به قلم نویسنده‌ای که نامش در گفتمان ادبیات داستانی، با نگرش و نثری گره خورده است که بیش از هر چیز، راوی زوال…

ادامه “ادبیات تبعید و زخم حافظه” »

دسته‌ بندی نشده, نقد و نظر

چوبخط خلیل

Posted on 15 ژوئن 202615 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
چوبخط خلیل

سال‌ها پیش، در ولایت، از مادرم شنیده بودم: «شکم گرسنه ایمان ندارد.»، یا « اگر کسی چهل روز گوشت نمی‌خورد، کافر می‌شد.» حالا شکم و گوشت با ایمان آدمی چه ربطی و چه مناسبتی داشت، در آن سن و سال نمی‌دانستم و از آن‌جا که شکل و شمایل «ایمان» و «کافر» را در ولایت ندیده…

ادامه “چوبخط خلیل” »

داستان كوتاه

خلوت

Posted on 13 ژوئن 202613 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
خلوت

اگر اشتباه نکنم، در دورانی که نسل ما به مدرسه می رفت، فروشگاه‌های لوازم‌التحریر، دفترچه‌ای خط کشی شده می‌فروختند که مخصوص لغت و معنی بود. شاگردها در‌سمت راست که کوچکتر بود لغت‌ها را می نوشتند و در سمت چپ که جای بیشتری داشت، معنی آن‌ها را که می باید به خاطر می‌سپردند و پای تخته…

ادامه “خلوت” »

یادداشت

نگه کن تا تو زین خشخاش چندی

Posted on 10 ژوئن 202613 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
نگه کن تا تو زین خشخاش چندی

مفهوم کلمۀ فرانسوی se vendre  (خود را عرضه‌ کردن) بیشتر به فرهنگ‌های مدرن، رقابتی و فردگرا مربوط است؛ جایی که ازشحص انتظار می‌رود قابلیت‌ها، توانایی‌ها، دستاوردها و مهارت‌های خودش را آشکارا ، با مهارت و صراحت بیان کند وبه معرض فروش بگذارد. این نگرش در کشورهای غربی، به‌ویژه در محیط‌های حرفه‌ای و تجاری متداول و…

ادامه “نگه کن تا تو زین خشخاش چندی” »

دسته‌ بندی نشده

همه چیز را همگان دانند.

Posted on 8 ژوئن 20268 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
همه چیز را همگان دانند.

..آمده است که در زبان فارسی افعال به سه وجه اخباری، التزامی و امری تقسیم می شوند. «وجه شرطی » در فارسی استقلال و ساخت خاصی از خود ندارد و از نوع وجه التزامی‌است باری، وجه شرطی وجهی از فعل است که برای توصیف وضعیتی به کار می‌رود که رخ‌ دادن آن منوط به تحقق…

ادامه “همه چیز را همگان دانند.” »

یادداشت

صندوقِ نامه ها

Posted on 7 ژوئن 20267 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
صندوقِ نامه ها

در سال های نخستين تبعید که زخم‌ام ‌هنوز تازه بود، در آن سال‌هائی‌که جسم‌ام در اين‌جا بود و جانم مدام در کوه و دشت و دریا و آسمان وطن‌ ام پرسه می‌زد، در‌ آن سال‌های نکبتِ جلای وطن، دوری، تنهائی، اندوه و دلتنگی، نامه ها جایگاهی ویژه ای در قلب‌ام یافته بودند، نامه‌ها قاصدک‌هائی بودند…

ادامه “صندوقِ نامه ها” »

یادداشت

سیاست در هواست

Posted on 6 ژوئن 20266 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
سیاست در هواست

من مطلب کوتاه «سیاست درهواست»  را در  نوامبر ۲۰۲۰ میلادی، زمانی که جو بایدن به رئیاست ‌جمهور آمریکا انتخاب شده بود، قلمی کردم. در آن روزها آمریکائی‌ها و ایرانی‌هائی زیادی از این که دونالد ترامپ درانتخابات شکست خورده بود، خشمگین بودند و مانند مغول‌ها به کاپیتول، ساختمان کنگرۀ آمریکا یورش بردند و آن فضاحت تاریخی…

ادامه “سیاست در هواست” »

یادداشت

زغال اختۀ ایونِ کی

Posted on 4 ژوئن 20264 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
زغال اختۀ ایونِ کی

شاید اگر کربلائی عبدالرسول به ‌یاد وطن نمی‌افتاد و ما را سر راه، به «ایوانِ‌‌کی» نمی‌برد، زیر دست رحمان دماوندی، بلورساز می‌شدم. شاطر شکراللهِ خیرخواه، به همین نیّت ناخن‌ام را در کارخانة بلور سازی بند کرده بود و من فرسنگ‌ها دور از قلعة گالپاها، درس و مشق و مدرسه را از یاد برده بودم و…

ادامه “زغال اختۀ ایونِ کی” »

دسته‌ بندی نشده

کار و آفرینش

Posted on 2 ژوئن 20262 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی
کار و آفرینش

آمده است که کار انسان را آفرید. پس از عمری به این باور رسیده ام که آن چه که حائز اهمیت است و هیچ چیزی جای آن را نمی‌گیرد و به زندگی معنا می بخشد، کار است و آفرینش، کار و آفرینش در هر حوزه و در هر زمینه‌ای. آری، پس از عمری اقرار و…

ادامه “کار و آفرینش” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

Le Marché de la Poésie

Posted on 31 می 202631 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
Le Marché de la Poésie

جشنوارۀ Le Marché de la Poésie  «بازار شعر» یکی از مهم‌ترین رویدادهای فرهنگی- هنری در فرانسه و اروپا است که هر سال در Place Saint-Sulpice   « میدان سن سوپلیس»، در پاریس برگزار می‌شود. این جشنواره از دهۀ ۱۹۸۰ تا به امروز میعادگاه گردهمایی شاعران، ناشران، مترجمان و دوستداران شعر معاصر بوده است. امسال ( ۲۰۲۶)…

ادامه “Le Marché de la Poésie” »

یادداشت

افسانۀ هُدهُد یا «شانه بسر»

Posted on 28 می 202628 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
افسانۀ هُدهُد یا «شانه بسر»

داستان هدهد و سلیمان نبی که در قرآن، آیات ۲۰ تا ۲۸ سورۀ نمل آمده به اختصار چنین است: پس  از این که سلیمان به وسیلۀ هد هد از سرزمین سبا* و ملکۀ سبا آگاه می‌شود و می فهمد که مردم آن دیار مهر پرستند و خورشید را ستایش می‌کنند، هدهد به او گفته ‌است:…

ادامه “افسانۀ هُدهُد یا «شانه بسر»” »

یادداشت

محاکمه

Posted on 26 می 202626 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
محاکمه

و اماکارگردان، Cédric Kahn، محاکمه را مثل فیلم مستند ساخته است؛ دوربین محدود و نزدیک است، از موسیقی بسیار کم استفاده شده، حرکت درونی فیلم، تنش و تعلیق را گفت ‌و گوها و شهادت‌ها به‌وجود آورده‌اند و تماشاچی احساس می‌کند در دادگاه نشسته ‌و از نزدیک شاهد محاکۀ گلدمن است. منتها اگر کسی زمینۀ ذهنی از تاریخ معاصر و سیاست فرانسۀ پس از مه ۱۹۶۸ نداشته باشد، شاید متوجۀ بخشی از برخوردهای خشن و تنش ایدئولوژیک نشود. کارگردان گویا فرض را براین گذاشته که تماشاگر می‌داند چرا روشنفکران از پیر گلدمن دفاع می‌کنند و چرا «مبارزۀ مسلحانه» هنوز برای جوانان سیاسی آن زمان جذابیت دارد و چرا پلیس برای بخشی از نیروهای سیاسی کمونیست نماد سرکوب است، پیرگلدمن این حقیقت را در دادگاه فریاد می‌کشد، پلیس ها و دادستان را راسیست و فاشیست می نامد، مأمورها او را به ‌دشواری از دادگاه بیرون می برند، وکیل دعاوی دراتاق پشت دادگاه او را به آرامش دعوت می‌کند، گیرم پیر گلدمن در برابر پند و اندرزهای مکرر وکیل کوتاه نمی‌آید، باری، قدرت فیلم «محاکمه» در این است که تماشاچی را دربارۀ رابطۀ میان حقیقت، عدالت، ایدئولوژی و کاریزمای سیاسی به تفکر و تأمل وادار می‌کند. «محاکمۀ گلدمن» بیشتر شبیه مناظرۀ فلسفی زنده است تا یک درام دادگاهی معمولی. 

نقد و نظر

وصیت نامۀ ابوالقاسم حالت *

Posted on 26 می 202626 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
وصیت نامۀ ابوالقاسم حالت *

بعد مرگم نه به خود زحمت بسيار دهيد نه به من برسر گور و کفن آزار دهيد نه پي گورکن و قاري و غسال رويد نه پي سنگ لحد پول به حجار دهيد به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسي که بدان عضو بود حاجت بسيار دهيد اين دو چشمان قوی را…

ادامه “وصیت نامۀ ابوالقاسم حالت *” »

یادداشت

شاخه‌های شکسته

Posted on 25 می 202625 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
شاخه‌های شکسته

نقل از «ایستگاه باستیل،»، طرح روی جلد: اَلن نقلی دنیا را بر دیوار هشتی به میخ آویخته‌اند و ما، هر شب زیر طاق کبود‌ و چرک این‌جا، میان خرده شیشه‌ها، بطری‌های شکستة آبجو و نوشابه‌های رنگارنگ،  کاغذ پاره‌ها و ته سیگار و دود و غبار دور خودمان می‌چرخیم و هر از گاهی در برابر این دنیای…

ادامه “شاخه‌های شکسته” »

دسته‌ بندی نشده

مرگ و زندگی

Posted on 24 می 202624 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
مرگ و زندگی

من این چند سطر را سال گذشته به مناسبتی، در بارۀ «مرگ و زندگی» نوشتم؛ از آن‌جا که حرف تازه ای در این درباره ندارم، امروز آن را به یاد دوست، به یاد پرویزی قلیچ خوانی بازنشر می‌کنم تا به این وسیله خاموشی تدریجی او را به همۀ ورزشکاران، روزنامه نگاران، اهل فرهنگ و سیاست،…

ادامه “مرگ و زندگی” »

دسته‌ بندی نشده

حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائی

Posted on 21 می 202621 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائی

اگرچه از مدت ها پیش تصمیم گرفته بودم جواب جانثاران، فدوی ها و شیفتگان فاشیست ها را ننویسم و با سکوت برگزار کنم، ولی این روزها که شبح فاشیسم در دنیای ما پرسه می زند و هر روز هواداران و سینه چاکان بیشتری در میان ایرانیان پیدا می کند، این روزها که شماری به نتانیاهوصهیونیست و جنایتکار و ترامپ دیوانه و ناقص العقل و نئوفاشیست دخیل بسته اند و منتظزند تا ایران را مانند غزه و فلسطین با خاک یک سان کند و آن ها را به قدرت برساند، بازنشر این وجیزه خالی از فایده نخواهد

یادداشت

جگر بند و زاغ

Posted on 18 می 202618 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
جگر بند و زاغ

…آن انسان زیبایِ افسانه‌ای و افسانه‌ها که قرن‌ها پیش مهربانی، برادری و برابری آدم‌ها را همه جا موعظه و تبلیع می‌کرد، بالای تپۀ جلجتا بر صلیب چوبی بزرگی که خود بسختی به دوش کشیده بود، مصلوب شد و تاریخ به ما ثابت کرد که با موعظه‌ها و پند و‌اندرز مسیحائی انسان‌ها مهربان، برابر و برادر…

ادامه “جگر بند و زاغ” »

یادداشت

صفحه‌بندی نوشته‌ها

1 2 … 15 بعدی

کتاب‌ها

  • ترازوی گاچی
  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme