Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

نویسنده: حسین دولت‌آبادی

افسانۀ هُدهُد یا «شانه بسر»

Posted on 28 می 202628 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
افسانۀ هُدهُد یا «شانه بسر»

داستان هدهد و سلیمان نبی که در قرآن، آیات ۲۰ تا ۲۸ سورۀ نمل آمده به اختصار چنین است: پس  از این که سلیمان به وسیلۀ هد هد از سرزمین سبا* و ملکۀ سبا آگاه می‌شود و می فهمد که مردم آن دیار مهر پرستند و خورشید را ستایش می‌کنند، هدهد به او گفته ‌است:…

ادامه “افسانۀ هُدهُد یا «شانه بسر»” »

یادداشت

محاکمه

Posted on 26 می 202626 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
محاکمه

و اماکارگردان، Cédric Kahn، محاکمه را مثل فیلم مستند ساخته است؛ دوربین محدود و نزدیک است، از موسیقی بسیار کم استفاده شده، حرکت درونی فیلم، تنش و تعلیق را گفت ‌و گوها و شهادت‌ها به‌وجود آورده‌اند و تماشاچی احساس می‌کند در دادگاه نشسته ‌و از نزدیک شاهد محاکۀ گلدمن است. منتها اگر کسی زمینۀ ذهنی از تاریخ معاصر و سیاست فرانسۀ پس از مه ۱۹۶۸ نداشته باشد، شاید متوجۀ بخشی از برخوردهای خشن و تنش ایدئولوژیک نشود. کارگردان گویا فرض را براین گذاشته که تماشاگر می‌داند چرا روشنفکران از پیر گلدمن دفاع می‌کنند و چرا «مبارزۀ مسلحانه» هنوز برای جوانان سیاسی آن زمان جذابیت دارد و چرا پلیس برای بخشی از نیروهای سیاسی کمونیست نماد سرکوب است، پیرگلدمن این حقیقت را در دادگاه فریاد می‌کشد، پلیس ها و دادستان را راسیست و فاشیست می نامد، مأمورها او را به ‌دشواری از دادگاه بیرون می برند، وکیل دعاوی دراتاق پشت دادگاه او را به آرامش دعوت می‌کند، گیرم پیر گلدمن در برابر پند و اندرزهای مکرر وکیل کوتاه نمی‌آید، باری، قدرت فیلم «محاکمه» در این است که تماشاچی را دربارۀ رابطۀ میان حقیقت، عدالت، ایدئولوژی و کاریزمای سیاسی به تفکر و تأمل وادار می‌کند. «محاکمۀ گلدمن» بیشتر شبیه مناظرۀ فلسفی زنده است تا یک درام دادگاهی معمولی. 

نقد و نظر

وصیت نامۀ ابوالقاسم حالت *

Posted on 26 می 202626 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
وصیت نامۀ ابوالقاسم حالت *

بعد مرگم نه به خود زحمت بسيار دهيد نه به من برسر گور و کفن آزار دهيد نه پي گورکن و قاري و غسال رويد نه پي سنگ لحد پول به حجار دهيد به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسي که بدان عضو بود حاجت بسيار دهيد اين دو چشمان قوی را…

ادامه “وصیت نامۀ ابوالقاسم حالت *” »

یادداشت

شاخه‌های شکسته

Posted on 25 می 202625 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
شاخه‌های شکسته

نقل از «ایستگاه باستیل،»، طرح روی جلد: اَلن نقلی دنیا را بر دیوار هشتی به میخ آویخته‌اند و ما، هر شب زیر طاق کبود‌ و چرک این‌جا، میان خرده شیشه‌ها، بطری‌های شکستة آبجو و نوشابه‌های رنگارنگ،  کاغذ پاره‌ها و ته سیگار و دود و غبار دور خودمان می‌چرخیم و هر از گاهی در برابر این دنیای…

ادامه “شاخه‌های شکسته” »

دسته‌ بندی نشده

مرگ و زندگی

Posted on 24 می 202624 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
مرگ و زندگی

من این چند سطر را سال گذشته به مناسبتی، در بارۀ «مرگ و زندگی» نوشتم؛ از آن‌جا که حرف تازه ای در این درباره ندارم، امروز آن را به یاد دوست، به یاد پرویزی قلیچ خوانی بازنشر می‌کنم تا به این وسیله خاموشی تدریجی او را به همۀ ورزشکاران، روزنامه نگاران، اهل فرهنگ و سیاست،…

ادامه “مرگ و زندگی” »

دسته‌ بندی نشده

حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائی

Posted on 21 می 202621 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائی

اگرچه از مدت ها پیش تصمیم گرفته بودم جواب جانثاران، فدوی ها و شیفتگان فاشیست ها را ننویسم و با سکوت برگزار کنم، ولی این روزها که شبح فاشیسم در دنیای ما پرسه می زند و هر روز هواداران و سینه چاکان بیشتری در میان ایرانیان پیدا می کند، این روزها که شماری به نتانیاهوصهیونیست و جنایتکار و ترامپ دیوانه و ناقص العقل و نئوفاشیست دخیل بسته اند و منتظزند تا ایران را مانند غزه و فلسطین با خاک یک سان کند و آن ها را به قدرت برساند، بازنشر این وجیزه خالی از فایده نخواهد

یادداشت

جگر بند و زاغ

Posted on 18 می 202618 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
جگر بند و زاغ

…آن انسان زیبایِ افسانه‌ای و افسانه‌ها که قرن‌ها پیش مهربانی، برادری و برابری آدم‌ها را همه جا موعظه و تبلیع می‌کرد، بالای تپۀ جلجتا بر صلیب چوبی بزرگی که خود بسختی به دوش کشیده بود، مصلوب شد و تاریخ به ما ثابت کرد که با موعظه‌ها و پند و‌اندرز مسیحائی انسان‌ها مهربان، برابر و برادر…

ادامه “جگر بند و زاغ” »

یادداشت

طرز نگاه مرغ از آينة قفس

Posted on 13 می 202614 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
طرز نگاه مرغ از آينة قفس

من مقالۀ « طرز نگاه مرغ از آینۀ قفس» را سی و دوسال پیش، پس از خاموشی کمال رفعت صفائی به یاد آن عزیز، به یاد دوست، نوشتم و امروز به مناسبت چاپ ترجمۀ گزیدۀ اشعار شاعر به فرانسه، آن را باز نشر میکنم. در ضمن، محض اطلاع دوستان، علاقمندان و هم میهنان مقیم پاریس، رونمائی این کتاب، جمعه شب، 15 ماه مه، ساعت شش بعد ظهر، با حضور همسر و بازماندگان شاعر در آرماتان برگرار می شود. ح. د
Espace L’Harmattan- 21 Bis rue des Ecoles 75005 Paris

مقاله

جایِ خالیِ آشنا

Posted on 12 می 202612 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
جایِ خالیِ آشنا

نقل از: دفتر یادداشتها … در سالهای نخست که از یار و دیارم دور افتاده بودم، نگاهم مدام در میان مردم بیگانه به دنبال چهرۀ آشنائی می‌گشت و گوش‌ام هربار به هر صدائی‌که آوائی مشابه آوایِ زبانِ مادری‌ام داشت تیز می‌شد. سالها و سالها از پی هم آمدند و گذشتند و من هنوز که هنوز…

ادامه “جایِ خالیِ آشنا” »

یادداشت

کاتب، کاجِ کهنسال و زاغچه‌ها

Posted on 11 می 202611 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
کاتب، کاجِ کهنسال و زاغچه‌ها

«ادبیات تبیعد» … در فرهنگ فارسی سه واژه به سه معنا و مفهوم متفاوت وجود دارد: «مهاجرت»، «جلای وطن» و «تبعید»؛ مهاجرت هدفمند، آگاهانه، با تمهیدات و تدارکات قبلی‌صورت می‌گیرد و ترس و اجباری در آن نیست. جلای وطن اگرچه به اختیار و آگاهانه است، ولی انسان از بیم جان و زندان و شکنجه و…

ادامه “کاتب، کاجِ کهنسال و زاغچه‌ها” »

دسته‌ بندی نشده, مقاله

دنیا خانۀ من است

Posted on 10 می 202610 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
دنیا خانۀ من است

چند روز پیش روی برگۀ کاغذی نوشته بودم، پنج شعلۀ جاوید، نفیسی، پورت سن کلود، تاکسی، مهاجرت، سرخپوست  و وطن. امروز صبح به تصادف چشم‌ام به این برگۀ کاغذ افتاد،  مدتی به کلمه ها خیره نگاه کردم تا زنحیرۀ پیوند و رابطۀ آن ها را پیدا کنم. بی شک این چند کلمه را یادداشت کرده…

ادامه “دنیا خانۀ من است” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

سیاووشان (سووشون)

Posted on 9 می 20269 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
سیاووشان (سووشون)

سیاووشان یا سیاوشان، که در فارسی باستان به آن “سیاوَخش” هم گفته می‌شده، گیاه مقدس و نماد پاکی و بی‌گناهی بوده و نامش را از قهرمان اسطوره‌ای شاهنامه، یعنی سیاوش گرفته است؛ سیاوش نماد مظلومیت و بی‌گناهی است و گیاه سیاووشان هم به همین دلیل، در آیین‌های سوگواری یا دعا برای باران و پاکی به…

ادامه “سیاووشان (سووشون)” »

دسته‌ بندی نشده

رجز خوانی

Posted on 8 می 20268 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
رجز خوانی

مبادا چنین هرگز آیین من/ سزا نیست این کار در دین من که ایرانیان را به کشتن دهم/ خود اندر جهان تاج بر سر نهم…………………………. مادرم یک بار با لهجۀ مردم خراسان به همسایه گفته بود: «برّه‌م، آدم روی کسی رو به آتش نمیده.» به ‌یاد ندارم چه خطائی از «حسین حرمله» سر زده بود…

ادامه “رجز خوانی” »

یادداشت

جدال با فراموشی *

Posted on 5 می 20266 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
جدال با فراموشی *

آدمیزاده شاید با مرگ کنار بیاید ولی با زمان…؟ من این روزها مانند مادرم در پیری، با مرده ها بیشتر از زنده ها زندگی می کنم، امروز صبح بی‌هیچ دلیل روشنی به یاد زنده یاد «ویدا حاجبی» افتادم، مدتی نگاه‌ام به راه رفت، دست از کار کشیدم و پشت پنجرۀ اتاق به تماشای این کاج‌هایِ…

ادامه “جدال با فراموشی *” »

یادداشت

بندر،  طبل تو خالی *

Posted on 4 می 20264 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
بندر،  طبل تو خالی *

… شب مهتابی و آرامی بود، راه تا بی‌نهایت ادامه داشت و انگار هرگز به‌پایان نمی‌رسید. مسافرهای اتوبوس خوابیده بودند، مسیحا نیز به‌‌خوابی عمیق فرورفته بود وآهسته خرنش می‌کرد. رانندۀ سیاهچرده و زمخت، به جادۀ اسفالته خیره شده بود، تخمۀ ژاپنی می‌شکست و هر‌از‌گاهی از فلاسک یک لیوان چای می‌ریخت و قطره قطره می‌نوشید. من…

ادامه “بندر،  طبل تو خالی *” »

دسته‌ بندی نشده

نگاهِ سيّاره

Posted on 3 می 20263 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
نگاهِ سيّاره

از ستيغ کدامين کُهستان بهمن عشق پيچيده در من کز زمستان اين خشکسالان آب های بهاری روان است با یاد «سعيد سلطانپور» کتمان نمی کنم. من نيز از کوی «يار» گذر کرده ام و در اين گذر، آوازهای خوش بسياری شنيده ام؛ ولی کمتر ديده ام آوازه خوانی را که با آرمان هايش اين چنين صميمی، صادقانه و عاشقانه در هم آميخته و يگانه شده…

ادامه “نگاهِ سيّاره” »

مقاله

گربه زیر باران

Posted on 3 می 20264 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
گربه زیر باران

آن گلوله‌ای که در آشیانة عقاب به شقیقة نریمان پازندی شلیک کرده بودم، اگر‌ چه او را از مخمصه و دغدغه‌ نجات داده بود، ولی مرا مانند مگسی در‌تار عنکبوت به دام انداخته بود. باید شب‌ها و روزهای زیادی تنها می‌ماندم، به پرسش‌های بازجوها و گفتگوی شبانۀ میهمان‌ها می‌اندیشیدم تا سرانجام می‌فهمیدم که بالِ عقابِ…

ادامه “گربه زیر باران” »

دسته‌ بندی نشده

مرگ انسانیت

Posted on 2 می 20262 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
مرگ انسانیت

چند سال پیش، پیرزنی‌که از اردوگاه‌های نازی‌ها و کوره‌های آدم سوزی هیتلر جان به برده بود، با خبر نگار تلویزیون فرانسه مصاحبه می‌کرد. من گفتگوی آن‌ها را پس‌از چند‌سال هنوز از یاد نبرده‌ام، پیرزن در جواب خبر نگار می‌گفت: «من هرگز نازی‌ها را نخواهم بخشید، چرا که آن‌ها انسانیّت را در ما کشتند» بعد به…

ادامه “مرگ انسانیت” »

یادداشت

فرانسۀ تسلیم ناپذیر ( فرانسه نا فرمان)

Posted on 30 آوریل 20262 می 2026 By حسین دولت‌آبادی

La France insoumise  (فرانسه نافرمان) به اختصار  LFI حزب سوسیالیست و دمکراتیک  فرانسوی‌است که درسال ۲۰۱۶ توسط Jean-Luc Mélenchon ژان لوک ملانشون  تأسیس شد. این حزب چپ رادیکال بر عدالت اجتماعی، برابری اقتصادی، دموکراسی مستقیم و مخالفت با سیاست‌های نئولیبرال و مداخلات نظامی تأکید دارد. سیاست این جنبش سیاسی ( حزب) بطور خلاصه عبارت است…

ادامه “فرانسۀ تسلیم ناپذیر ( فرانسه نا فرمان)” »

دسته‌ بندی نشده

در آمدی بر ماهِ مجروح *

Posted on 29 آوریل 202629 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
در آمدی بر ماهِ مجروح *

هنر همیشه، هنر مردمانی خاص در مرحلة مشخصی از تحوّل تاریخی است. «ویساروف بلینسکی»                                                                         … کمال رفعت صفائی، یکی از چهره‌های درخشان شعر معاصر ایران در آغاز جوانی و در اوج شکوفائی، در انزوایِ تبعید، در اتاقکی پر از دارو و دلتنگی، با درد و رنجی مداوم و جانکاه، آرام آرام تکیده و تکیده‌تر…

ادامه “در آمدی بر ماهِ مجروح *” »

مقاله

گذر از بیهق و بدخشان

Posted on 27 آوریل 202627 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
گذر از بیهق و بدخشان

این آز و نیازند که انسان را به درگاه امیر و سلطان می‌آورند و می‌مانندناصرخسرو قبادیانی مروزی … در مملکت ما مانند سایر ممالک دنیا انسان‌های فرزانه و فرهیخته‌ای در سپهر فرهنگ و هنر وجود داشته‌اند که مقام و مرتبت انسان و انسانیت را تا به عرش بالا برده اند و موجوداتی نیز به نام…

ادامه “گذر از بیهق و بدخشان” »

مقاله

سایۀ دست

Posted on 25 آوریل 202625 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
سایۀ دست

  پس از مدت‌ها سعادت دیدار چندنفر از دوستان و هموطنان اهل فرهنگ و هنر دست داده بود، در آن گوشۀ دنج و خلوت بالاخانۀ قهوه خانه، گرد نشسته بودیم و هر کسی در بارۀ موضوعی حرف می‌زد: چاپ و پخش آثار نویسندگان تبعیدی و مشکلات آن در خارج از کشور… مشکلات ناشرها و نویسنده‌ها، شعر…

ادامه “سایۀ دست” »

دسته‌ بندی نشده

پیری تلخ

Posted on 22 آوریل 202622 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
پیری تلخ

… سال‌ها پیش، محکومین به اعدام را شب آخر به زندان نظامی جمشیدیه می‌آوردند و ساعت چهار صبح، قاضی عسکر را صدا می‌زدند تا محکوم در حضور او وصیّت می‌کرد. شب‌های اعدامی، من با صدای گوشخراش و هول انگیز دانه‌های زنجیری که از لای میله‌های در بزرگ و آهنی زندان می‌گذشت از خواب می‌پریدم، روی…

ادامه “پیری تلخ” »

مقاله

رفتار

Posted on 20 آوریل 202620 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
رفتار

در سال‌های نخست مهاجرت چند صباحی به حرفۀ دوران نوجوانی و جوانی‌ام، برگشته بودم و در حومۀ شهر پاریس پیستوله کاری و نقاشی می‌کردم. در آن روزها واژۀ« chantier» (شانتی یه) تازه به گوش‌ام خورد و به مرور زمان به معنای آن پی بردم. در فرانسه به جا و مکانی «شانتی یه» می‌گویند که مهندسین،…

ادامه “رفتار” »

یادداشت

بخش و شیر پیر سنگلج

Posted on 20 آوریل 202620 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
بخش و شیر پیر سنگلج

سال‌ها پیش، مردم ولایت ما از واژۀ «بخش» به جای هدیه استفاده می‌کردند، گیرم فقط در مورد هدیه‌ای که «خدا» به بنده‌ای اهدا کرده و بخشیده بود؛ «هدیۀ الهی». همولایتی ها مانند بسیاری از مردم دنیا، لطف و عنایت طبیعت، یا بی رحمی و قساوت آن را به حساب خدا می‌گذاشتند و این‌همه را از…

ادامه “بخش و شیر پیر سنگلج” »

دسته‌ بندی نشده

غریبۀ روی پل

Posted on 17 آوریل 202617 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
غریبۀ روی پل

دیروز به عزیزی که مثل من به گوشه‌ای از دنیا پرتاب شده و سال‌ها از یار و دیار دورمانده است، نوشتم که هر روز غروب، با یک یا دو گیلاس‌ شراب ارزان قیمت از گردنه‌های دلگیر و مه‌آلود غروب ها گذر می‌کنم و روز را به شب می‌رسانم و آخر شب، تاریخ بیهقی را می‌بندم…

ادامه “غریبۀ روی پل” »

یادداشت

حکایتِ بیگانگی

Posted on 16 آوریل 202616 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
حکایتِ بیگانگی

تا آخر به برودت هوا، آسمان ابری و دلگیر این دیار، آدمگریزیِ همسایه‌ها و ‏درهای بسته عادت نکردم. تا مدت‌ها از این‌همه رنج می‌بردم و بعدها که ‏گرفتاری‌ها و مشغله‌ام زیادتر شد، اگر‌ چه در‌گیر و دار کارهای روزمره از یاد ‏می‌بردم و زیر‌‌باران سمج و راه بندان، با ابروهای گره خورده، آرواره‌های بر هم…

ادامه “حکایتِ بیگانگی” »

مقاله

جنگاور سرخپوست

Posted on 16 آوریل 202616 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
جنگاور سرخپوست

شایداگر این‌روزها بحث نسل کشی اسرائیلی ها و دست های آلودۀ آمریکا در میان نبود، من هرگز به یاد داستان کوتاهی نمی افتادم که بیش از شصت و اندی سال پیش خواندم و اگر ازنام داستان و نویسنده بگذرم، مضمون و محتوای آن را هنوز به روشنی به یاد دارم. منتها از آن جا که…

ادامه “جنگاور سرخپوست” »

دسته‌ بندی نشده

وارونگی

Posted on 15 آوریل 202615 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
وارونگی

جایِ آن است که خون موج زَنَد در دلِ لعل زین تَغابُن که خَزَف می‌شکند بازارش اگر چه تفسیر، تأویل و توضیح شعر به آن لطمه می زند، ولی من تا شعری را نفهمم و آن را هضم نکنم، به‌سادگی دست از سر شاعر بر نمی‌دارم. از شما چه پنهان، این شعر در روزهای اخیر…

ادامه “وارونگی” »

یادداشت

پیرمردی که صدا می‌شنید

Posted on 12 آوریل 202612 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
پیرمردی که صدا می‌شنید

… چندی پیش با پیرمردی آشنا شدم که شباهت نزدیکی به کهنسالیِ من داشت و شگفتا که مثل من بیشتر عمرش را دور از یار و دیار، در میان مردم بیگانه گدرانده بود و درتنهائی پیر و فرسوده شده بود؛ آشنای من که از این شباهت حیرت کرده بود و به وجد آمده بود، می‌گفت…

ادامه “پیرمردی که صدا می‌شنید” »

مقاله

«Duende»

Posted on 10 آوریل 202610 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
«Duende»

و فدریکو گارسیا لورکا  دوئنده واژه و مفهومی اسپانیایی است که چند معنی و کاربرد متفاوت دارد. در زبان اسپانیایی، دوئنده به معنی «جن»، «روح»، یا موجودی افسانه‌ای کوچک (شبیه کوتوله یا الف) است. در زبان روزمره گاهی به صورت استعاری استفاده می‌شود برای توصیف کسی که «حال و حالت خاص»، «جذابیت درونی» یا «کاریزما»…

ادامه “«Duende»” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

حاشیه، حیا‏

Posted on 8 آوریل 20268 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
حاشیه، حیا‏

… باید چند سالی می‌گذشت تا آن تصویر و تصوری که از پاریس ‏زیبا، رویائی و خیال‌انگیز به من داده بودند، به مرور زمان فرو می ریخت، ‏تا چشم هایم به روی چهرۀ پاریس مهاجران و مردم حاشیه باز می‌شد، تا از ‏نزدیک روزگار آن ها را می دیدم و همه چیز را باور می‌کردم….

ادامه “حاشیه، حیا‏” »

مقاله, یادداشت

آچمز

Posted on 6 آوریل 20266 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
آچمز

این که بر گرد خورشید می گردد زمین نیست جنایت است (1) هربار که اخبار نوار غزه را می‌شنوم، یکه می‌خورم، مدتی نگاه‌ام به راه می رود، مدتی بهت زده به دوردست ها خیره نگاه می کنم، از خیر از نوشتن می‌گذرم، نه، همۀ گفتنی ها گفته آمده است و تا به امروز اثری نداشته…

ادامه “آچمز” »

دسته‌ بندی نشده

نسلی که منقرض شد

Posted on 5 آوریل 20265 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
نسلی که منقرض شد

گذرم به میدان ایتالیا افتاده بود، به یاد گذشته ها با پله برقی به طبقۀ سوم فروشگاه بزرگ رفتم و از آنچه می دیدم، حیرت کردم. شگفتا، در چند سالۀ اخیر پاساژ شلوغ و پرازدحام تغییر کرده بود و خلوت شده بود، چندین فروشگاه بسته بود، کافۀ وسط پاساژ، میعادگاه ما را برچیده بودند، فروشگاه‌ها…

ادامه “نسلی که منقرض شد” »

یادداشت

مردم حقیر و جاذبۀ قدرت

Posted on 2 آوریل 20262 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
مردم حقیر و جاذبۀ قدرت

مردم حقیر، مجیزگو، متملق و نوکرصفت همواره و در همه‌ جای دنیا انگار وحود دارند و همیشه ‏گوش به زنگ و مترصد‌ اند تا صاحب مقام و صاحب منصبی از راه برسد و به خوش‌خدمتی بال ‏همت به کمرببندند. من به تجربه دریافته‌ام که «قدرت» در هر هیئتی، در هر جمع و جامعه‌ای ‏مانند آهن…

ادامه “مردم حقیر و جاذبۀ قدرت” »

دسته‌ بندی نشده

جهل و جنایت براریکۀ قدرت (1)

Posted on 1 آوریل 20261 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
جهل و جنایت براریکۀ قدرت (1)

بگمانم دنیا مخلوق اندیشه و دست‌های آدمی است که با عشق و امید ساخته شده است و با اندیشه و عشق و امید می توان آن را بهتر ساخت. گیرم تا زمانی که پلیدی، جهل و جنایت در این دنیا وجود دارد، بدون نفرت نمی‌توان از عشق سخن گفت. تا نفرت از پلشتی نباشد عشق…

ادامه “جهل و جنایت براریکۀ قدرت (1)” »

یادداشت

مستأجرها و خانۀ اجدادی ما

Posted on 31 مارس 202631 مارس 2026 By حسین دولت‌آبادی
مستأجرها و خانۀ اجدادی ما

… ایران خانۀ مردم ایران‌است، حکومت‌ها در درازنایِ تاریخ مستأجر این خانۀ آباء اجدادی ما بوده‌اند، حکومت‌ها آمده‌اند و رفته‌اند، حکومت‌ها هرگز، هرگز صاحب ازلی و ‌ابدی این خانه اجدادی ما نبوده اند، نیستند و نخواهند بود. از آغاز تاریخ تا زمانۀ ما هرکدام به نوبۀ خویش آمده اند، با دستار، تاج یا عبا و…

ادامه “مستأجرها و خانۀ اجدادی ما” »

دسته‌ بندی نشده

خلیج خوک ها و جزیرۀ خارک ما

Posted on 27 مارس 202627 مارس 2026 By حسین دولت‌آبادی
خلیج خوک ها و جزیرۀ خارک ما

… همه جا گفته و شنیده می‌شود که «عمو ترامپ» شاهپرست‌ها قرار است در جزایر ایران – خارک، تنب بزرگ و تنب کوچک- نیروهای ویژه پیاده کند، مقاومت جمهوری اسلامی را در هم بشکند؛ ارتش و سپاه پارسداران را به زانو در بیاورد تا گردن بگذارند، تسلیم شوند و شرایط آتش بس و «صلح!!» سرور…

ادامه “خلیج خوک ها و جزیرۀ خارک ما” »

مقاله

تندیس سفاهت و شناعت

Posted on 25 مارس 202625 مارس 2026 By حسین دولت‌آبادی
تندیس سفاهت و شناعت

من اگر چه در سفاهت و شناعت دونالد ترامپ، چهرۀ عریان امپریالیسم آمریکا شکی نداشتم، ولی گمان نمی کردم نتانیاهوی صهیونیست و فاشیست و کودک کش، این مردک بیمارروانی، خود شیفته و جنایتکار را به چنان مخمصمه ای بکشاند که به قول بچه های جنوب شهر تهران «گُه گیجۀ آمریکائی بگیرد و قبلۀ کونش را…

ادامه “تندیس سفاهت و شناعت” »

یادداشت

قبل از فاجعه و بعد…

Posted on 23 مارس 202623 مارس 2026 By حسین دولت‌آبادی
قبل از فاجعه و بعد…

اگر اشتباه نکنم ماگسیم گورکی نویسندۀ بزرگ روس گفته است: «آن‌چه که با قلم نوشته شود، با تبر تراشیده نخواهد شد.» من این سخن را سال‌ها پیش در دوران نو جوانی‌ام شنیدم و به‌تفاوت «نوشته» و «حرف» پی بردم. آمده‌است که «حرف» را باد می‌برد و دیر یا زود فراموش می‌شود، ولی «نوشته» می‌ماند. به‌…

ادامه “قبل از فاجعه و بعد…” »

مقاله

صفحه‌بندی نوشته‌ها

1 2 … 14 بعدی

کتاب‌ها

  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • در آنکارا باران مي بارد – چاپ اول
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme