شک، شناخت
شبی «ملا چروی»، ملایِ قلعۀ ما منبر رفته بود و در وصف خصایل و فضایل علیابنابوطالب آسمان ریسمان میبافت: «حضرت شبها از خوف خدا تا سحر شصت بار سر سجادة نماز از هوش میرفت و غش میکرد.» باری، روضه خوانی تمام شد؛ اهالی رفتند و آخرش شب صاحبِ مجلس، چهار فقره «آخوند» و دلاک قلعه…