Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

دسته: یادداشت

جایِ خالیِ آشنا

Posted on 12 می 202612 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
جایِ خالیِ آشنا

نقل از: دفتر یادداشتها … در سالهای نخست که از یار و دیارم دور افتاده بودم، نگاهم مدام در میان مردم بیگانه به دنبال چهرۀ آشنائی می‌گشت و گوش‌ام هربار به هر صدائی‌که آوائی مشابه آوایِ زبانِ مادری‌ام داشت تیز می‌شد. سالها و سالها از پی هم آمدند و گذشتند و من هنوز که هنوز…

ادامه “جایِ خالیِ آشنا” »

یادداشت

دنیا خانۀ من است

Posted on 10 می 202610 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
دنیا خانۀ من است

چند روز پیش روی برگۀ کاغذی نوشته بودم، پنج شعلۀ جاوید، نفیسی، پورت سن کلود، تاکسی، مهاجرت، سرخپوست  و وطن. امروز صبح به تصادف چشم‌ام به این برگۀ کاغذ افتاد،  مدتی به کلمه ها خیره نگاه کردم تا زنحیرۀ پیوند و رابطۀ آن ها را پیدا کنم. بی شک این چند کلمه را یادداشت کرده…

ادامه “دنیا خانۀ من است” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

رجز خوانی

Posted on 8 می 20268 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
رجز خوانی

مبادا چنین هرگز آیین من/ سزا نیست این کار در دین من که ایرانیان را به کشتن دهم/ خود اندر جهان تاج بر سر نهم…………………………. مادرم یک بار با لهجۀ مردم خراسان به همسایه گفته بود: «برّه‌م، آدم روی کسی رو به آتش نمیده.» به ‌یاد ندارم چه خطائی از «حسین حرمله» سر زده بود…

ادامه “رجز خوانی” »

یادداشت

جدال با فراموشی *

Posted on 5 می 20266 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
جدال با فراموشی *

آدمیزاده شاید با مرگ کنار بیاید ولی با زمان…؟ من این روزها مانند مادرم در پیری، با مرده ها بیشتر از زنده ها زندگی می کنم، امروز صبح بی‌هیچ دلیل روشنی به یاد زنده یاد «ویدا حاجبی» افتادم، مدتی نگاه‌ام به راه رفت، دست از کار کشیدم و پشت پنجرۀ اتاق به تماشای این کاج‌هایِ…

ادامه “جدال با فراموشی *” »

یادداشت

مرگ انسانیت

Posted on 2 می 20262 می 2026 By حسین دولت‌آبادی
مرگ انسانیت

چند سال پیش، پیرزنی‌که از اردوگاه‌های نازی‌ها و کوره‌های آدم سوزی هیتلر جان به برده بود، با خبر نگار تلویزیون فرانسه مصاحبه می‌کرد. من گفتگوی آن‌ها را پس‌از چند‌سال هنوز از یاد نبرده‌ام، پیرزن در جواب خبر نگار می‌گفت: «من هرگز نازی‌ها را نخواهم بخشید، چرا که آن‌ها انسانیّت را در ما کشتند» بعد به…

ادامه “مرگ انسانیت” »

یادداشت

رفتار

Posted on 20 آوریل 202620 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
رفتار

در سال‌های نخست مهاجرت چند صباحی به حرفۀ دوران نوجوانی و جوانی‌ام، برگشته بودم و در حومۀ شهر پاریس پیستوله کاری و نقاشی می‌کردم. در آن روزها واژۀ« chantier» (شانتی یه) تازه به گوش‌ام خورد و به مرور زمان به معنای آن پی بردم. در فرانسه به جا و مکانی «شانتی یه» می‌گویند که مهندسین،…

ادامه “رفتار” »

یادداشت

غریبۀ روی پل

Posted on 17 آوریل 202617 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
غریبۀ روی پل

دیروز به عزیزی که مثل من به گوشه‌ای از دنیا پرتاب شده و سال‌ها از یار و دیار دورمانده است، نوشتم که هر روز غروب، با یک یا دو گیلاس‌ شراب ارزان قیمت از گردنه‌های دلگیر و مه‌آلود غروب ها گذر می‌کنم و روز را به شب می‌رسانم و آخر شب، تاریخ بیهقی را می‌بندم…

ادامه “غریبۀ روی پل” »

یادداشت

وارونگی

Posted on 15 آوریل 202615 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
وارونگی

جایِ آن است که خون موج زَنَد در دلِ لعل زین تَغابُن که خَزَف می‌شکند بازارش اگر چه تفسیر، تأویل و توضیح شعر به آن لطمه می زند، ولی من تا شعری را نفهمم و آن را هضم نکنم، به‌سادگی دست از سر شاعر بر نمی‌دارم. از شما چه پنهان، این شعر در روزهای اخیر…

ادامه “وارونگی” »

یادداشت

«Duende»

Posted on 10 آوریل 202610 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
«Duende»

و فدریکو گارسیا لورکا  دوئنده واژه و مفهومی اسپانیایی است که چند معنی و کاربرد متفاوت دارد. در زبان اسپانیایی، دوئنده به معنی «جن»، «روح»، یا موجودی افسانه‌ای کوچک (شبیه کوتوله یا الف) است. در زبان روزمره گاهی به صورت استعاری استفاده می‌شود برای توصیف کسی که «حال و حالت خاص»، «جذابیت درونی» یا «کاریزما»…

ادامه “«Duende»” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

حاشیه، حیا‏

Posted on 8 آوریل 20268 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
حاشیه، حیا‏

… باید چند سالی می‌گذشت تا آن تصویر و تصوری که از پاریس ‏زیبا، رویائی و خیال‌انگیز به من داده بودند، به مرور زمان فرو می ریخت، ‏تا چشم هایم به روی چهرۀ پاریس مهاجران و مردم حاشیه باز می‌شد، تا از ‏نزدیک روزگار آن ها را می دیدم و همه چیز را باور می‌کردم….

ادامه “حاشیه، حیا‏” »

مقاله, یادداشت

نسلی که منقرض شد

Posted on 5 آوریل 20265 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
نسلی که منقرض شد

گذرم به میدان ایتالیا افتاده بود، به یاد گذشته ها با پله برقی به طبقۀ سوم فروشگاه بزرگ رفتم و از آنچه می دیدم، حیرت کردم. شگفتا، در چند سالۀ اخیر پاساژ شلوغ و پرازدحام تغییر کرده بود و خلوت شده بود، چندین فروشگاه بسته بود، کافۀ وسط پاساژ، میعادگاه ما را برچیده بودند، فروشگاه‌ها…

ادامه “نسلی که منقرض شد” »

یادداشت

جهل و جنایت براریکۀ قدرت (1)

Posted on 1 آوریل 20261 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
جهل و جنایت براریکۀ قدرت (1)

بگمانم دنیا مخلوق اندیشه و دست‌های آدمی است که با عشق و امید ساخته شده است و با اندیشه و عشق و امید می توان آن را بهتر ساخت. گیرم تا زمانی که پلیدی، جهل و جنایت در این دنیا وجود دارد، بدون نفرت نمی‌توان از عشق سخن گفت. تا نفرت از پلشتی نباشد عشق…

ادامه “جهل و جنایت براریکۀ قدرت (1)” »

یادداشت

تندیس سفاهت و شناعت

Posted on 25 مارس 202625 مارس 2026 By حسین دولت‌آبادی
تندیس سفاهت و شناعت

من اگر چه در سفاهت و شناعت دونالد ترامپ، چهرۀ عریان امپریالیسم آمریکا شکی نداشتم، ولی گمان نمی کردم نتانیاهوی صهیونیست و فاشیست و کودک کش، این مردک بیمارروانی، خود شیفته و جنایتکار را به چنان مخمصمه ای بکشاند که به قول بچه های جنوب شهر تهران «گُه گیجۀ آمریکائی بگیرد و قبلۀ کونش را…

ادامه “تندیس سفاهت و شناعت” »

یادداشت

سودایِ آبرو، اعتبار و حیثیت

Posted on 23 فوریه 202621 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی
سودایِ آبرو، اعتبار و حیثیت

فضای دنیای مجازی بی‌‌شباهت به گرد باد نیست، اگر به کنجکاوی به آن سرک بکشی و مواظب نباشی، به دام می‌افتی، خواه ناخواه با آن همراه می شوی و چند روز در تنورۀ تنگ گردباد دور خودت می چرخی و می چرخی و از آن رهائی نمی‌یابی. من دراین همه سال به تجربه دریافته ام…

ادامه “سودایِ آبرو، اعتبار و حیثیت” »

یادداشت

مراغ آمین

Posted on 19 فوریه 202619 فوریه 2026 By حسین دولت‌آبادی
مراغ آمین

کنج نیمه تاریک رستوران، هما و هدایت پشت میز به انتظار هوشنگ نشسته اند تا غذا سفارش بدهند، زنی خپله به میز نزدیک می‌شود و به خوشخدمتی به آن‌ها لبخند می‌زند. کارگر رستوران با کاغذ و قلم آمده است تا سفارش بگیرد: هما- چند دقیقه، اجازه بدین تا دوستمون بیاد. هدایت- ( نگاهی به ساعت…

ادامه “مراغ آمین” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

تخریب، تحریف و تباهی

Posted on 7 فوریه 20267 فوریه 2026 By حسین دولت‌آبادی
تخریب، تحریف و تباهی

بزرگش نخوانند اهل خرد/ که نام بزرگان به زشتی برد ( سعدی) در روایت‌های اسلامی آمده است: پس از آنکه ابراهیم به‌ دستور خداوند، همسر و فرزندش را در صحرا رها کرد، تشنگی بر آن‌ها چیره شد، هاجر در جستجوی آب میان کوه صفا و کوه مروه می‌دوید و چشمه و چاهی نمی‌یافت. سرانجام جبرئیل…

ادامه “تخریب، تحریف و تباهی” »

یادداشت

فیل سالخورده و خواب *

Posted on 4 فوریه 20264 فوریه 2026 By حسین دولت‌آبادی
فیل سالخورده و خواب *

چند سال پیش، زن نویسنده و روزنامه نگاری به معضل تبعید، انسان تبعیدی و پریشانی‌های روحی او اشاره کرد و به من پند و اندرز داد تا به روانپزشک مراجعه کنم ودراین باره با پزشک حرف بزنم. آن روز پشت فرمان تاکسی نشسته بودم، در کوچۀ ریولی « Rivoli» راه بندان سرسام آوری بود و…

ادامه “فیل سالخورده و خواب *” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

جهانی پر از دروغ

Posted on 31 ژانویه 202631 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
جهانی پر از دروغ

چندی پیش نوشته بودم که جنگ جنایت است. کسی پرسید: در برابر متجاور چکار باید کرد؟ نباید جنگید؟ جنگ‌های آزادیبخش را آیا محکوم می‌کنید؟ در جواب ایشان نوشتم من اگرچه جانبدار صلح هستم و می‌دانم چرا دراین دنیا جنگ‌ها آغاز می شده اند و چرا آغاز می‌شوند، ولی اگر به کشوری تجاور کنند، اگر میهن…

ادامه “جهانی پر از دروغ” »

یادداشت

شاه، شهبانو و شُکری شِکَری

Posted on 24 ژانویه 202624 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
شاه، شهبانو و شُکری شِکَری

چندی پیش دردنیای مجازی در بارۀ بازگشت سلطنت و تاج خواهی پسر شاه، از قول پدرم نوشتم که «در میان تمام موجودات روی زمین فقط شتر به عقب می‌شاشد.» به‌ نظر آن مرد رند روزگار، دنیا و مردم دنیا از آغاز پیدایش، اگرچه گاهی به کندی و تردید، ولی همیشه به‌ جلو رفته اند و…

ادامه “شاه، شهبانو و شُکری شِکَری” »

مقاله, یادداشت

بر بامِ گرد باد

Posted on 18 ژانویه 202618 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
بر بامِ گرد باد

سال‌ها پیش درایران شعری از اسماعیل خوئی خواندم بنام «بر بامِ گرد باد». اگر چه شعر با تفسیر، تأیل و توضیح خراب می‌شود، ولی مفهوم این شعر مرا هربار به یاد منتقدین و «دانشمندان کبیری» می اندازد که گردباد آن ها را مانند پرکاهی به هوا برده است و در آن بالاها، بر بام گردباد…

ادامه “بر بامِ گرد باد” »

یادداشت

دوستی خاله خرسه (1)

Posted on 15 ژانویه 202615 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
دوستی خاله خرسه (1)

ایران خانۀ مردم ایران است و حکومت ها در طول تاریخ مستأجر این خانۀ آباء اجدادی ما بوده اند، حکومت‌ها هرگز صاحب این خانه نبوده اند و نیستند. از آغاز تا به امروز، هرکدام بنوبۀ خویش با تاج و عمامه و دستار، از راه رسیده اند، چند سالی زیر طاق این خانۀ قدیمی و تاریخی…

ادامه “دوستی خاله خرسه (1)” »

یادداشت

سنگِ مَحَک

Posted on 10 ژانویه 202610 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
سنگِ مَحَک

خوش بُوَد گر محکِ تجربه آید به میان تا سیه‌روی شود هر که در او غَش باشد امروز صبح دوستی مطلبی را که نیلوفر بیضائی در بارۀ جنبش و خیزش مردم ما و حکومت نکبت اسلامی نوشته بود با وانساپ فرستاد، این بانوی هنرمند تأترکه گویا درکنف حمایت «اعلیحضرت همایونی آینده!!» قرار گرفته و از…

ادامه “سنگِ مَحَک” »

یادداشت

قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1)

Posted on 8 ژانویه 20268 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1)

قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1) حافظ چند قرن پیش به درستی سروده است: «آسوده بر کنار چو پرگار می‌شدم/ دوران چو نقطه عاقبتم درمیان گرفت.» من اینهمه را سال‌ها پیش دریافته ام و فهمیده ام که هیچ انسان آگاه، با وجدان و شرافتمندی نمی‌تواند از معرکۀ زندگی بر کنار بماند و…

ادامه “قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1)” »

یادداشت

کار و آفرینش

Posted on 2 ژانویه 20262 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
کار و آفرینش

آمده است که کار انسان را آفرید. پس از عمری به این باور رسیده ام که آن چه که حائز اهمیت است و هیچ چیزی جای آن را نمی‌گیرد و به زندگی معنا می بخشد، کار است و آفرینش، کار و آفرینش در هر حوزه و در هر زمینه‌ای. آری، پس از عمری اقرار و…

ادامه “کار و آفرینش” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

دشنام، هنر و انسانیّت

Posted on 21 دسامبر 202521 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
دشنام، هنر و انسانیّت

  اگر هنر و انسانيت نتوانند در كنار يكديگر زندگي كنند بگذار هنر بميرد. « رومن رولان» کتمان نمی‌کنم، من رعیت زاده‌ام، از حاشیۀ کویر، از اعماق جامعه می‌آیم، لای زر ورق بزرگ نشده‌ام، ناز پروده نیستم و در طول و عرض زندگی، در محله‌های فقیر نشین تهران، جادۀ ری و خیابان خط، مهرآباد، نظام آباد،…

ادامه “دشنام، هنر و انسانیّت” »

یادداشت

حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائی

Posted on 19 دسامبر 202519 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائی

اگرچه از مدت ها پیش تصمیم گرفته بودم جواب جانثاران، فدوی ها و شیفتگان فاشیست ها را ننویسم و با سکوت برگزار کنم، ولی این روزها که شبح فاشیسم در دنیای ما پرسه می زند و هر روز هواداران و سینه چاکان بیشتری در میان ایرانیان پیدا می کند، این روزها که شماری به نتانیاهوصهیونیست و جنایتکار و ترامپ دیوانه و ناقص العقل و نئوفاشیست دخیل بسته اند و منتظزند تا ایران را مانند غزه و فلسطین با خاک یک سان کند و آن ها را به قدرت برساند، بازنشر این وجیزه خالی از فایده نخواهد

یادداشت

مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد

Posted on 18 دسامبر 202518 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد

سال‌ها پیش، در روستای رامین، این جمله را با خط درشت نوشته بودم و در جائی روی دیوار سنجاق کرده بودم که تا هر وقت پشت میزم می نشستم، آن را می‌دیدم. درست به یاد ندارم عطار نیشابوری در تذکره الاولیاء از زبان کدام عارفی این سخن را نقل کرده بود: هر چه بود و…

ادامه “مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد” »

یادداشت

آرزو، حسرت و حسادت

Posted on 16 دسامبر 202516 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
آرزو، حسرت و حسادت

من پیش از ورود به دبیرستان و آشنائی با مقدمات مبحث «تکامل» و پیدایش موجودات زنده و زندگی بر روی کرۀ زمین، تحت تأثیر مادرم و پیروی از او که زنی ساده‌دل، خوشقلب، مردمدوست و به تعبیر مسلمان‌ها «مؤمنه»‌ ای به تمام عیار بود، نماز می‌خواندم، روزه می‌گرفتم و در مراسم روضه‌خوانی و شبیه خوانی…

ادامه “آرزو، حسرت و حسادت” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

مرگ و جاودانگی

Posted on 13 دسامبر 202513 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
مرگ و جاودانگی

زنده یاد عباس معروفی سال‌ها پس از موج اول مهاجرت اجباری اهل هنر و ادبیات، ناچار به مهاجرت شد و به آلمان رفت. من او را نخستین باردر مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران «درتبعید» در شهر ماینز آلمان دیدم. پیش از این دیدار، دو رمان و چند قصۀ کوتاه از او خوانده بودم و می‌دانستم…

ادامه “مرگ و جاودانگی” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

زندگی پس از مرگ

Posted on 8 دسامبر 20258 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
زندگی پس از مرگ

آشنائی از آن سر دنیا، طرح فیلمنامه‌ای را فرستاد و از من خواهش کرد تا گفتگوها (دیالوگ‌های) صحنه‌های فیلم را بنویسم. موضوع یا «سوژه» بنظرم جالب آمد؛ به او جواب دادم اگر عجله‌ای نداشته باشد، اینکار را دراولین فرصت، با کمال میل انجام خواهم داد، افسوس، دنیا وفا نکرد، اجل به او مهلت نداد، «…

ادامه “زندگی پس از مرگ” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

ریشه در خویشتن خویش

Posted on 6 دسامبر 20257 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
ریشه در خویشتن خویش

گاهی مدت‌ها با خودم کلنجار می روم تا نامرادی‌ها را توجیه کنم، لب فرو بندم و ننویسم، گیرم این کار نا شدنی‌ست، هر بار پس از مدتی مقاومت سرانجام تسلیم می‌شوم و دوباره به این نتیجه می‌‌رسم که نمی‌‌‌‌‌توانم خاموش بمانم و ننویسم؛ می‌نویسم و هرگز بنا به مصلحت روزگار و سایر ملاحظات، احساسات و…

ادامه “ریشه در خویشتن خویش” »

یادداشت

عادت

Posted on 5 دسامبر 20255 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
عادت

جانم که تو باشی … دهخدا در لغت نامه  برای واژۀ اعتیاد این معانی را نوشته است: «عادت کردن. خوی گرفتن ، خوکردن، خوی کردن بچیزی، پیاپی آمدن چیزی، پیاپی خواستن چیزی را و در اصطلاح مقابل غرابت باشد، چنانکه معتاد ضد غریب است.» نزد مردم ما واژۀ «معتاد» بار منفی دارد و کسی را…

ادامه “عادت” »

یادداشت

طوطی هایِ شیرینِ سخن پارسی

Posted on 30 نوامبر 202530 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
طوطی هایِ شیرینِ سخن پارسی

آقا ما مخلصیم، آقا ما چاکریم، آقا ما نوکریم، آقا ما … … آقا ما مخلصیم، آقا ما چاکریم، آقا ما نوکریم، آقا ما …… من بیش از شانزده سال در شهر زیبای پاریس و حومه پشت فرمان تاکسی نشستم و روزی یازده تا دوازده ساعت در‌ راه‌ بندان جهنمی و سرسام‌آور این شهر رانندگی…

ادامه “طوطی هایِ شیرینِ سخن پارسی” »

یادداشت

ماه، آیتِ شب و محوِ آن

Posted on 29 نوامبر 202529 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
ماه، آیتِ شب و محوِ آن

شاید اگر آن جوان مسلمان متعصب و شریعتمدار پیله نمی‌کرد و در پناه «امام اول متقیان، مولا علی!!» سنگر نمی گرفت و سنگ و کلوخ نمی‌انداخت، بی شک من دراین سردنیا به‌یاد بازداشتگاه پایگاه یکم مستقل شکاری، ماه گردون، «ابن اکوا» و فضا نوردهای آمریکائی نمی‌افتادم و این چند سطر را نمی نوشتم. هر چند…

ادامه “ماه، آیتِ شب و محوِ آن” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

فردوسی، شاه و دین

Posted on 19 نوامبر 202519 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
فردوسی، شاه و دین

چند شب پیش در شاهنامه به فصلی رسیدم که اردشیر دراز دست (1) پیش از مرگ فرزندش ( شاپور) را پند و اندرز می دهد و نقش دین را در حکومت به او گوشزد می‌کند. ( 2) این‌همه سبب شد تا نگاهی گذرا به ساختار حکومت بیندازم و آنچه را که از یاد برده بودم،…

ادامه “فردوسی، شاه و دین” »

یادداشت

عشق، شهوت و اختیار

Posted on 15 نوامبر 202516 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
عشق، شهوت و اختیار

فیلم  (The Nature of Love ) «طبیعت، ماهیت یا ذات عشق» دوبلۀ فرانسوی آن  ) Simple comme Sylvain)    «ساده مانند سیلوان» اثری شاخص از سینمای معاصر (کانادا) است که با زبانی شاعرانه و هوشمندانه، تنش و درگیری میان فلسفه و تمنا (میل) ، عقل و بدن (جسم)، آزادی و وابستگی را به چالش کی گیرد وم یکاود

یادداشت

از چشم دیگران

Posted on 12 نوامبر 202512 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
از چشم دیگران

پس از انقلاب بهمن 57، محمود دولت آبادی به فکر افتاده بود تا از داستان بلند  «گاواره بان و اجباری»، فیلمی تهیه کند، این خبر را میترا و محسن مینوخرد به شهربار آوردند و گفتند که کارگردان خواهرم را برای ایفایِ نقش صفورا و مرا برای نقش قنبر، قهرمان فیلم انتخاب کرده‌است، نویسنده بنا به…

ادامه “از چشم دیگران” »

یادداشت

کازانووایِ فدریکو فلینی

Posted on 10 نوامبر 202510 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
کازانووایِ فدریکو فلینی

من فیلم‌های فدریکو فلینی را بیش از یک بار دیده ام، کازنووا را دو شب پیش برای بار سوم دیدم و این وجیزه را تهیه و تألیف کردم تا شاید او را بهتر بشناسم، بنظر من فلینی سینماگر نیست، بلکه جادوگر است. در سینمای فدریکو فلینی یکی از کلید واژه‌ها (Spectacle) نمایش است؛ یعنی جهان…

ادامه “کازانووایِ فدریکو فلینی” »

یادداشت

در مَسلَخ عشق جز نکو را نکشند

Posted on 8 نوامبر 20258 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
در مَسلَخ عشق جز نکو را نکشند

من سه سال پس از پایان جنگ جهانی دوم به دنیا آمدم و در سال‌هایِ کودکی‌ام در آن دیار مردم هنوز هراز گاهی از دوران جنگ و قحطی قصه‌های هولناکی نقل می‌کردند و از جمله این که خوار بار نایاب و یا کمیاب بوده و اهالی از ناچاری برگ درخت و ریشۀ گیاه و یا…

ادامه “در مَسلَخ عشق جز نکو را نکشند” »

یادداشت

جدائی

Posted on 3 نوامبر 20253 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
جدائی

پس از سال‌ها قلم زدن، به تجربه دریافته ام که هر بار کتابی را به پایان می‌رسانم، دچار احوالاتی می‌شوم که هنوز هیچ نامی برای آن نیافته‌ام، بارها از خودم پرسیده‌ام چرا این اتفاق می‌افتد؟ چرا دست و دلم به کار نمی رود؟ چرا مدتی آچمز می‌مانم و در محاصرۀ افکار تیره و تار بیهوده…

ادامه “جدائی” »

یادداشت

صفحه‌بندی نوشته‌ها

1 2 3 بعدی

کتاب‌ها

  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • در آنکارا باران مي بارد – چاپ اول
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme