سینه سرخ
دوست دوران مدرسهام، ناهی نشابوری، پسر حمامی قلعه، کبوتری «سینه سرخ» به من بخشیده بود که به هیچ طریقی جلد نمیشد و به بام خانۀ ما خو نمیگرفت و هر بار به خانة حمامی بر میگشت. ناهی نشابوری هربار کبوتر اهدائی را به خانۀ ما می آور و به من بر میگرداند، پرهای او را…