Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

نویسنده: حسین دولت‌آبادی

حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائی

Posted on 19 دسامبر 202519 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائی

اگرچه از مدت ها پیش تصمیم گرفته بودم جواب جانثاران، فدوی ها و شیفتگان فاشیست ها را ننویسم و با سکوت برگزار کنم، ولی این روزها که شبح فاشیسم در دنیای ما پرسه می زند و هر روز هواداران و سینه چاکان بیشتری در میان ایرانیان پیدا می کند، این روزها که شماری به نتانیاهوصهیونیست و جنایتکار و ترامپ دیوانه و ناقص العقل و نئوفاشیست دخیل بسته اند و منتظزند تا ایران را مانند غزه و فلسطین با خاک یک سان کند و آن ها را به قدرت برساند، بازنشر این وجیزه خالی از فایده نخواهد

یادداشت

مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد

Posted on 18 دسامبر 202518 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد

سال‌ها پیش، در روستای رامین، این جمله را با خط درشت نوشته بودم و در جائی روی دیوار سنجاق کرده بودم که تا هر وقت پشت میزم می نشستم، آن را می‌دیدم. درست به یاد ندارم عطار نیشابوری در تذکره الاولیاء از زبان کدام عارفی این سخن را نقل کرده بود: هر چه بود و…

ادامه “مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد” »

یادداشت

هدف ادبیات

Posted on 17 دسامبر 202517 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
هدف ادبیات

    سال‌ها پیش، در بازداشتگاه ارتش، هم اتاقی ( هم بند) من گاهی که از درد و هجوم افکار سیاه کلافه و بی‌تاب می شد، از جا بر می خاست و تلاش می کرد تا سرش را ار ریشه در آورد و لب طاقچه بگذارد، باری، آرزوی آن جوان عصبی این بود که مخ‌اش را اگر…

ادامه “هدف ادبیات” »

دسته‌ بندی نشده

آرزو، حسرت و حسادت

Posted on 16 دسامبر 202516 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
آرزو، حسرت و حسادت

من پیش از ورود به دبیرستان و آشنائی با مقدمات مبحث «تکامل» و پیدایش موجودات زنده و زندگی بر روی کرۀ زمین، تحت تأثیر مادرم و پیروی از او که زنی ساده‌دل، خوشقلب، مردمدوست و به تعبیر مسلمان‌ها «مؤمنه»‌ ای به تمام عیار بود، نماز می‌خواندم، روزه می‌گرفتم و در مراسم روضه‌خوانی و شبیه خوانی…

ادامه “آرزو، حسرت و حسادت” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

مرگ و جاودانگی

Posted on 13 دسامبر 202513 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
مرگ و جاودانگی

زنده یاد عباس معروفی سال‌ها پس از موج اول مهاجرت اجباری اهل هنر و ادبیات، ناچار به مهاجرت شد و به آلمان رفت. من او را نخستین باردر مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران «درتبعید» در شهر ماینز آلمان دیدم. پیش از این دیدار، دو رمان و چند قصۀ کوتاه از او خوانده بودم و می‌دانستم…

ادامه “مرگ و جاودانگی” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

زندگی پس از مرگ

Posted on 8 دسامبر 20258 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
زندگی پس از مرگ

آشنائی از آن سر دنیا، طرح فیلمنامه‌ای را فرستاد و از من خواهش کرد تا گفتگوها (دیالوگ‌های) صحنه‌های فیلم را بنویسم. موضوع یا «سوژه» بنظرم جالب آمد؛ به او جواب دادم اگر عجله‌ای نداشته باشد، اینکار را دراولین فرصت، با کمال میل انجام خواهم داد، افسوس، دنیا وفا نکرد، اجل به او مهلت نداد، «…

ادامه “زندگی پس از مرگ” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

ریشه در خویشتن خویش

Posted on 6 دسامبر 20257 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
ریشه در خویشتن خویش

گاهی مدت‌ها با خودم کلنجار می روم تا نامرادی‌ها را توجیه کنم، لب فرو بندم و ننویسم، گیرم این کار نا شدنی‌ست، هر بار پس از مدتی مقاومت سرانجام تسلیم می‌شوم و دوباره به این نتیجه می‌‌رسم که نمی‌‌‌‌‌توانم خاموش بمانم و ننویسم؛ می‌نویسم و هرگز بنا به مصلحت روزگار و سایر ملاحظات، احساسات و…

ادامه “ریشه در خویشتن خویش” »

یادداشت

عادت

Posted on 5 دسامبر 20255 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
عادت

جانم که تو باشی … دهخدا در لغت نامه  برای واژۀ اعتیاد این معانی را نوشته است: «عادت کردن. خوی گرفتن ، خوکردن، خوی کردن بچیزی، پیاپی آمدن چیزی، پیاپی خواستن چیزی را و در اصطلاح مقابل غرابت باشد، چنانکه معتاد ضد غریب است.» نزد مردم ما واژۀ «معتاد» بار منفی دارد و کسی را…

ادامه “عادت” »

یادداشت

دو طرز نگاه در سینما

Posted on 3 دسامبر 20253 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
دو طرز نگاه در سینما

تفاوت فلسفی بنیادین این دو نابغۀ سینمای ایتالیا چنین است: فدریکو فلینی: «بحران وجودی ». ویسکونتی: «جدال تاریخی و مبارزۀ طبقاتی» در جهان فدریکو فلینی هیچ‌کس نمی‌تواند انسانیت را نجات دهد. نه روشنفکر، نه کارگر، نه کلیسا، نه سیاست؛ نجات در «ژرفای روان» است، در معنویت از دست ‌رفته است و از آن‌جا که این معنا و معنویت مرده است، سقوط احتناب ناپذیر است. در جهان ویسکونتی نجات ممکن است، اما از دل تاریخ و نیروهای اجتماعی، نه از روان فردی. روشنفکر در فیلم «زندگی شیرین» اثر فلینی خودکشی می‌کند. چون فلینی از اساس به توانایی روشنفکر برای تغییر جهان یا حتا نجات خود باور ندارد. روشنفکر فقط بحران را بهتر درک می‌کند، و همین آگاهی بدون امید او را نابود می‌کند. چنین اتفاق در سینمای لوچینو ویسکونتی غیرممکن است. ویسکونتی روشنفکر را بخشی از «ساز وکار تاریخی فهم جهان» می‌داند؛ کسی که می‌تواند شاهد زوال، تحلیل‌گر آن و گاهی حامل امکان رستگاری باشد.

دسته‌ بندی نشده, مقاله

طوطی هایِ شیرینِ سخن پارسی

Posted on 30 نوامبر 202530 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
طوطی هایِ شیرینِ سخن پارسی

آقا ما مخلصیم، آقا ما چاکریم، آقا ما نوکریم، آقا ما … … آقا ما مخلصیم، آقا ما چاکریم، آقا ما نوکریم، آقا ما …… من بیش از شانزده سال در شهر زیبای پاریس و حومه پشت فرمان تاکسی نشستم و روزی یازده تا دوازده ساعت در‌ راه‌ بندان جهنمی و سرسام‌آور این شهر رانندگی…

ادامه “طوطی هایِ شیرینِ سخن پارسی” »

یادداشت

ماه، آیتِ شب و محوِ آن

Posted on 29 نوامبر 202529 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
ماه، آیتِ شب و محوِ آن

شاید اگر آن جوان مسلمان متعصب و شریعتمدار پیله نمی‌کرد و در پناه «امام اول متقیان، مولا علی!!» سنگر نمی گرفت و سنگ و کلوخ نمی‌انداخت، بی شک من دراین سردنیا به‌یاد بازداشتگاه پایگاه یکم مستقل شکاری، ماه گردون، «ابن اکوا» و فضا نوردهای آمریکائی نمی‌افتادم و این چند سطر را نمی نوشتم. هر چند…

ادامه “ماه، آیتِ شب و محوِ آن” »

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

  عُمرِ اعدام

Posted on 25 نوامبر 202525 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
  عُمرِ اعدام

  قدیمی‌ترین قانون مجازات که بشریت تا به امروز شناخته، قانون حمورابی است که بیش از دو هزار سال پیش‌از میلاد مسیح روی ستونی سنگی حک شده‌ است و شهرت جهانی دارد. منشور حمورابی‌که در سال 1901 میلادی در شوش ایران کشف شد، دارای « 282» ماده است. در نخستین سندی که از حمورابی، شاه بابل به یادگارمانده، برای بیست و پنج مورد جنایت، مجازات اعدام در نظر گرفته شده‌‌است. جرم‌هائی که در منشور حمورابی حکم اعدام داشتند عبارت اند از

مقاله

نامه‌ای به حسین دولت آبادی

Posted on 23 نوامبر 202523 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
نامه‌ای به حسین دولت آبادی

جناب دولت آبادی عزیز‎.‎ سلام . حسن رجب زاده هستم از سانفرانسیسکو ‎یکی‎ ‎دو ماهی است که با ” گدار ” ت دست به گریبان هستم و از کار و ‏زندگی افتاده‎ ‎ام !! چنان با جمال میرزا و معراج خرکش و صابر نقره فام ‏و فلک و خدیجه و‎ ‎سماور ساز وجیران آتشی وهاجر…

ادامه “نامه‌ای به حسین دولت آبادی” »

دسته‌ بندی نشده

گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست

Posted on 21 نوامبر 202521 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست

                                         به یاد: اکرم فرمهینی فراهانی جانم كه تو باشي هربار كه فانوس‌ام را بالا مي گيرم و درتاريكي گذشته ها به دنبال گمشده اي مي‌گردم، به ياد آن پسرك بي بضاعت روستائي، سكة تيموري و خاك سرخ «داشها» مي افتم. مردم ولايت ما به كورة آجرپزي مي گويند: «داش!» چرا؟ نمي‌دانم. گيرم آن سكة…

ادامه “گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست” »

دسته‌ بندی نشده

فردوسی، شاه و دین

Posted on 19 نوامبر 202519 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
فردوسی، شاه و دین

چند شب پیش در شاهنامه به فصلی رسیدم که اردشیر دراز دست (1) پیش از مرگ فرزندش ( شاپور) را پند و اندرز می دهد و نقش دین را در حکومت به او گوشزد می‌کند. ( 2) این‌همه سبب شد تا نگاهی گذرا به ساختار حکومت بیندازم و آنچه را که از یاد برده بودم،…

ادامه “فردوسی، شاه و دین” »

یادداشت

چهل سال گذشت

Posted on 16 نوامبر 202516 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
چهل سال گذشت

به مناسبت چهلمین سال خاموشی غلامحسین ساعدی و ترجمۀ  مجموعه قصۀ او به زبان فرانسه … غلامحسین ساعدي نویسنده‌ای خلاق و پركار بود و اگر چه عمری به کفاف نکرد و بیش از چهل و نه سال در‌ دنیای وارونه نماند، ولی در این عمر کوتاه چند رمان، چندین مجموعه قصه، چندین نمایشنامه، فیلمنامه، سفرنامه،…

ادامه “چهل سال گذشت” »

دسته‌ بندی نشده, مقاله, نقد و نظر

عشق، شهوت و اختیار

Posted on 15 نوامبر 202516 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
عشق، شهوت و اختیار

فیلم  (The Nature of Love ) «طبیعت، ماهیت یا ذات عشق» دوبلۀ فرانسوی آن  ) Simple comme Sylvain)    «ساده مانند سیلوان» اثری شاخص از سینمای معاصر (کانادا) است که با زبانی شاعرانه و هوشمندانه، تنش و درگیری میان فلسفه و تمنا (میل) ، عقل و بدن (جسم)، آزادی و وابستگی را به چالش کی گیرد وم یکاود

یادداشت

از چشم دیگران

Posted on 12 نوامبر 202512 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
از چشم دیگران

پس از انقلاب بهمن 57، محمود دولت آبادی به فکر افتاده بود تا از داستان بلند  «گاواره بان و اجباری»، فیلمی تهیه کند، این خبر را میترا و محسن مینوخرد به شهربار آوردند و گفتند که کارگردان خواهرم را برای ایفایِ نقش صفورا و مرا برای نقش قنبر، قهرمان فیلم انتخاب کرده‌است، نویسنده بنا به…

ادامه “از چشم دیگران” »

یادداشت

کازانووایِ فدریکو فلینی

Posted on 10 نوامبر 202510 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
کازانووایِ فدریکو فلینی

من فیلم‌های فدریکو فلینی را بیش از یک بار دیده ام، کازنووا را دو شب پیش برای بار سوم دیدم و این وجیزه را تهیه و تألیف کردم تا شاید او را بهتر بشناسم، بنظر من فلینی سینماگر نیست، بلکه جادوگر است. در سینمای فدریکو فلینی یکی از کلید واژه‌ها (Spectacle) نمایش است؛ یعنی جهان…

ادامه “کازانووایِ فدریکو فلینی” »

یادداشت

در مَسلَخ عشق جز نکو را نکشند

Posted on 8 نوامبر 20258 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
در مَسلَخ عشق جز نکو را نکشند

من سه سال پس از پایان جنگ جهانی دوم به دنیا آمدم و در سال‌هایِ کودکی‌ام در آن دیار مردم هنوز هراز گاهی از دوران جنگ و قحطی قصه‌های هولناکی نقل می‌کردند و از جمله این که خوار بار نایاب و یا کمیاب بوده و اهالی از ناچاری برگ درخت و ریشۀ گیاه و یا…

ادامه “در مَسلَخ عشق جز نکو را نکشند” »

یادداشت

نسلی که منقرض شد

Posted on 5 نوامبر 20255 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
نسلی که منقرض شد

گذرم به میدان ایتالیا افتاده بود، به یاد گذشته ها با پله برقی به طبقۀ سوم فروشگاه بزرگ رفتم و از آنچه می دیدم، حیرت کردم. شگفتا، در چند سالۀ اخیر پاساژ شلوغ و پرازدحام تغییر کرده بود و خلوت شده بود، چندین فروشگاه بسته بود، کافۀ وسط پاساژ، میعادگاه ما را برچیده بودند، فروشگاه‌ها…

ادامه “نسلی که منقرض شد” »

یادداشت

جدائی

Posted on 3 نوامبر 20253 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
جدائی

پس از سال‌ها قلم زدن، به تجربه دریافته ام که هر بار کتابی را به پایان می‌رسانم، دچار احوالاتی می‌شوم که هنوز هیچ نامی برای آن نیافته‌ام، بارها از خودم پرسیده‌ام چرا این اتفاق می‌افتد؟ چرا دست و دلم به کار نمی رود؟ چرا مدتی آچمز می‌مانم و در محاصرۀ افکار تیره و تار بیهوده…

ادامه “جدائی” »

یادداشت

گُدار، رمان، جلد اول نقل از غرفۀ آخر – مليحة تيره گل

Posted on 31 اکتبر 202531 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
گُدار، رمان، جلد اول نقل از غرفۀ آخر –  مليحة تيره گل

مجموعه ای که از آمیزش ویژگیهای یادشده، به نام رمان «گدار» فراهم آمده، مرا به عنوان یک خواننده، سه روز، یک نفَس با خود کشید و برد. به طوری که کتابِ نازنین، کاملاٌ شکسته و چرک و چروک شد؛ از بس که در کنار بشقاب غذا، توی رختخواب، روی «تردمیل» باز و بسته شد.

نقد و نظر

شعور و گل‌هایِ خشکیده

Posted on 22 اکتبر 202522 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
شعور و گل‌هایِ خشکیده

سال‌ها پیش در‌جائی به مناسبت نوشتم که «شعور» هیچ ربطی به میزان سواد، دانش و حتا ذوق و قریحه آدمیزاده ندارد، شاعر بی شعور و دانشمند بی‌شعور در این دنیا به فراوانی یافت می‌شود. تا آن‌جا که به یاد دارم، پدرم ترجیح می‌داد با سگ توی یک جوال برود ولی با آدم بی‌شعور حشر و…

ادامه “شعور و گل‌هایِ خشکیده” »

یادداشت

گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه

Posted on 21 اکتبر 202522 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه

گفتار

چهار راه چه کنم؟

Posted on 14 اکتبر 202514 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
چهار راه چه کنم؟

نزدیک به چهل سال در شهری در حومۀ پاریس زندگی می‌کنم،، بازنشسته شده ام و دراین مدت از چند آشنا که بگذرم، حتا یک دوست فرانسوی پیدا نکرده ام و در شهر هیچ کسی را نمی‌شناسم که به جز سلام و عیلک و لبخندی ملیح و سفارشی، با او چند کلمه حرف بزنم. زن و…

ادامه “چهار راه چه کنم؟” »

یادداشت

جدال با فراموشی

Posted on 13 اکتبر 202514 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
جدال با فراموشی

جنایتکاران و فاشیست ها را هرگز فراموش نکنید. نه، جرم ها و جنایت های تاریخی مشمول مرور زمان نمی شوند

دسته‌ بندی نشده

مختصری در بارۀ فاشیسم

Posted on 12 اکتبر 202512 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
مختصری در بارۀ فاشیسم

به‌طور گسترده در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی به‌عنوان یک نظام اقتدارگرای توده‌ای مطالعه می‌شود. ظهور و قدرت‌گیری فاشیسم تصادفی نیست؛ این پدیده اغلب در بستر شرایط خاص تاریخی، اجتماعی و روانی شکل می‌گیرد. بر اساس پژوهش‌های گسترده در علوم سیاسی و جامعه‌ شناسی، می‌توان عوامل اصلی بروز و قدرت‌گیری فاشیسم را در چند دسته‌ی کلیدی توضیح داد: بحران‌های اقتصادی و اجتماعی: وقتی جامعه با فقر گسترده، بیکاری، تورم شدید یا فروپاشی نظم اقتصادی روبه‌رو می‌شود، مردم احساس ناامنی می‌کنند و دنبال «راه‌حل سریع» می‌گردند. در این شرایط: شعارهای ساده و قاطع فاشیست‌ها جذاب می‌شود. مردم آماده‌اند آزادی را با «امنیت» عوض کنند.

دسته‌ بندی نشده, نقد و نظر

مهتاب و کاکلِ سپیدِ سهند‏

Posted on 10 اکتبر 202511 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
مهتاب و کاکلِ سپیدِ سهند‏

مهتاب در‌‌ دوران جا به‌جائی عظیم و‎ ‎تاریخی مردم ما ناپديد شده ‏بود و من شعری کوتاه پشت عکس نو جوانی او نوشته بودم که در روزهای ‏آخر به دست کتایون افتاده بود و هر ازگاهی آن را زیر لب زمزمه می کرد.مهتاب مانند مرغی از بام سهند پریده بود و از او یادگاری به جا مانده بود ‏که در آن همه سال پاره‌ای، جزئی جدائی ناپذیر از وجودم شده بود و شب ‏و روز با من بود.

دسته‌ بندی نشده, رمان

عادل‌هایِ خشمگینِ وطنی

Posted on 8 اکتبر 20258 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
عادل‌هایِ خشمگینِ وطنی

… در دوران کودکی این مثل را بارها از پدرم شنیدم: «شاعر زمین خالی نگذاشته » اگر درست فهمیده باشم منظور این‌است که اهل هنر به همۀ مفاهیم کلی انسانی پرداخته اند و در باره‌اش شعر سروده‌اند، داستان، نمایشنامه و فیلمنامه نوشته‌اند و این‌همه را به شکل‌های متفاوتی بیان کرده اند یا بیان می‌کنند: برای…

ادامه “عادل‌هایِ خشمگینِ وطنی” »

دسته‌ بندی نشده, مقاله, نقد و نظر

رویِ لبۀ تیغ

Posted on 3 اکتبر 20253 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
رویِ لبۀ تیغ

پس از تماشای فیلم مستند «لبۀ تیغ» اثر بهمن مقصود لو در پاریس چند سطری در معرفی  فیلم، تمجید و قدردانی از این هنرمند مسؤل، زحمتکش و سختکوش نوشتم ودر دنیای مجازی چاپ کردم، ولی از آن‌جا که دوربین فیلم برداری، هنر عکاسی و سینمای مستند از اروپا ( غرب)  به ایران آمده، به ‌صرافت…

ادامه “رویِ لبۀ تیغ” »

دسته‌ بندی نشده

خانۀ تاریک قلب

Posted on 1 اکتبر 20251 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
خانۀ تاریک قلب

در روزگار جوانی، در ولایت بادها، با مردی دوست شده بودم که مدرسه را در کلاس پنجم ابتدائی به ناچار رها کرده بود، ولی به باور من، نویسنده و فیلسوفی شفاهی بود. این رفیق شفیق، مدتی رانندۀ شرکت روغن پارس شده بود و با تریلی شرکت روغن مایع از بندر عباس به تهران می‌آورد و…

ادامه “خانۀ تاریک قلب” »

یادداشت

  شاهکار خلقت (1)

Posted on 29 سپتامبر 202529 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی

 فصلی از رمان « چکمۀ گاری» سرکار استوار طبا روزی چند بار به من سر می‌زد و وراجی می‌کرد: «من به عمرم لب به قلیون تنباکو نزدم، با دود و دم میونه‌ای ندارم. زن و شراب و شلاق، بهترین لذت زندگی! زن و شراب و شلاق! گیرم هوشی تا اسم زن می‌شنوه؛ کهیر می‌زنه، به…

ادامه “  شاهکار خلقت (1)” »

دسته‌ بندی نشده

شعر مفید، شعر مضر

Posted on 20 سپتامبر 202520 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
شعر مفید، شعر مضر

من آثار احمد کسروی، از جمله تاریخ مشروطیّت، را در جوانی خوانده‌ام، از او آموخته‌ام، قدر و ارزش آثار او را می‌دانم و ارج می‌گذارم؛ هر چند با همة افکار و عقاید و نظریات او موافق نیستم. باری، ‌کتاب «حافظ چه می‌گوید» کسروی را دیروز دو باره مرور کردم تا به یاد می‌آوردم چرا آرمان…

ادامه “شعر مفید، شعر مضر” »

مقاله

گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس

Posted on 18 سپتامبر 202519 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
گفتار

شباهت ها

Posted on 18 سپتامبر 202513 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
شباهت ها

من متن شباهت‌ها را چهار سال پیش در سالگرد درگذشت مادرم قلمی کردم و به بایگانی فیس بوک سپردم. دیرور به مناسبتی به یاد مادرم افتادم و نگاه‌ام مدتی به راه رفت، او را در هشتی خانه پای سماور دیدم و صدای آشنایِ او را از راه دورشنیدم: «مِهر بُرید!» آن عزیز تا زنده بود…

ادامه “شباهت ها” »

یادداشت

شیشۀ عینک

Posted on 17 سپتامبر 202517 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
شیشۀ عینک

شیشۀ عینک P روی شیشۀ عینکم خط افتاده، یک سال پیش به محمودی تلفن زدم، گفتم روی شیشۀ عینکم خط افتاده. محمودی گفت: «روی قاب عینک یا شیشۀ عینک.» گفتم: «قاب که ترک خورده، ولی مشکل امروز من به قاب ربطی ندارد، حالا هم دارم در بارۀ شیشه عینکم صحبت می‌کنم.» محمودی گفت: « کجای…

ادامه “شیشۀ عینک” »

دسته‌ بندی نشده

کوراوغلو

Posted on 15 سپتامبر 202515 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
کوراوغلو

زمینه ی اجتماعی و سیاسی: در دوران جنگ‌هاي خونين ايران و عثماني در سال 1629 شورش همبستة تهیدستان شهري و ‏دهقانان در طالش روي داد كه شاه عباس و خان‌هاي دست نشانده‌اش را سخت مضطرب كرد. ‏شورشيان مال التجاره ي شاه عباس و خان‌ها، و ماليات جمع آوري شده و هر چه را كه به…

ادامه “کوراوغلو” »

نامه

پَرِش خیال

Posted on 13 سپتامبر 202513 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
پَرِش خیال

من حدود هفتاد دو سال پیش به مدرسه رفتم و شگفتا که روز نام نویسی را هنوز به یاد دارم، بی شک پدرم آن روز گرفتار بود و من تنها به مدرسه رفته بودم. فراش مدرسه اسم بچه‌های کلاس اول را در دفتر بزرگی که رویِ میز گذاشته بود، از روی شناسنامه های آن‌ها یادداشت…

ادامه “پَرِش خیال” »

دسته‌ بندی نشده

خبر راه دور

Posted on 12 سپتامبر 202512 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
خبر راه دور

تمام دوستان من زیر پلک‌های من مردند نه! زمین پهناور نیست* نسل ما به منزل آخر نزدیک شده‌است و چندان غیر منتظره و دور از انتظار نیست اگر هر از گاهی خبر مرگ مادری، پدری، عزیزی، هنرمندی، دانشمندی و مبارزی از راه دور و نزدیک به گوش می‌رسد و اگر، کم و بیش هر روز،…

ادامه “خبر راه دور” »

یادداشت

صفحه‌بندی نوشته‌ها

قبلی 1 2 3 … 14 بعدی

کتاب‌ها

  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • در آنکارا باران مي بارد – چاپ اول
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme