خورشید و خشونت
پیشتر ازاین نوشتم که دستیابی به تعریفی شامل و کامل، جامع و مانع برای مفاهیم نظری آسان نیست، با وجود این «هانا آرنت» معتقد است که «خشونت ابزاری برای تحمیل اراده و دستیابی بههدف است.» اگر بخواهم این تعریف را کمی بسط وگسترش بدهم باشرط احتیاط میتوان نوشت:هرگونه رفتار، کنش، تهدید یا ساز وکار فردی، گروهی یا ساختاری که به طور مستقیم یا غیرمستقیم موجب آسیب جسمی، روانی، جنسی، اجتماعی یا اقتصادی، یا باعث محدودیت یا نقض آزادی، کرامت انسانی، هویت و حقوق فرهنگی و دیگر حقوق اساسی انسان یا گروهی از انسانها گردد، خشونت نامیده میشود. خشونت شکلهای گوناگون و به هم پیوستهای دارد. مانند خشونت جسمی، خشونت روانی، خشونت جنسی، خشونت اقتصادی، خشونت اجتماعی، خشونت سیاسی، خشونت دولتی، خشونت ساختاری و خشونت فرهنگی(1). من این دسته بندی را به منظور روشن شدن شکلها وتفکیک انواع مختلف خشونت انجام دادم و اینهمه بهمعنای جدایی کامل آنها از یکدیگر نیست. نه، یک نوع رفتار، اقدام یا سیاست ممکناست همزمان نمود و نشانۀ چند نوع خشونت باشد: مانند شکنجه که خشونت جسمی و روانیاست و اگر از سوی مأموران دولت ( بازجوها) یا با مشارکت و حمایت حکومت اعمال گردد، خشونت دولتی نیز محسوب میشود.