Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

سنگ‌های سرگردان سماوی (1)

Posted on 26 جولای 202626 جولای 2026 By حسین دولت‌آبادی

سال‌ها پیش دوست عزیزی پیشنهاد کرد تا دیر نشده بنشینم و در بارۀ روز و روزگار تبعید و تبعیدی‌ها بنویسم، عرض کردم به این مهم بارها فکر کرده ام و حتا نامی برای آن در نظر گرفته ام، ولی جرأت نمی کنم برگردم و راهی را که به مدت چهل سال با رنج و مشقت بسیار پیموده‌ام، بنویسم. گذر دوباره از این راه، گذر از رنج‌ها خواهد بود و عذاب الیم. از شما چه پنهان، این‌ روزها، هربار به تصادف مباحث سیاسی و تئوریک را در دنیای مجازی می‌بینم (صادقانه اعتراف می‌کنم، من این مطالب را بندرت تا آخر می‌خوانم، چرا، چون چنین ضرورتی را از مدت ها پیش احساس نکرده ام و احساس نمی کنم.) باری، هربار مطالب این «اهل فن» را که هر روز و در بارۀ هر واقعه‌ای و هر حادثه‌ای از راه دور، بلافاصله واکنش نشان می‌دهند و قلمفرسائی می‌کنند، می‌خوانم، به یاد عنوان کتابی می‌افتم که نوشته نشد: «سنگ‌های سرگردان سماوی.» آمده ‌است که بیشتر «شهاب‌ سنگ‌ها» در اصل قطعاتی از سیارک‌ها هستند که بر اثر برخورد با یکدیگر جدا شده‌اند و به‌ تنهائی در کهکشان سیاست می‌چرخند، بسیاری از این سنگ‌ها پیش از رسیدن به زمین در فضا سرگردان‌اند، هرچند همه به یک شکل و به یک مقدار و یک کیفیت نیستند، با این‌همه همه کم و بیش حیران و سرگردان‌اند. این سنگ‌ها هراز گاهی به جو زمین نزدیک می‌شوند، در اثر اصطکاک با فجایع هولناک زمین و زمینی ها شعله ور می‌گردند، مدتی در آسمان تیره و تار زمانه می‌درخشند؛ شماری با شگفتگی بتماشا می‌ایستند، هلهله می کنند و احسنت و مرحبا می‌گویند و شماری به مذمت و تکذیب زبان می گشایند و غوغا بپا می کنند، هیاهوئی که از کهکشان مجازی فراتر نمی رود. گیرم ستارۀ دنباله دار و آن سنگ آتشگرفته، اگر چه سرا پا می‌سوزد و هستی‌اش شعله‌ور می‌شود، ولی تأثیری بر زمین و زمینی‌ها ندارد، اگر چه خوش می درخشد، ولی گرما یا روشنائی به زمین وزمینی ها نمی‌بخشد، خودی می‌نماید و خیلی زود محو می‌شود یا نیمسوخته بر زمین می‌افتد. در اینجاهاست که آدمی به‌ یاد یعقوب لیث صفاری و سخن نغز او می‌ا‌فتد، یعقوب گویا به شاعری که قصیده‌ای به‌زبان عربی سروده بود، گفته بود: «چیزی که من اندر نیابم، چرا باید گفت؟»

.

Roches errantes de l’espace (1)

دسته‌ بندی نشده

راهبری نوشته

Previous Post: موش ها و ريشه ها

کتاب‌ها

  • ترازوی گاچی
  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme