بعد مرگم نه به خود زحمت بسيار دهيد
نه به من برسر گور و کفن آزار دهيد
نه پي گورکن و قاري و غسال رويد
نه پي سنگ لحد پول به حجار دهيد
به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسي
که بدان عضو بود حاجت بسيار دهيد
اين دو چشمان قوی را به فلان چشم چران
که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهيد
وين زبان را که خداوند زبان بازي بود
به فلان هوچی رند از پی گفتار دهید
کله ام را که همه عمر پر از گچ بوده است
راست تحويل علي اصغر گچکار دهيد
وين دل سنگ مرا هم که بود سنگ سياه
به فلان سنگتراش ته بازار دهيد
کليه ام را به فلان رند عرق خوار که شد
ازعرق کليه او پاک لت و پار دهيد
ريه ام را به جواني که ز دود و دم بنز
درجواني ريه او شده بيمار دهيد
جگرم را به فلان بی جگر بی غیرت
کمرم را به فلان مردک زن باز دهید
چانه ام را به فلان زن که پي وراجي است
معده ام را به فلان مرد شکمخوار دهيد
تا مگر بند به چيزي شده باشد دستش
لااقل تخم مرا هم به طلبکار دهید!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* ابوالقاسم عبدالله فرد (1293-3 آبان 1372 ) متخلص به «حالت»، شاعر، مترجم و طنز پرداز ایرانی بود، حالت سرود «پاینده باد ایران» ، نخستین سرود ملی ایران پس از انقلاب 1357 را تدوی کرد که با آهنگ محمد بیگلری پوراجرا شد. وی از سال ۱۳۱۷ با مجلّۀ معروف فکاهی «توفیق» همکاری میکرد و «بحر طویلهای» خود را با امضای هدهد میرزا و اشعارش را با اسامی مستعار گاو ، شوخ، فاضل مآب و ابوالعینک به چاپ میرساند. حالت در ترانهسرایی نیز توانا بود و ترانههای او که مضامین فکاهی و انتقادی داشتند، در انتقاد از وضعیت سیاسی و اجتماعی آن زمان سروده شده بودند. حالت در آن سالها با نشریات امید، تهران مصور و پیام ایران نیز همکاری داشت.
.