Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه
  • حکومت و هنر

    در شوره زار دانه اگر سبز می شود از چرخ بخت اهل هنر سبز می شود روزی که برف سرخ ببارد ز آسمان بختِ سیاهِ اهلِ هنر سبز می شود صائب تبریزی حکومت های استبدادی ( اقتدار گرا- دیکتاتور) در ایران از آغاز تا به امروز مستقیم و غیرمستقیم شکل، محتوا، مسیر و حتا سرنوشت…ادامه “حکومت و هنر” »

    بیشتر بخوانید: حکومت و هنر
    حکومت و هنر
  • بر بامِ گرد باد

    سال‌ها پیش درایران شعری از اسماعیل خوئی خواندم بنام «بر بامِ گرد باد». اگر چه شعر با تفسیر، تأیل و توضیح خراب می‌شود، ولی مفهوم این شعر مرا هربار به یاد منتقدین و «دانشمندان کبیری» می اندازد که گردباد آن ها را مانند پرکاهی به هوا برده است و در آن بالاها، بر بام گردباد…ادامه “بر بامِ گرد باد” »

    بیشتر بخوانید: بر بامِ گرد باد
    بر بامِ گرد باد
  • نق زدن و نقد کردن

    ‘ ادوارد سعید ‘ متفکر و منتقد فلسطینی تبار در کتاب “روشنفکر کیست؟ روشنفکری چیست؟ ” ، می گوید: وظیفه روشنفکر، “ نقد نهادهای قدرت ” است. یک اصل مهم که در طول تاریخ در عرض جغرافیا به اثبات رسیده است این است که قدرت بدون نقد فساد می آورد. اخلاقی ترین آدم ها هم…ادامه “نق زدن و نقد کردن” »

    بیشتر بخوانید: نق زدن و نقد کردن
    نق زدن و نقد کردن
  • دوستی خاله خرسه (1)

    ایران خانۀ مردم ایران است و حکومت ها در طول تاریخ مستأجر این خانۀ آباء اجدادی ما بوده اند، حکومت‌ها هرگز صاحب این خانه نبوده اند و نیستند. از آغاز تا به امروز، هرکدام بنوبۀ خویش با تاج و عمامه و دستار، از راه رسیده اند، چند سالی زیر طاق این خانۀ قدیمی و تاریخی…ادامه “دوستی خاله خرسه (1)” »

    بیشتر بخوانید: دوستی خاله خرسه (1)
    دوستی خاله خرسه (1)
  • شبح فاشیسم یا کابوس؟

    کارل مارکس و فریدریش انگلس در سال 1847 در آغاز مانیفست کمونیست نوشتند: «شبحی بر فراز اروپا در گشت ‌وگذار است، شبحِ کمونیسم.» صد و هفتاد و نه سال از عمر این سخن می‌گذرد و این روزها با مشاهدۀ فجایع و جنایت هائی که در دنیا رخ می دهد، روز به روز بیشتر به این…ادامه “شبح فاشیسم یا کابوس؟” »

    بیشتر بخوانید: شبح فاشیسم یا کابوس؟
    شبح فاشیسم یا کابوس؟
  • ارعاب، اهانت، حربۀ فاشیست‌ها

    جماعتی که هویت آنها بر هیچ کسی پوشیده نیست، بال همت به کمر زده اند تا روز به روز بیشتر و بیشتر به این تشنج و هیستری سیاسی دامن بزنند و آزادیخواهان این مرز و بوم را با ارعاب و هتاکی و فحاشی از میدان به در کنند. این جماعت معلوم الحال و «روشنفکران!!» اطراف شازده ادعا می کنند که شعار «جاوید شاه» باعث اتحاد مردم می شود و همه باید از بند جگر آن را فریاد بکشند تا حکومت اسلامی سرنگون شود و شازده سرانجام مردم و میهن ما را از قهقرا بیرون بیاورد و نجات بدهد. این جماعت…

    بیشتر بخوانید: ارعاب، اهانت، حربۀ فاشیست‌ها
    ارعاب، اهانت، حربۀ فاشیست‌ها
  • نگو جاوید شاه

    . نگو: جاوید شاه! بگو جاوید زن تا مردسالاری برافتد و زن با مرد برابر شود. نگو: جاوید شاه! بگو جاوید زندگی تا مرگ‌پرستی رنگ ببازد و زندگی بر مرگ چیره شود. نگو: جاوید شاه! بگو جاوید آزادی تا فرد جرات کند که خود بیندیشد و از پدرخوانده‌ها رها شود. تاریخ تکرار می‌شود نخست چون…ادامه “نگو جاوید شاه” »

    بیشتر بخوانید: نگو جاوید شاه
    نگو جاوید شاه
  • شنا بر سنگ  

    نگاهی به تاريخچة کانون نويسندگان ايران « در تبعيد» مدت‌ها پس از حملۀ حزب‌الله و به تاراج رفتن خانۀ کانون به دست عناصر جمهوری اسلامی ایران، اعضای هیئت دبیران، جلسات خود را مخفیانه در خانه‌های اعضا برگزار می‌کردند. در یکی از همین نشست‌ها تصمیم می‌گیرند منوچهر هزارخانی را به اروپا راهی کنند تا به نمایندگی آن‌ها و همیاری…ادامه “شنا بر سنگ  ” »

    بیشتر بخوانید: شنا بر سنگ  
    شنا بر سنگ  
  • سنگِ مَحَک

    خوش بُوَد گر محکِ تجربه آید به میان تا سیه‌روی شود هر که در او غَش باشد امروز صبح دوستی مطلبی را که نیلوفر بیضائی در بارۀ جنبش و خیزش مردم ما و حکومت نکبت اسلامی نوشته بود با وانساپ فرستاد، این بانوی هنرمند تأترکه گویا درکنف حمایت «اعلیحضرت همایونی آینده!!» قرار گرفته و از…ادامه “سنگِ مَحَک” »

    بیشتر بخوانید: سنگِ مَحَک
    سنگِ مَحَک
  • قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1)

    قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1) حافظ چند قرن پیش به درستی سروده است: «آسوده بر کنار چو پرگار می‌شدم/ دوران چو نقطه عاقبتم درمیان گرفت.» من اینهمه را سال‌ها پیش دریافته ام و فهمیده ام که هیچ انسان آگاه، با وجدان و شرافتمندی نمی‌تواند از معرکۀ زندگی بر کنار بماند و…ادامه “قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1)” »

    بیشتر بخوانید: قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1)
    قدرت خدا را حتا فاسد می کند ( 1)
  • حلالی طلبی

    بی شک هر مسلمانی، به‌ویژه شیعیان این جمله را در موقعیت‌های مختلف شنیده است: «حلالم کن.» حلالی‌طلبی در فرهنگ آیینی ایران، به ‌ویژه در سنت‌های شیعه معنائی عمیق‌تر از عذرخواهی دارد. حلالی‌طلبی یعنی درخواستِ رهایی از «حق‌الناس» کینه‌ها، رنجش‌ها، بدهی‌های اخلاقی و مادی تا انسان با دلِ سبک و وجدانِ پاک وارد مناسک مقدس بشود…ادامه “حلالی طلبی” »

    بیشتر بخوانید: حلالی طلبی
    حلالی طلبی
  • دق دل

    آدم ربائی و راهزنی دونالد ترامپ فاشیست، بیمار و خودشیفته، این «جاهل و گردن کلفت و بزن بهادر دنیای وارونۀ ما» معنائی بجر تجاوز آشکار و وقیحانه به کشوری مستقل و عضو سازمان ملل متحد، و نقض حقوق بشر و حقوق بین الملل ندارد. تجاوز دونالد ترامپ به ونزوئلا به بهانه و مستمسک مضحک و…ادامه “دق دل” »

    بیشتر بخوانید: دق دل
    دق دل
  • کار و آفرینش

    آمده است که کار انسان را آفرید. پس از عمری به این باور رسیده ام که آن چه که حائز اهمیت است و هیچ چیزی جای آن را نمی‌گیرد و به زندگی معنا می بخشد، کار است و آفرینش، کار و آفرینش در هر حوزه و در هر زمینه‌ای. آری، پس از عمری اقرار و…ادامه “کار و آفرینش” »

    بیشتر بخوانید: کار و آفرینش
    کار و آفرینش
  • گذرِ زمان

    زمان دشمن نامرئی، دشمن خونی آدمیزاده است؛ هیچ قدرتی قادر نیست جلو گذر زمان را بگیرد. هیچ قدرتی، نه، زمان می گذرد و همه چیز با زمان می رود. همه چیر… باری، در سال‌های اول مهاجرت اجباری و دوری از یار و دیار، نامه فرشته‌ای بود که از آسمان‌ها نازل می‌شد. این فرشته حتا اگر…ادامه “گذرِ زمان” »

    بیشتر بخوانید: گذرِ زمان
    گذرِ زمان
  • مردم مزدک را دوست داشتند

    هفتۀ پیش دوباره داستان جنبش مزدک را در شاهنامۀ فردوسی خواندم؛ از سرنوشت غم‌انگیز مزدک و سرکوب وحشیانۀ مزدکیان چندان متأثر شدم که به فکر افتادم این مختصر را تهیه و تنظیم کنم. باری، اگر چه پانزده قرن از آن زمان گذشته، ولی جهان هنوز پریزور است و کثیف ترین اتهامی که در آن زمان…ادامه “مردم مزدک را دوست داشتند” »

    بیشتر بخوانید: مردم مزدک را دوست داشتند
    مردم مزدک را دوست داشتند
  • حاشیه، حیا‏

    … باید چند سالی می‌گذشت تا آن تصویر و تصوری که از پاریس ‏زیبا، رویائی و خیال‌انگیز به من داده بودند، به مرور زمان فرو می ریخت، ‏تا چشم هایم به روی چهرۀ پاریس مهاجران و مردم حاشیه باز می‌شد، تا از ‏نزدیک روزگار آن ها را می دیدم و همه چیز را باور می‌کردم….ادامه “حاشیه، حیا‏” »

    بیشتر بخوانید: حاشیه، حیا‏
    حاشیه، حیا‏
  • شاهکار طبیعت و آثار هنرمند

    … و اما در رمان «خون اژدها» راوی زنی‌است به نام عاطفۀ قشقائی. من این زن را در آغاز کار نمی‌شناختم، هیچ نمونه، الگو و حتا طرح محوی از او در ذهن نداشتم و مانند خواننده‌ها به‌مرور با شخصیّت او آشنا شدم. این زن که گوئی سال‌ها در ناخود آگاه و در ژرفاها و تاریکی‌های…ادامه “شاهکار طبیعت و آثار هنرمند” »

    بیشتر بخوانید: شاهکار طبیعت و آثار هنرمند
    شاهکار طبیعت و آثار هنرمند
  • پایان

    چند سال پیش در چنین روزهائی، دوستی متن «پایان» را در اختیار من گذاشت، آن را با شیفتگی چند بار خواندم و وسوسه شدم ترجمه کنم. از آن‌جائی که در این رشته سابقه و تجریه‌ای نداشتم و ندارم، خیلی تلاش کردم تا ضمن وفاداری به متن، جانِ کلامِ زیبا و دلنشین «رابیندرانات تاگور» را از…ادامه “پایان” »

    بیشتر بخوانید: پایان
    پایان
  • گفتگویِ لبِ گور

    گفتگویِ لبِ گور P دوستی معتقد بود نمایشنامه های این‌جانب با آن‌همه شخصیت «پرسوناژ» در خارج از مملکت و امکانات محدود قابل اجرا نیست، از من انتظار داشت نمایشنامه‌ای کوتاه برای او بنویسم که بیش ار دو شخصیت نداشته باشد. اگرچه گرفتار کار سنگینی بودم و فرصت نداشتم، ولی به او قول دادم و گفتم…ادامه “گفتگویِ لبِ گور” »

    بیشتر بخوانید: گفتگویِ لبِ گور
    گفتگویِ لبِ گور
  • دشنام، هنر و انسانیّت

      اگر هنر و انسانيت نتوانند در كنار يكديگر زندگي كنند بگذار هنر بميرد. « رومن رولان» کتمان نمی‌کنم، من رعیت زاده‌ام، از حاشیۀ کویر، از اعماق جامعه می‌آیم، لای زر ورق بزرگ نشده‌ام، ناز پروده نیستم و در طول و عرض زندگی، در محله‌های فقیر نشین تهران، جادۀ ری و خیابان خط، مهرآباد، نظام آباد،…ادامه “دشنام، هنر و انسانیّت” »

    بیشتر بخوانید: دشنام، هنر و انسانیّت
    دشنام، هنر و انسانیّت
  • حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائی

    اگرچه از مدت ها پیش تصمیم گرفته بودم جواب جانثاران، فدوی ها و شیفتگان فاشیست ها را ننویسم و با سکوت برگزار کنم، ولی این روزها که شبح فاشیسم در دنیای ما پرسه می زند و هر روز هواداران و سینه چاکان بیشتری در میان ایرانیان پیدا می کند، این روزها که شماری به نتانیاهوصهیونیست و جنایتکار و ترامپ دیوانه و ناقص العقل و نئوفاشیست دخیل بسته اند و منتظزند تا ایران را مانند غزه و فلسطین با خاک یک سان کند و آن ها را به قدرت برساند، بازنشر این وجیزه خالی از فایده نخواهد

    بیشتر بخوانید: حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائی
    حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائی
  • مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد

    سال‌ها پیش، در روستای رامین، این جمله را با خط درشت نوشته بودم و در جائی روی دیوار سنجاق کرده بودم که تا هر وقت پشت میزم می نشستم، آن را می‌دیدم. درست به یاد ندارم عطار نیشابوری در تذکره الاولیاء از زبان کدام عارفی این سخن را نقل کرده بود: هر چه بود و…ادامه “مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد” »

    بیشتر بخوانید: مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد
    مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد
  • هدف ادبیات

        سال‌ها پیش، در بازداشتگاه ارتش، هم اتاقی ( هم بند) من گاهی که از درد و هجوم افکار سیاه کلافه و بی‌تاب می شد، از جا بر می خاست و تلاش می کرد تا سرش را ار ریشه در آورد و لب طاقچه بگذارد، باری، آرزوی آن جوان عصبی این بود که مخ‌اش را اگر…ادامه “هدف ادبیات” »

    بیشتر بخوانید: هدف ادبیات
    هدف ادبیات
  • آرزو، حسرت و حسادت

    من پیش از ورود به دبیرستان و آشنائی با مقدمات مبحث «تکامل» و پیدایش موجودات زنده و زندگی بر روی کرۀ زمین، تحت تأثیر مادرم و پیروی از او که زنی ساده‌دل، خوشقلب، مردمدوست و به تعبیر مسلمان‌ها «مؤمنه»‌ ای به تمام عیار بود، نماز می‌خواندم، روزه می‌گرفتم و در مراسم روضه‌خوانی و شبیه خوانی…ادامه “آرزو، حسرت و حسادت” »

    بیشتر بخوانید: آرزو، حسرت و حسادت
    آرزو، حسرت و حسادت
  • مرگ و جاودانگی

    زنده یاد عباس معروفی سال‌ها پس از موج اول مهاجرت اجباری اهل هنر و ادبیات، ناچار به مهاجرت شد و به آلمان رفت. من او را نخستین باردر مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران «درتبعید» در شهر ماینز آلمان دیدم. پیش از این دیدار، دو رمان و چند قصۀ کوتاه از او خوانده بودم و می‌دانستم…ادامه “مرگ و جاودانگی” »

    بیشتر بخوانید: مرگ و جاودانگی
    مرگ و جاودانگی
  • زندگی پس از مرگ

    آشنائی از آن سر دنیا، طرح فیلمنامه‌ای را فرستاد و از من خواهش کرد تا گفتگوها (دیالوگ‌های) صحنه‌های فیلم را بنویسم. موضوع یا «سوژه» بنظرم جالب آمد؛ به او جواب دادم اگر عجله‌ای نداشته باشد، اینکار را دراولین فرصت، با کمال میل انجام خواهم داد، افسوس، دنیا وفا نکرد، اجل به او مهلت نداد، «…ادامه “زندگی پس از مرگ” »

    بیشتر بخوانید: زندگی پس از مرگ
    زندگی پس از مرگ
  • ریشه در خویشتن خویش

    گاهی مدت‌ها با خودم کلنجار می روم تا نامرادی‌ها را توجیه کنم، لب فرو بندم و ننویسم، گیرم این کار نا شدنی‌ست، هر بار پس از مدتی مقاومت سرانجام تسلیم می‌شوم و دوباره به این نتیجه می‌‌رسم که نمی‌‌‌‌‌توانم خاموش بمانم و ننویسم؛ می‌نویسم و هرگز بنا به مصلحت روزگار و سایر ملاحظات، احساسات و…ادامه “ریشه در خویشتن خویش” »

    بیشتر بخوانید: ریشه در خویشتن خویش
    ریشه در خویشتن خویش
  • عادت

    جانم که تو باشی … دهخدا در لغت نامه  برای واژۀ اعتیاد این معانی را نوشته است: «عادت کردن. خوی گرفتن ، خوکردن، خوی کردن بچیزی، پیاپی آمدن چیزی، پیاپی خواستن چیزی را و در اصطلاح مقابل غرابت باشد، چنانکه معتاد ضد غریب است.» نزد مردم ما واژۀ «معتاد» بار منفی دارد و کسی را…ادامه “عادت” »

    بیشتر بخوانید: عادت
    عادت
  • دو طرز نگاه در سینما

    تفاوت فلسفی بنیادین این دو نابغۀ سینمای ایتالیا چنین است: فدریکو فلینی: «بحران وجودی ». ویسکونتی: «جدال تاریخی و مبارزۀ طبقاتی» در جهان فدریکو فلینی هیچ‌کس نمی‌تواند انسانیت را نجات دهد. نه روشنفکر، نه کارگر، نه کلیسا، نه سیاست؛ نجات در «ژرفای روان» است، در معنویت از دست ‌رفته است و از آن‌جا که این معنا و معنویت مرده است، سقوط احتناب ناپذیر است. در جهان ویسکونتی نجات ممکن است، اما از دل تاریخ و نیروهای اجتماعی، نه از روان فردی. روشنفکر در فیلم «زندگی شیرین» اثر فلینی خودکشی می‌کند. چون فلینی از اساس به توانایی روشنفکر برای تغییر جهان…

    بیشتر بخوانید: دو طرز نگاه در سینما
    دو طرز نگاه در سینما
  • طوطی هایِ شیرینِ سخن پارسی

    آقا ما مخلصیم، آقا ما چاکریم، آقا ما نوکریم، آقا ما … … آقا ما مخلصیم، آقا ما چاکریم، آقا ما نوکریم، آقا ما …… من بیش از شانزده سال در شهر زیبای پاریس و حومه پشت فرمان تاکسی نشستم و روزی یازده تا دوازده ساعت در‌ راه‌ بندان جهنمی و سرسام‌آور این شهر رانندگی…ادامه “طوطی هایِ شیرینِ سخن پارسی” »

    بیشتر بخوانید: طوطی هایِ شیرینِ سخن پارسی
    طوطی هایِ شیرینِ سخن پارسی
  • ماه، آیتِ شب و محوِ آن

    شاید اگر آن جوان مسلمان متعصب و شریعتمدار پیله نمی‌کرد و در پناه «امام اول متقیان، مولا علی!!» سنگر نمی گرفت و سنگ و کلوخ نمی‌انداخت، بی شک من دراین سردنیا به‌یاد بازداشتگاه پایگاه یکم مستقل شکاری، ماه گردون، «ابن اکوا» و فضا نوردهای آمریکائی نمی‌افتادم و این چند سطر را نمی نوشتم. هر چند…ادامه “ماه، آیتِ شب و محوِ آن” »

    بیشتر بخوانید: ماه، آیتِ شب و محوِ آن
    ماه، آیتِ شب و محوِ آن
  •   عُمرِ اعدام

      قدیمی‌ترین قانون مجازات که بشریت تا به امروز شناخته، قانون حمورابی است که بیش از دو هزار سال پیش‌از میلاد مسیح روی ستونی سنگی حک شده‌ است و شهرت جهانی دارد. منشور حمورابی‌که در سال 1901 میلادی در شوش ایران کشف شد، دارای « 282» ماده است. در نخستین سندی که از حمورابی، شاه بابل به یادگارمانده، برای بیست و پنج مورد جنایت، مجازات اعدام در نظر گرفته شده‌‌است. جرم‌هائی که در منشور حمورابی حکم اعدام داشتند عبارت اند از

    بیشتر بخوانید:   عُمرِ اعدام
      عُمرِ اعدام
  • نامه‌ای به حسین دولت آبادی

    جناب دولت آبادی عزیز‎.‎ سلام . حسن رجب زاده هستم از سانفرانسیسکو ‎یکی‎ ‎دو ماهی است که با ” گدار ” ت دست به گریبان هستم و از کار و ‏زندگی افتاده‎ ‎ام !! چنان با جمال میرزا و معراج خرکش و صابر نقره فام ‏و فلک و خدیجه و‎ ‎سماور ساز وجیران آتشی وهاجر…ادامه “نامه‌ای به حسین دولت آبادی” »

    بیشتر بخوانید: نامه‌ای به حسین دولت آبادی
    نامه‌ای به حسین دولت آبادی
  • گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست

                                             به یاد: اکرم فرمهینی فراهانی جانم كه تو باشي هربار كه فانوس‌ام را بالا مي گيرم و درتاريكي گذشته ها به دنبال گمشده اي مي‌گردم، به ياد آن پسرك بي بضاعت روستائي، سكة تيموري و خاك سرخ «داشها» مي افتم. مردم ولايت ما به كورة آجرپزي مي گويند: «داش!» چرا؟ نمي‌دانم. گيرم آن سكة…ادامه “گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست” »

    بیشتر بخوانید: گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست
    گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست
  • تخریب وتحریف

    بزرگش نخوانند اهل خرد/ که نام بزرگان به زشتی برد « سعدی» تا زمانی که مغرض ها تاریخ میهن ما را تحریف می کنند و مردمان سخیف بزرگان این مرز و بوم را تخریب، تکرار چنین مطالبی بی فایده نخواهد بود. . در روایت‌های اسلامی آمده است: پس از آنکه ابراهیم به‌ دستور خداوند، همسر…ادامه “تخریب وتحریف” »

    بیشتر بخوانید: تخریب وتحریف
    تخریب وتحریف
  • فردوسی، شاه و دین

    چند شب پیش در شاهنامه به فصلی رسیدم که اردشیر دراز دست (1) پیش از مرگ فرزندش ( شاپور) را پند و اندرز می دهد و نقش دین را در حکومت به او گوشزد می‌کند. ( 2) این‌همه سبب شد تا نگاهی گذرا به ساختار حکومت بیندازم و آنچه را که از یاد برده بودم،…ادامه “فردوسی، شاه و دین” »

    بیشتر بخوانید: فردوسی، شاه و دین
    فردوسی، شاه و دین
  • چهل سال گذشت

    به مناسبت چهلمین سال خاموشی غلامحسین ساعدی و ترجمۀ  مجموعه قصۀ او به زبان فرانسه … غلامحسین ساعدي نویسنده‌ای خلاق و پركار بود و اگر چه عمری به کفاف نکرد و بیش از چهل و نه سال در‌ دنیای وارونه نماند، ولی در این عمر کوتاه چند رمان، چندین مجموعه قصه، چندین نمایشنامه، فیلمنامه، سفرنامه،…ادامه “چهل سال گذشت” »

    بیشتر بخوانید: چهل سال گذشت
    چهل سال گذشت
  • عشق، شهوت و اختیار

    فیلم  (The Nature of Love ) «طبیعت، ماهیت یا ذات عشق» دوبلۀ فرانسوی آن  ) Simple comme Sylvain)    «ساده مانند سیلوان» اثری شاخص از سینمای معاصر (کانادا) است که با زبانی شاعرانه و هوشمندانه، تنش و درگیری میان فلسفه و تمنا (میل) ، عقل و بدن (جسم)، آزادی و وابستگی را به چالش کی گیرد وم یکاود

    بیشتر بخوانید: عشق، شهوت و اختیار
    عشق، شهوت و اختیار
  • از چشم دیگران

    پس از انقلاب بهمن 57، محمود دولت آبادی به فکر افتاده بود تا از داستان بلند  «گاواره بان و اجباری»، فیلمی تهیه کند، این خبر را میترا و محسن مینوخرد به شهربار آوردند و گفتند که کارگردان خواهرم را برای ایفایِ نقش صفورا و مرا برای نقش قنبر، قهرمان فیلم انتخاب کرده‌است، نویسنده بنا به…ادامه “از چشم دیگران” »

    بیشتر بخوانید: از چشم دیگران
    از چشم دیگران
  • کازانووایِ فدریکو فلینی

    من فیلم‌های فدریکو فلینی را بیش از یک بار دیده ام، کازنووا را دو شب پیش برای بار سوم دیدم و این وجیزه را تهیه و تألیف کردم تا شاید او را بهتر بشناسم، بنظر من فلینی سینماگر نیست، بلکه جادوگر است. در سینمای فدریکو فلینی یکی از کلید واژه‌ها (Spectacle) نمایش است؛ یعنی جهان…ادامه “کازانووایِ فدریکو فلینی” »

    بیشتر بخوانید: کازانووایِ فدریکو فلینی
    کازانووایِ فدریکو فلینی
1 2 3 … 14
برگه بعدی

کتاب‌ها

  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • در آنکارا باران مي بارد – چاپ اول
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)
  • گفتگوی نیلوفر دهنی با حسین دولت آبادی

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme