Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

جدال با فراموشی *

Posted on 5 می 20266 می 2026 By حسین دولت‌آبادی

آدمیزاده شاید با مرگ کنار بیاید ولی با زمان…؟

من این روزها مانند مادرم در پیری، با مرده ها بیشتر از زنده ها زندگی می کنم، امروز صبح بی‌هیچ دلیل روشنی به یاد زنده یاد «ویدا حاجبی» افتادم، مدتی نگاه‌ام به راه رفت، دست از کار کشیدم و پشت پنجرۀ اتاق به تماشای این کاج‌هایِ کهنسال و زاغچه‌هایِ آشنا ایستادم و گذشته‌ها را آرام آرام به یاد آوردم. آه زمان چه خاموش و بی سر و صدا می‌گذرد و بی‌قیل و قال، همه را، همه چیز را با خود می‌برد. آری، لئو‌فرا، خوانندۀ آنارشیست فرانسوی حق داشت وقتی می‌سرود و می‌‌خواند: «همه چیز با زمان می‌‌‌رود، همه چیز…»

آری، همه چیز می‌‌رود و آدمیزاده با حسرت به خاکستری که از کاروان به جا مانده است، خیره نگاه می‌کند و شگفتا که یک دم بعد، با سماجت به زندگی می‌چسبد و کار می‌کند و کار، کار و کار …

باری، ذهن و خیال آدمیزاد شگفت انگیز‌است، در یک چشم برهم زدنی از این سوی دنیا تا ژرفاهایِ کهکشان‌ها سفر می‌کند، می‌رود و بر‌می‌گردد و تو را حیران در این گوشه دنیا بر جای می‌گذارد. از کجا به کجا رسیدم؟ اگر اشتباه نکنم، امروز صبح به گابریل گارسیا ماکز و قصۀ «ماریا خوشگله» یِ او فکر می‌کردم که ناگهان به «ویدا حاجی»، به مترجم این قصه رسیدم و به یاد آوردم که او، نخستین زن زندانی سیاسی ایران بود که به دلیل مبارزه با دیکتاتور و به جرم تلاش برای آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی در زمان شاه شش سال زندانی کشید. ( سال‌۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷). ویدا حاجبی در سال ۱۳۵۶ از سوی سازمان عفو بین‌الملل به عنوان «زندانی سال» شناخته شد. ویدا اگرچه همکلاس و همدورۀ فرح پهلوی در پاریس بود، ولی به سوسیالیسم گرایش پیدا کرد، جانب مردم را گرفت، جذب جنبش چریکی آمریکای لاتین شد و مسیر زندگی‌اش تغییر کرد. ویدا حاجبی از جمله چریک‌های به‌ نام ایرانی بود که از کوبا و ونزوئلا تا الجرایر آموزش‌ چریکی دید و درایران به سازمان چریکهای فدائی خلق پیوست. ویدا حاجبی از با نفوذترین زنان مارکسیست آن زمان در جهان بود، در دوران فعالیت اش در آمریکای لاتین، با فیدل کاسترو آشنا شد و در هاوانا به دیدار او رفت. ویدا حاجی سال‌ها درتبعید با آرمان سوسیالیسم، با نشریات مترقی، مثل (آغازی نو) همکاری کرد و قلم زد و سرانجام دور از یار و دیار از دنیا رفت. هر چند خیال من در این‌جا نماند، نه، بلکه در هزار توی تاریک تاریخ بالا رفت و به زن دیگری رسیدم که پیش از ویدا حاجبی، در دوران ناصرالدین شاه قاجار زندانی سیاسی بود و حتا اعدام شده بود. این زن جسور و دلیر، فاطمه زرین ‌تاج برغانی قزوینی، مشهور به «طاهره قُرَّةُالعَین» شاعر و محدث ایرانی، از نخستین مریدان سید علی‌محمد باب و از رهبران جنبش باب بود که به اتّهام همکاری با قاتلین عموی بزرگ، محمدتقی برغانی، معروف به «شهید ثالث» بازداشت شد و سه سال دربالاخانه محمد‌خان‌ کلانتر، رئیس پلیس، زندانی کشید. طاهره قُرَّةُالعَین پس‌از ترور نافرجام ناصرالدین‌شاه و همزمان با بسیاری از بابیان دیگر، در تهران به جرم مفسد فی‌الارض اعدام شد.

باری، من این‌وجیزه را نوشتم تا گردی از سنگ گور زنده یاد ویدا حاجبی بزدایم، گلی از کلام بر مزار او بنشانم و در ضمن اشاره‌ای گذرا بکنم به «ماریا خوشکلا»، آن زن روسپیِ قصۀ گابریل گارسیا ماکز که او ترجمه کرده بود. کتمان نمی‌کنم، در آغاز قصدم همین بود و سخن به درازا کشید. قصۀ ماربا خوشگله و یا به تعبیر دیگری «ماریا دلبر» را در اینجا روایت نمی‌کنم. این زن تا رورهای آخر و تا دم مرگ، هر روز به گورستانی در کاتالون می رود و روی سه قبر با خط درشت می نویسد :

«فراموش نکنیم فلانی، فلانی و فلانی فاشیست بودند…».

دولتی‌ها هربار این نوشته را پاک می‌کنند، و آن روسپی بزرگوار هفتۀ بعد دوباره به گورستان می رود و روی گورسنگهای فاشیست ها می‌نویسد. کار ماریا جدال با فراموشی است: جنایتکاران و فاشیست ها را هرگز فراموش نکنید. هرگز، هرگر…هرگر….

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  • من این مطلب را سه سال پیش در چنین روز هائی به یاد زنده یاد ویدا حاجبی در فیسبوک نوشتم، بی شک اگر امروز می نوشتم، عنوان آن را «جدال با فراموشی» می گذاشتم. ح. د

یادداشت

راهبری نوشته

Previous Post: بندر،  طبل تو خالی *

کتاب‌ها

  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • در آنکارا باران مي بارد – چاپ اول
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme