Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

مرگ و زندگی

Posted on 24 می 202624 می 2026 By حسین دولت‌آبادی

من این چند سطر را سال گذشته به مناسبتی، در بارۀ «مرگ و زندگی» نوشتم؛ از آن‌جا که حرف تازه ای در این درباره ندارم، امروز آن را به یاد دوست، به یاد پرویزی قلیچ خوانی بازنشر می‌کنم تا به این وسیله خاموشی تدریجی او را به همۀ ورزشکاران، روزنامه نگاران، اهل فرهنگ و سیاست، بازماندگان، دوستان و عزیزان پرویز، به ویژه به نجمۀ موسوی پیمبری که  تا دم آخر غمخوار، یار و یاور او بود، تسلیت بگویم.

                                                            یادش گرامی

****************************************************************************************

به باور من هیچ چیزی زیباتر از عشق، زشت‌تر از مرگ و دشوارتر از تحمل هستی و زندگی نیست. عشق به‌سراغ همه نمی‌‌‌رود و این روزها ازعرش تا فرش، تا مرز غریزۀ جنسی نزول کرده‌است، ولی اگر تمام دنیا را بگردی شاید کسی را پیدا نکنی که به مرگ و حتا به خودکشی نیاندیشده باشد. مرگ پایان راه و منزل آخر است و گریز و گزیری از‌آن نیست. همه سرانجام به این منزل می‌‌رسند و کوله‌بار سنگین این سفر نفسگیر را از دوش وا می‌گیرند و بر زمین می‌گذارند. شاه وگدا، ثروتمند و مستمند، همه سرانجام روزی از روزها می‌میرند. منتها من دوست دارم مانند درخت ایستاده بمیرم و در سال‌های آخر که توان‌ام تمام می شود و دیگر هیچ کاری از‌دستم ساخته نیست؛ اضافه‌ باری برگردۀ دیگران نباشم و کسی را به زحمت نیاندازم. به گمان من زندگی تا زمانی معنا دارد که انسان بتواند در تولید ( مادی ومعنوی) نقشی داشته باشد، کاری برای عزیزان‌ و همنوعان‌اش انجام دهد و برای جامعۀ انسانی و برای بشریت مفید فایده باشد. شاید اشتباه می‌کنم بزرگوار، ولی به یقین می‌دانم که پیری آینده‌ای بجز مرگ ندارد و از تو چه پنهان من در این روزها گاهی به مرگ فکر می کنم. بارها از خودم پرسیده ام: اگردر این دنیا نباشم چه اتفاقی برای خانواده، خویشان، دوستان و جامعه می‌افتد؟ و جواب شنیده‌ام: هیچ و هیچ!

نه بزرگوار، عالم بشریت از مرگ من عزادار نمی‌شود. زمان می‌گذرد و همه مرا فراموش می‌کنند. مگر ما دیگران را فراموش نکرده ایم؟ مگر در غیاب آن‌ها دنیا به راه خودش نرفته است و به‌ راه خودش نمی‌رود؟ شاید شماری به این دلخوش باشند که: « سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز/ مرده آن است که نامش به نکوئی نبرند.» ولی من بیشتر با شهریار هم عقیده‌ام: « گو نماند ز من این نام، چه خواهد بودن؟». بنا براین تا زمانی که سَرِ پا باشم و بتوانم باری، هرچند اندک از دوش کسی بردارم، تا زمانی که جان و رمق داشته باشم؛ تا زمانی که و شور و شوق نوشتن مرا از خواب بیدار می کند، از جا بر می‌خیزم و در این راه پرسنگلاخ لنگ لنگان ادامه می‌دهم، آری بزرگوار، اینهمه بهانۀ زیستن و زنده ماندن من است. روزی که از کار بیفتم و نتوانم تولید کنم و زندگی‌ام به خور و خواب و سوزاندن اکسیژن هوا منحصر شود، حتا اگر زنده باشم، «زندگی‌ام نباتی» خواهد بود و زندگی نباتی آدمی باری بر دوش دیگران است و به نظر من ارزش تحمل کردن ندارد. بزرگوار، باز هم به نظر من مرگ نویسنده زمانی اتفاق می افتد که به آخر رسیده باشد؛ زمانی که چیزی برای گفتن و نوشتن نداشته باشد و خودش را مدام تکرار کند. گیرم شماری این مرگ را می‌‌‌پذیرند؛ به استقبال آن می روند و به‌ زندگی خویش پایان می دهند؛ ولی بی شماری تن به این مرگ نمی دهند، جنازۀ خویشتن خویش را تا لب گور به دوش می‌کشند. بزرگوار، این درک و دریافت و فلسفۀ من از مرگ و زندگی است و هیچ ربطی به امید و نا امیدی ندارد.

دسته‌ بندی نشده

راهبری نوشته

Previous Post: حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائی

کتاب‌ها

  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • در آنکارا باران مي بارد – چاپ اول
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme