دیروز مجید نفیسی شاعر روشندل ایرانی مثل هربار شعر تازهاش را از آمریکا با ایمیل فرستاد، از آنجا که بنظرم ساده، صریح و صادقانه بود و با شرایط و وضعیت سیاسی این روزهای ایران ما خوانائی داشت، با اجازۀ او در این صفحه بازنشر کردم. عنوان این شعر: « نگو: جاوید شاه!» است که محض اطلاع خوانندگان عزیز آن را نقل دراینجا میکنم:
.
نگو: جاوید شاه!
بگو جاوید زن
تا مردسالاری برافتد
و زن با مرد برابر شود.
نگو: جاوید شاه!
بگو جاوید زندگی
تا مرگپرستی رنگ ببازد
و زندگی بر مرگ چیره شود.
نگو: جاوید شاه!
بگو جاوید آزادی
تا فرد جرات کند که خود بیندیشد
و از پدرخواندهها رها شود.
تاریخ تکرار میشود
نخست چون فاجعه
سپس چون مضحکه.
آیا مردم در خیابانها میمیرند
تا خودکامگی شاه
جای خودکامگی آخوند را بگیرد؟
نه! نه! نه!
زن – زندگی – آزادی
.
شاعر ما به جای شعار جاوید شاه، از مردم می خواهد تا آزادی، زن و زندگی را فریاد کنند، چرا که مردم ایرانِ ما این شعار را در زمان شاه با گوشت و پوست تجربه کرده اند و آسیبها دیده اند و حکومت شاهی را به زباله دان تاریخ انداخته اند. نه، زمانه عوض شده، امروز، مردم ما ( از ریزه خواران، جیره خوران و مزدوران که بگذرم) مانند گذشتههای دور و نزدیک به قیم و «رهبر منصوب اجنبیها» نیاز ندارند از مداخلت بیگانگان بیزارند و به حق واهمه دارند. مردم ما حکومتهای مستبد دینی و دیکتاتوری های دست نشاندۀ کشورهای بیگانه را در صد سال گذشته تجربه کردهاند و نمیخواهند آزموده را دوباره بیازمایند، مردم تشنۀ آزادی، عدالت و دمکراسی هستند تا بدون هراس و تهدید در فضای باز و آزاد سیاسی بیندیشند و سرنوشت خویشتن خویش را با خرد جمعی رقم بزنند. منظور، جرم و گناه کبیرهای که من مرتکب شدم، چاپ و باز نشر این شعر ساده روی دیوار فیس بوک بود. همین و بس! شما اگر اظهار نظر (بخوان فحاشیها و هتاکیهای) جان نثاران و فدویهای «شازده» و قداره بندان سینه چاک او را بخوانید، مثل من مستفیض خواهید شد. این فرهنگ، ادبیات و زبان کسانی است که گویا قرار است حکومت ملاها را به کمک ترامپ فاشیست و نتانیاهوی صهیونیست و جنایتکار سرنگون کنند و مردم ما را با رهبری داهیانه و هوشمندانۀ شازده از اسارت آخوندها و حکومت نکبت دینی رها سازند و به بهشت برین دوران طلائی شاه ببرند. فدویها و جان نثاران در پیامگیر فیس بوک، بطور حصوصی نیز مرا مورد لطف و عنایت قرار داده اند و مرگ « این فسیل» را از خداوند متعال آرزو کرده اند. منظور اینهمه نشانۀ فضای سیاسی مسموم و متشنج خارج از ایران است. جماعتی که هویت آنها بر هیچ کسی پوشیده نیست، بال همت به کمر زده اند تا روز به روز بیشتر و بیشتر به این تشنج و هیستری سیاسی دامن بزنند و آزادیخواهان این مرز و بوم را با ارعاب و هتاکی و فحاشی از میدان به در کنند. این جماعت معلوم الحال و «روشنفکران!!» اطراف شازده ادعا می کنند که شعار «جاوید شاه» باعث اتحاد مردم می شود و همه باید از بند جگر آن را فریاد بکشند تا حکومت اسلامی سرنگون شود و شازده سرانجام مردم و میهن ما را از قهقرا بیرون بیاورد و نجات بدهد. این جماعت متوهم انگار از شعور سیاسی هیچ بهره ای را نبرده اند و در اینهمه سال متوجه نشده اند و یا نمیخواهند متوجه بشوند که حضور «شازده» در صحنۀ سیاسی ایران، طرح شعارهائی که همۀ نیروهای مترقی را بالفعل و بالقوه حذف میکند، بارها باعث تردید، تفرقه و انفعال مردم شده است. شازده که چهل و هفت سال دم از دمکراسی و آزادی می زد و جانب مردم را میگرفت و حق انتخاب برای آنها قائل بود، سرانجام شعار اصلی و اساسی را از آستین قبایش در آورد: « جاوید شاه.» در این شعار نفی و حذف سایر شعارها و سایر نیروهای مترقی سیاسی مستتر است؛ جماعتی که زیر این شعار شمشیر می زنند، به همۀ نیروهای سیاسی با فحش و هتاکی و تهدید و ارعاب (حتا ضرب و جرح) میتازند و از هیچ وقاحتی، شناعتی و قساوتی ابا و پروائی ندارند با آزادی بیگانهاند و سرنوشت مردم پشیزی برای آنها ارزش ندارد. شعار «جاوید شاه» نیت شازده و ماهیت و هویت هواخواهان، حواریون و روشنفکران نان به نرخ روز خور، ریزه خوار و جیره خوار اطراف او را بیان و روشن میکند و آنها با این رفتار وگفتار و کردار نوید حکومت آیندۀ ایران را به ما میدهند. شازده و حواریون او که پیش از جلوس بر تخت شاهی با ما مردم چنین رفتار میکنند، وای به روزی که به قدرت برسند و سازمان اطلاعات و امنیت کشور را دوباره احیا و بازسازی کنند. غرض، من با بازنشر شعری ساده از مجید نفیسی به اندازۀ یک سال توهین، اهانت، فحش و ناسزا دریافت و «ذخیره» کردم و بیشک نامم در «لیست سیاه» آنها در بالای صفحه اول نوشته شده است، با وجود این من مانند بسیاری از انسانها آزادیخواده و دلسور میهنام، ازاین ارعاب ها، هتاکی ها و هتک حرمت ها پروائی ندارم و تا زندهام جانب حقیقت را میگیرم، حتا اگر جانام را بر سر باورها و عقایدم بگذارم.