Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

ترازوی چاچی

Posted on 26 ژوئن 202626 ژوئن 2026 By حسین دولت‌آبادی

.                          اشاره

من این نمایشنامه را نخستین بار در دیماه 1359 خورشیدی در روستای رامین شهریار نوشتم. اگر اشتباه نکنم عزت‌‌الله که در سندیکای فلزکارها مسؤلیت داشت، از من خواسته بود تا نمایشنامه‌ای برای کارگران سندیکای آن ها بنویسم. گیرم حکومت اسلامی به سندیکا اجازۀ فعالیت نداد، دفتر آن را بست و این نمایشنامه مانند کوخ نشینان روی دست من ماند و هرگز اجرا نشد و به روی صحنه نرفت. باری، هفتۀ پیش که رمان اتوبیوگرافیک «تیرۀ کله سفیدها» را تمام کردم و ‌فراغتی نسبی حاصل شد، به فکر نمایشنامۀ «میرزاگاچی» افتادم؛ آن را میان دستنوشته‌های قدیمی‌ام یافتم و مدتی به یاد ایران و گذشته‌ها نگاه‌ام به راه رفت و رفت، باری، همان روز تصمیم گرفتم نمایشنامه را به‌‌یاد آن عزیزانی که درکارگاه آهنتاب باهم کار و زندگی کرده بودیم، بازنگری، ویراستاری و بازنویسی کنم. هنگام بازنویسی متوجه شدم که در آن دوران، متأثر از فضای انقلاب بهمن، از واقعیت دور افتاده ‌بودم و در بازنویسی پایان نمایشنامه را تغییر دادم. باری، امام سیزدهم و اصحاب او مسیر سیلاب خروشان انقلاب اجتماعی مردم ما را رو به مرداب کج کردند و این نمایشنامه نیز با توجه به سرنوشت کارگران به شکل دیگری پایان یافت، دیگر این که حضور کارگرها و نقش آن‌ها در نمایشنامه احساس نمی‌شد، لذا با افزودن بلندگو و پژواک صدای کارگرها در محوطۀ کارخانه، کوکب همسر میرزاگاچی و سرایدار، این کمبود را جبران کردم. کارگرها درمحوطۀ کارخانه جمع شده‌اند، ضبط صوت روشن کرده اند و آوازها، ترانه سرودها، شعارها و قرائت شعرها به‌ مناسبت، گاه به‌ گاه از بلندگو پخش می‌شود و از این طریق بازیگران و تماشاچی‌ها به حضور آن‌ها پی می‌برند. این صداها، شعارها، ساز و آوازها مثل موسیقی متن یگ فیلم سینمائی تا آخر ادامه دارد.

… و اما از آن‌جا که من این نمایشنامه‌ را در آن سال‌ها به پیشنهاد برادرزاده‌ام عزت الله نوشتم، حق است که آن را به‌این انسان مسؤل، خونگرم و زحمتکش پیشکش ‌کنم، به انسان شریفی که پس از عمری کار و کار و کار هنوز کارگر است و در آستانۀ پیری، در کشور سوئد کار می‌کند 

                                                                                                     ح. د

این کتاب را نشر مهری چاپ ومنتشر کرده است

Mehri Publication <info@mehripublication.com>

دسته‌ بندی نشده, کتاب

راهبری نوشته

Previous Post: چیزهایِ گمشده

کتاب‌ها

  • ترازوی چاچی
  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • در آنکارا باران مي بارد – چاپ اول
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme