Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

دسته: مقاله

مقاله هائی که زير عنوان « نگاه سيّاره!» از  نظر شما می گذرد، طی بيست سال (۱۹۸۹ – ۲۰۰۹ميلادی) در خارج از کشور (فرانسه) و در فرصت و به مناسبت های گوناگون نوشته شده اند. شماری از اين مقاله ها در نشريات خارج از کشور به چاپ رسيده اند و شماری اندک برای نخستين بار در اين جا درج می گردند. بی ترديد در اين بيست ساله، زاوية نگاه نويسنده، درک و تلّقی و دريافت های او، توقع و انتظارات و باورهای او در زمينه های مختلف: هنری، فرهنگی، سياسی و … به مرور زمان تغييراتی کرده، و با بالا رفتن سن و سال و کسب تجربه های تازه، نظر و  داوری های او در جاهائی تعديل شده است، گيرم اين تغيير و تعديل در متن مقاله ها اعمال نشده تا گذشته، مسير حرکت و رد پای نويسنده گم نشود. چون اگر گذشتة آدم ها را دستکاری کنيم و  يا اين گذشته را از آن ها بگيريم، چيز زيادی از حقيقت باقی نخواهد ماند.

آبی زنگاری

Posted on 20 فوریه 202620 فوریه 2026 By حسین دولت‌آبادی
آبی زنگاری

برای اردشیر مهرداد و ‏مهرداد ایمانی خَلَد گَر به پا خاری، آسان بر آید چه سازم به خاری که در دل نشیند؟ خرابیها و ویرانی‌های ناشی از جنگ و جدالها را شاید بشود روزی ‏آباد کرد، خانه ها و جاده‌ها و پلها را دو باره ساخت، ولی با زخمها، لطمه‌ها ‏و آسیبهای روحی انسانها، با…

ادامه “آبی زنگاری” »

مقاله

تغییر، تحول و دگردیسی

Posted on 10 فوریه 202610 فوریه 2026 By حسین دولت‌آبادی
تغییر، تحول و دگردیسی

تغییر، تحول و دگردیسی برای روشنفکر و هنرمند فقط یک اتفاق بیرونی نیست؛ بیشتر شبیه یک ضرورت وجودی است. روشنفکر اگر تغییر نکند، به‌تدریج تبدیل می‌شود به مبلغِ اندیشه‌های کهنه. کار او جستجو، کنکاش، پرسش‌ و چون و چرائی مسائل و معضلات است، نه قاطعیت و حفظ قطعیت‌ها. جهان عوض می‌شود، قدرت‌ها جابه‌جا می‌شوند، زبان…

ادامه “تغییر، تحول و دگردیسی” »

مقاله

آوازِ خوشِ کلاغ‌ها

Posted on 5 فوریه 20265 فوریه 2026 By حسین دولت‌آبادی
آوازِ خوشِ کلاغ‌ها

… وقایعی که این روزها در دنیای مجازی و دنیای واقعی رخ می دهد، از هتاکی و فحاشی، تهدید و ارعاب به‌ یک فرد فراتر می رود و همۀ نیروهای مترقی سیاسی را در بر می‌گیرد. شاید اگر مسأله شخصی بود و کسی توی کوچه یا خیابان به من دشنام داده بود و ناسزا گفته…

ادامه “آوازِ خوشِ کلاغ‌ها” »

دسته‌ بندی نشده, مقاله

روز آخر

Posted on 2 فوریه 20262 فوریه 2026 By حسین دولت‌آبادی
روز آخر

 به یاد عزیزان ما اکرم فرمهینی و باقر مومنی روز آخر سنگ‌از سرما می‌ترکید، بوی ‌مرگ و سایة مرگ همه جا با ما بود، با بوی دود در هوایِ یخ زده می‌چرخید، همه‌ جا احساس می‌شد و من ‌آن را حتا در نگاه چند نفر ‌آشنائی که در پناه دیوار سنگی قبرستان، چشم به راه…

ادامه “روز آخر” »

مقاله

جامۀ کاغذین

Posted on 29 ژانویه 202630 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
جامۀ کاغذین

دردیوان حافظ و عطار چند بار به استعارۀ « جامۀ کاغذین» برخوردم؛ تا به منظور آن‌ها پی ببرم، به فکر افتادم تا رگ و ریشۀ این اصطلاح را پیدا کنم. کاغذین جامه از کجا می‌آمد؟ آیا مردم جامۀ کاغذی می پوشیدند؟ چرا؟ باری، پس از جستحوی بسیار دریافتم که در ایام گذشته هنگامی که کسی…

ادامه “جامۀ کاغذین” »

مقاله

شاه، شهبانو و شُکری شِکَری

Posted on 24 ژانویه 202624 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
شاه، شهبانو و شُکری شِکَری

چندی پیش دردنیای مجازی در بارۀ بازگشت سلطنت و تاج خواهی پسر شاه، از قول پدرم نوشتم که «در میان تمام موجودات روی زمین فقط شتر به عقب می‌شاشد.» به‌ نظر آن مرد رند روزگار، دنیا و مردم دنیا از آغاز پیدایش، اگرچه گاهی به کندی و تردید، ولی همیشه به‌ جلو رفته اند و…

ادامه “شاه، شهبانو و شُکری شِکَری” »

مقاله, یادداشت

حکومت و هنر

Posted on 19 ژانویه 202619 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
حکومت و هنر

در شوره زار دانه اگر سبز می شود از چرخ بخت اهل هنر سبز می شود روزی که برف سرخ ببارد ز آسمان بختِ سیاهِ اهلِ هنر سبز می شود صائب تبریزی حکومت های استبدادی ( اقتدار گرا- دیکتاتور) در ایران از آغاز تا به امروز مستقیم و غیرمستقیم شکل، محتوا، مسیر و حتا سرنوشت…

ادامه “حکومت و هنر” »

مقاله

شنا بر سنگ  

Posted on 10 ژانویه 202611 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی
شنا بر سنگ  

نگاهی به تاريخچة کانون نويسندگان ايران « در تبعيد» مدت‌ها پس از حملۀ حزب‌الله و به تاراج رفتن خانۀ کانون به دست عناصر جمهوری اسلامی ایران، اعضای هیئت دبیران، جلسات خود را مخفیانه در خانه‌های اعضا برگزار می‌کردند. در یکی از همین نشست‌ها تصمیم می‌گیرند منوچهر هزارخانی را به اروپا راهی کنند تا به نمایندگی آن‌ها و همیاری…

ادامه “شنا بر سنگ  ” »

مقاله

مردم مزدک را دوست داشتند

Posted on 30 دسامبر 202530 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
مردم مزدک را دوست داشتند

هفتۀ پیش دوباره داستان جنبش مزدک را در شاهنامۀ فردوسی خواندم؛ از سرنوشت غم‌انگیز مزدک و سرکوب وحشیانۀ مزدکیان چندان متأثر شدم که به فکر افتادم این مختصر را تهیه و تنظیم کنم. باری، اگر چه پانزده قرن از آن زمان گذشته، ولی جهان هنوز پریزور است و کثیف ترین اتهامی که در آن زمان…

ادامه “مردم مزدک را دوست داشتند” »

مقاله

حاشیه، حیا‏

Posted on 27 دسامبر 202527 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
حاشیه، حیا‏

… باید چند سالی می‌گذشت تا آن تصویر و تصوری که از پاریس ‏زیبا، رویائی و خیال‌انگیز به من داده بودند، به مرور زمان فرو می ریخت، ‏تا چشم هایم به روی چهرۀ پاریس مهاجران و مردم حاشیه باز می‌شد، تا از ‏نزدیک روزگار آن ها را می دیدم و همه چیز را باور می‌کردم….

ادامه “حاشیه، حیا‏” »

مقاله, یادداشت

دو طرز نگاه در سینما

Posted on 3 دسامبر 20253 دسامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
دو طرز نگاه در سینما

تفاوت فلسفی بنیادین این دو نابغۀ سینمای ایتالیا چنین است: فدریکو فلینی: «بحران وجودی ». ویسکونتی: «جدال تاریخی و مبارزۀ طبقاتی» در جهان فدریکو فلینی هیچ‌کس نمی‌تواند انسانیت را نجات دهد. نه روشنفکر، نه کارگر، نه کلیسا، نه سیاست؛ نجات در «ژرفای روان» است، در معنویت از دست ‌رفته است و از آن‌جا که این معنا و معنویت مرده است، سقوط احتناب ناپذیر است. در جهان ویسکونتی نجات ممکن است، اما از دل تاریخ و نیروهای اجتماعی، نه از روان فردی. روشنفکر در فیلم «زندگی شیرین» اثر فلینی خودکشی می‌کند. چون فلینی از اساس به توانایی روشنفکر برای تغییر جهان یا حتا نجات خود باور ندارد. روشنفکر فقط بحران را بهتر درک می‌کند، و همین آگاهی بدون امید او را نابود می‌کند. چنین اتفاق در سینمای لوچینو ویسکونتی غیرممکن است. ویسکونتی روشنفکر را بخشی از «ساز وکار تاریخی فهم جهان» می‌داند؛ کسی که می‌تواند شاهد زوال، تحلیل‌گر آن و گاهی حامل امکان رستگاری باشد.

دسته‌ بندی نشده, مقاله

  عُمرِ اعدام

Posted on 25 نوامبر 202525 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
  عُمرِ اعدام

  قدیمی‌ترین قانون مجازات که بشریت تا به امروز شناخته، قانون حمورابی است که بیش از دو هزار سال پیش‌از میلاد مسیح روی ستونی سنگی حک شده‌ است و شهرت جهانی دارد. منشور حمورابی‌که در سال 1901 میلادی در شوش ایران کشف شد، دارای « 282» ماده است. در نخستین سندی که از حمورابی، شاه بابل به یادگارمانده، برای بیست و پنج مورد جنایت، مجازات اعدام در نظر گرفته شده‌‌است. جرم‌هائی که در منشور حمورابی حکم اعدام داشتند عبارت اند از

مقاله

چهل سال گذشت

Posted on 16 نوامبر 202516 نوامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
چهل سال گذشت

به مناسبت چهلمین سال خاموشی غلامحسین ساعدی و ترجمۀ  مجموعه قصۀ او به زبان فرانسه … غلامحسین ساعدي نویسنده‌ای خلاق و پركار بود و اگر چه عمری به کفاف نکرد و بیش از چهل و نه سال در‌ دنیای وارونه نماند، ولی در این عمر کوتاه چند رمان، چندین مجموعه قصه، چندین نمایشنامه، فیلمنامه، سفرنامه،…

ادامه “چهل سال گذشت” »

دسته‌ بندی نشده, مقاله, نقد و نظر

عادل‌هایِ خشمگینِ وطنی

Posted on 8 اکتبر 20258 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
عادل‌هایِ خشمگینِ وطنی

… در دوران کودکی این مثل را بارها از پدرم شنیدم: «شاعر زمین خالی نگذاشته » اگر درست فهمیده باشم منظور این‌است که اهل هنر به همۀ مفاهیم کلی انسانی پرداخته اند و در باره‌اش شعر سروده‌اند، داستان، نمایشنامه و فیلمنامه نوشته‌اند و این‌همه را به شکل‌های متفاوتی بیان کرده اند یا بیان می‌کنند: برای…

ادامه “عادل‌هایِ خشمگینِ وطنی” »

دسته‌ بندی نشده, مقاله, نقد و نظر

شعر مفید، شعر مضر

Posted on 20 سپتامبر 202520 سپتامبر 2025 By حسین دولت‌آبادی
شعر مفید، شعر مضر

من آثار احمد کسروی، از جمله تاریخ مشروطیّت، را در جوانی خوانده‌ام، از او آموخته‌ام، قدر و ارزش آثار او را می‌دانم و ارج می‌گذارم؛ هر چند با همة افکار و عقاید و نظریات او موافق نیستم. باری، ‌کتاب «حافظ چه می‌گوید» کسروی را دیروز دو باره مرور کردم تا به یاد می‌آوردم چرا آرمان…

ادامه “شعر مفید، شعر مضر” »

مقاله

چون به گَردَش نمی‌رسی واگرد

Posted on 20 آگوست 202520 آگوست 2025 By حسین دولت‌آبادی
چون به گَردَش نمی‌رسی واگرد

هامون کارگردان و سناریست داریوش مهرجوئی دیر زمانی است که روانشناسی و روانکاوی به عرصۀ هنر و ادبیات وارد شده و آن را هم در شکل و هم در محتوا تحت تأثیر قرار داده است. کنکاش در ذهن شخصیت‌ها از طریق تداعی‌ها که به آن «ذهن سیال» می‌گویند به هنرمند مجال می‌دهد تا خود را…

ادامه “چون به گَردَش نمی‌رسی واگرد” »

مقاله

همۀ ما از «تاریکخانۀ» صادق هدایت بیرون آمده‌ایم (۱)

Posted on 18 آگوست 202521 آگوست 2025 By حسین دولت‌آبادی
همۀ ما از «تاریکخانۀ» صادق هدایت بیرون آمده‌ایم (۱)

حاصل گفتگوی دراز مدت و یکسالۀ دو تن از هنرمندان ایران با محمود دولت‌آبادی، کتابی است حجیم به نام «ما نیز مردمی هستیم.» گفت و شنود که در فضائی دوستانه و با شیفتگی انجام گرفته، پایبند هیچگونه قاعده و قانون رایج مصاحبه نیست و ناگزیر دامنۀ گسترده‌ای در همۀ زمینه‌ها پیدا کرده است. با آنکه «امیرحسین چهل‌تن و فریدون فریاد»…

ادامه “همۀ ما از «تاریکخانۀ» صادق هدایت بیرون آمده‌ایم (۱)” »

مقاله

در خلوت دوست

Posted on 13 آگوست 202513 آگوست 2025 By حسین دولت‌آبادی
در خلوت دوست

«نامه‌های بزرگ علوی به باقر مؤمنی» مؤلف: باقر مؤمنی عزیزی را در ایران می‌شناختم که هر بار قصه و یا رمانی می‌خواند، در صفحه سفید آخر کتاب دریافت‌ها و تأثراتش را به اختصار و با خط خوش می‌نوشت و کتاب را کنار می‌گذاشت. در واقع تا از فضای کتاب و موضوع بیرون نیامده و حس‌ها…

ادامه “در خلوت دوست” »

مقاله

نگاهِ سيّاره

Posted on 9 آگوست 20259 آگوست 2025 By حسین دولت‌آبادی
نگاهِ سيّاره

 از ستيغ کدامين کُهستان بهمن عشق پيچيده در من کز زمستان اين خشکسالان آب های بهاری روان است                                       با یاد «سعيد سلطانپور»     کتمان نمی کنم. من نيز از کوی «يار» گذر کرده ام و در اين گذر، آوازهای خوش بسياری شنيده ام؛ ولی کمتر ديده ام آوازه…

ادامه “نگاهِ سيّاره” »

مقاله

عطار و شعر عرفانی

Posted on 19 جولای 202519 جولای 2025 By حسین دولت‌آبادی
عطار و شعر عرفانی

محمدرضا شفیعی کدکنی                       زندگی عطار در میان بزرگان شعر عرفانی فارسی، زندگی هیچ شاعری به اندازه زندگی عطار در ابر ابهام نهفته نمانده است. اطلاعات ما در باب مولانا صدبرابر چیزی است که در باب عطار می‌دانیم. حتا آگاهی ما در باره سنایی، که یک قرن قبل از عطار می‌زیسته، بسی بیشتر از آن…

ادامه “عطار و شعر عرفانی” »

مقاله

در تباهی

Posted on 2 ژوئن 202516 ژوئن 2025 By حسین دولت‌آبادی
در تباهی

در دریای فرهنگ و اندیشۀ بشری احکام مذهبی به صخره‌های خزه بسته می‌مانند که در ژرفاها به گل نشسته‌اند. یادگار دوران‌های دور سپری شده، یادگار باران‌های بهاری که روزگاری از آسمان تیره فرو باریده‌اند تا شاید گل پژمردۀ آدمی سر از گریبان به درآرد و شادمانه بر خاک ببالد و سبکبار و آسوده خاطر از…

ادامه “در تباهی” »

مقاله

یادداشتی بر کتاب «دوران» اثر حسین دولت آبادی

Posted on 14 آگوست 20233 سپتامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
یادداشتی بر کتاب «دوران» اثر حسین دولت آبادی

دوران ۳۰۵ صفحه ، نشر ناکجا ۲۰۲۳، پاریس جلال علوی نیا دوران، کتاب تازه ی حسین دولت آبادی نویسنده ی پُرکار، با استعداد و با ذوق مقیم فرانسه مانند دیگر نوشته های وی اثری خواندنی و دلنشین است و با این که سبک بسیارمتفاوتی دارد باز از همان کشش و هیجان داستان هایش برخوردار است. بی…

ادامه “یادداشتی بر کتاب «دوران» اثر حسین دولت آبادی” »

مقاله

دین، دولت، لائیسیته، سکولاریزاسیون

Posted on 25 جولای 202215 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
دین، دولت، لائیسیته، سکولاریزاسیون

در ایران، جدائی دین از دولت، پانسمانی است که عفونت را می پوشاند یکی از عرصه‌های استراتژیک در فردای جمهوری اسلامی، تکلیف دین و نهادهای دینی است، چرا که بعد از جمهوری اسلامی، موقعیت مذهب شیعه و نهادهای اسلامی، چه بخواهیم و چه نه، بازگشت به وضعیت پیش از انقلاب نخواهد بود. ما باید برای…

ادامه “دین، دولت، لائیسیته، سکولاریزاسیون” »

مقاله

مهر پرستی

Posted on 6 ژوئن 202215 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
مهر پرستی

 برخی بررسی ها درباره جهان بینی ها و جنبش های اجتماعی در ایران مهرپرستی   احسان طبری   چو ذره گر چه حقیرم، ببین به دولت عشق/  که در هوای رُخَت چون به مهر پیوستم «حافظ» یکی از کیش های کهن ایرانی که زمانی جهان گیر شد مهر پرستی یا میترائیسم است. چنان که طی این بررسی خواهیم…

ادامه “مهر پرستی” »

مقاله

طرز نگاه مرغ از آينة قفس

Posted on 22 می 202222 آوریل 2024 By حسین دولت‌آبادی
طرز نگاه مرغ از آينة قفس

کدام روز بود که در دو بازوی من دو کبوتر مرد در جمجمه‌ام عقابی به ابر مبدل شد و در حنجره‌ام صدای زیباترین مرغ جهان یخ بست.  «کمال رفعت صفائی» گذر از دنیای کمال، گذر از آتش و الماس و اندوه است. زمانی که چون شعلة آتش در باد می‌رقصید و مانند تیغۀ الماس سنگ خارا را می‌برید…

ادامه “طرز نگاه مرغ از آينة قفس” »

مقاله

نقش و سهم چپ در به قدرت رسیدن خمینی

Posted on 21 فوریه 202215 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
نقش و سهم چپ در به قدرت رسیدن خمینی

شهاب برهان طیف گسترده مخالفان انقلاب ۵۷، از سلطنت باختگان و سلطنت طلبان گرفته تا طرفداران پشیمان شده انقلاب که “رحمت به کفن دزد اولی” می گویند، در یک هماوائی جمعی از طریق وسائل تبلیغی متعدد و بس قدرتمندی که در اختیار دارند، همچنان و بیش از پیش چپ ها را مسئول به قدرت رسیدن…

ادامه “نقش و سهم چپ در به قدرت رسیدن خمینی” »

مقاله

قلعه یِ گالپاها‌؛ زندگی کودکانی‌که دیمی بزرگ می‌شوند

Posted on 15 آوریل 20217 سپتامبر 2023 By حسین دولت‌آبادی
قلعه یِ گالپاها‌؛ زندگی کودکانی‌که دیمی بزرگ می‌شوند

نقل از دویچه وله فارسی “قلعه گالپاها” یادمانده‌های حسین دولت‌آبادی است از دوران کودکی. او در این اثر از زندگی سراسر رنج خود و مردم روستاهای حاشیه کویر می‌نویسد و از کودکان کار در مزارع و کارگاه‌ها. اسد سیف، منتقد ادبی، کتاب را بررسی کرده است.    … دنیای ذهن ما انباری از خاطره‌هاست. آنجا که زندگی…

ادامه “قلعه یِ گالپاها‌؛ زندگی کودکانی‌که دیمی بزرگ می‌شوند” »

مقاله

قلعه ی گالپاها، سفری بر بالهای خیال

Posted on 13 آوریل 202115 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
قلعه ی گالپاها، سفری بر بالهای خیال

“قلعة گالپا ها» تازه ترین اثر چاپ شدة حسین دولت آبادی، نویسنده معاصر است که در سال 2020 میلادی  توسط نشر مهری در لندن، در 510 صفحه انتشار یافته است. قلعة گالپاها را در واقع می‌توان اتوبیوگرافی حسین دولت آبادی دانست که با در هم آمیختن دو شیوه بیان خاطرات و داستان گویی ارائه گردیده‌است….

ادامه “قلعه ی گالپاها، سفری بر بالهای خیال” »

مقاله

زخمی‌ترین گوزن فلات

Posted on 18 ژوئن 201715 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
زخمی‌ترین گوزن فلات

 برگ خشکی را بیاد آر/ که در بادها می‌رود                              و بگو: تو هرگز بادها را نشناختی/  تو عاشق بادها بودی.  به یاد سعید سلطانپورکه، در 31 خرداد 1360 تیرباران شد. منکوب دنیای بیگانه، تنها و مضطرب، در راهروهای پیچاپیچ مترو پرسه می‌زدم…

ادامه “زخمی‌ترین گوزن فلات” »

مقاله

جهاد، جنایت و جهان‎ ما

Posted on 13 ژانویه 201515 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
جهاد، جنایت و جهان‎ ما

کشتار روزنامه نگاران و کاریکاتوریستهای «چارلی هبدو» در پاریس، بار دیگر خشم و ‏نفرت انسانهای ‌آزادیخوا کشور ‌فرانسه و دنیا را علیه بنبادگرایان مسلمانان و بدوی برانگیخت و همه ‏به همدلی و همدردی فریاد بر آوردند:‏ ‏«ما همه چارلی هستیم» ‏ اگر با این شعار دردی درمان می‌شد، من نیز که از ایران و حکومت…

ادامه “جهاد، جنایت و جهان‎ ما” »

مقاله

تدفین یا تکریم؟

Posted on 31 دسامبر 201415 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی

24 اوت 2019 حومة پاریس چند روز پیش همراه دو نفر از اعضای قدیمی کانون نویسندگان ایران «در تبعید» ( نعمت میرزا زاده- م. آزرم و حسن حسام) به گورستان «پرلاشز» رفته بودم. از شما چه پنهان، در این سی و چند ساله، ما یاران و عریزان زیادی را درتبعید از دست داده ایم و در…

ادامه “تدفین یا تکریم؟” »

مقاله

گذر از دیارِ آشنا

Posted on 12 آگوست 201426 آگوست 2024 By حسین دولت‌آبادی
گذر از دیارِ آشنا

‏ « آیا در روزگارانِ تاریک می توان شعر سرود؟ ‏ ‏ آری می توان، در بارۀ روزگارانِ تاریک.» برتولت برشت‏‏ …‏ چرا و چگونه از شعری و یا هر‌ «متنی» به این نام لذّت می‌بریم ‏و چرا از کنار پاره‌ای بی تفاوت و حتا گاهی با اکراه می گذریم؟ چرا شعری ‏ما را به…

ادامه “گذر از دیارِ آشنا” »

مقاله

« از آنچه بر ما گذشت»

Posted on 1 جولای 200915 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
« از آنچه بر ما گذشت»

چهار زن- چهار گفتگو نگاهی گذرا بر کتاب « از آنچه بر ما گذشت» اثر طیفور بطحائی در آخر دنیا، چهار زن که از چهار گوشه ایران مهاجرت کرده‌اند، با صداقت و صمیمیت از گذشته و حال خویش سخن می‌گویند و ما از این رهگذر از متن جامعه، خودمان عبور می‌کنیم و پی می‌بریم چرا…

ادامه “« از آنچه بر ما گذشت»” »

مقاله

… وزندگی ادامه دارد

Posted on 1 جولای 200915 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی

مردی را به یاد دارم که سال ها پیش از سرزمین سرد سوئد برای دیدار دخترش به دیار ما آمده بود. سرگرمی و دلخوشی این مرد بلندبالای رنگ‌ پریده خوردن ودکای مراغه بود و تماشای ما مردم. هر روز نیمه‌ مست بر سر همان گذر شلوغ می‌ایستاد و یله به ستون سیمانی برق می‌‌داد و نم‌ نمک می‌خورد و با شگفتی…

ادامه “… وزندگی ادامه دارد” »

مقاله

کُلاژ (۱)

Posted on 1 جولای 200929 اکتبر 2025 By حسین دولت‌آبادی

… «بادام‌های زمینی» مرا به یاد آن زن روسی و گابریل گارسیا مارکز انداخت. زنی که رمان صد سال تنهائی اثر نویسنده کارائیبی را از ابتدا تا انتها، کلمه به کلمه رونویسی کرده بود. وقتی روزنامه‌نگاری دلیل این کار را از او می‌پرسد، می‌گوید: «می‌خواستم بفهمم من دیوانه‌ام یا گابریل گارسیا مارکز!». حالا حکایت من است. اگر بال همت به کمر زده‌ام تا این مختصر را قلمی کنم به خاطر آن است که از عقل و هوش نسبی خودم دفاع کنم. من هفتۀ پیش، حتی تا همین یکی دو روز قبل هیچ مشکلی با زبان فارسی نداشتم و هر کتابی را به راحتی می‌خواندم و در حد فهم خودم می‌فهمیدم. بادام‌های زمینی مرا به شک انداخت. صداقتش برای زدودن همین شک دست به کار شده‌ام، می‌خواهم پی ببرم این ذهن و خیال من است که به تازگی مغشوش شده یا بادام‌های زمینی چنان مغشوش است که به فهم و ادراک در نمی‌آید.

مقاله

نیم نگاهی به مقالۀ در بارۀ بینش مسلط

Posted on 1 جولای 200915 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی

جانم که تو باشی! «در بارۀ بینش مسلط» آقای مروتی را که در نهایت بی‌تسلطی نوشته شده بود با تسلط کامل بر اعصابم خواندم و برای مدتی فکرم را به خود مشغول کرد. چرا؟ چون گویا نویسنده مقاله محمود دولت‌آبادی را بهانه قرار داده‌ تا حرف‌هایی که سال ها روی دلشان تلنبار شده و کپک‌زده با عصبیّت تمام…

ادامه “نیم نگاهی به مقالۀ در بارۀ بینش مسلط” »

مقاله

گذر از شب طوبا

Posted on 29 ژوئن 200915 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
گذر از شب طوبا

 

ادامه “گذر از شب طوبا” »

مقاله

کانون در بُن‌بست

Posted on 28 ژوئن 200915 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی

با نگاهی به تاریخچۀ کانون نویسندگان ایران درمی‌یابیم که نطفۀ این نهاد روشنفکری در خلاء سیاسی روزگاری بسته شده است که رژیم پهلوی پس از سال‌ها رویاروئی و درگیری همۀ احزاب و گروه ها و جریان‌های مترقی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را به کمک دوستان اجنبی و خودی‌اش جارو کرده و پایه‌های نقره‌کار تخت طاووس…

ادامه “کانون در بُن‌بست” »

مقاله

زخمی‌ترین گوزن فلات

Posted on 13 ژوئن 200915 آگوست 2023 By حسین دولت‌آبادی
زخمی‌ترین گوزن فلات

به یاد سعید سلطانپورکه، در 31 خرداد 1360 تیرباران شد. منکوب دنیای بیگانه، تنها و مضطرب، در راهروهای پیچاپیچ مترو پرسه می‌زدم که دوباره او را در برابرم دیدم که از پشت میله‌ها به جهان لبخند می‌زد. به یادم نمانده تا کی رو به رویش ایستادم و از ورای ململ نازک پرده‌های اشک نگاهش کردم. حتی…

ادامه “زخمی‌ترین گوزن فلات” »

مقاله

دعوت و باكره هاي مقدس

Posted on 2 ژوئن 200925 نوامبر 2024 By حسین دولت‌آبادی
دعوت و باكره هاي مقدس

نقل از: «نگاهِ سیّاره» مجموعه ی مقاله ها، سال 1987 میلادی، محفلی فرهنگی – هنری در پاریس به وجود آمده بود و بهانه ای شده بود تا آخر هر ماه در منزل یکی از دوستان اهل هنر دور هم جمع می‌شدند و در بارۀ هنر و ادبیات بحث و گفتگو می کردند. من اگر چه تا آن زمان…

ادامه “دعوت و باكره هاي مقدس” »

مقاله

کتاب‌ها

  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • در آنکارا باران مي بارد – چاپ اول
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme