Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

سهو انسانی یا جنایت آگاهانه

Posted on 10 مارس 202510 مارس 2026 By حسین دولت‌آبادی

پس‌از شکست هیتلر در جنگ جهانی دوم، متفقین دادگاهی در شهر «نورنبرگ» آلمان تشکیل می دهند و نازی‌هائی را که اسیر و زندانی شده اند، محاکمه می‌کنند. در آن روزها، یک نفر روزنامه نگار آمریکائی، (یا یکی از اعضای کنجکاو دادگاه) با یکی‌‌‌از افسران ارشد هیتلر، اگر اشتباه نکنم «ردولف هوس»، مبتکر، مخترع و مسؤل کوره‌های آدمسوزی و اتاق‌های گاز، گفتگو می‌کند.

در این‌‌‌ گفتگو خبرنگار به وجدان هوس و مرگ چند میلیون زن، مرد و بچه اشاره می‌‌‌کند، افسر نازی جواب می‌دهد که دستور از «بالا» بوده و او به عنوان افسر ارتش هیتلر، این فرمان را ( نابودی یهودی‌ها) تلاش کرده تا به لحاظ فنی هر چه بهتر، دقیق‌تر و سریع تر انجام بگیرد. همین بس. وقتی روزنامه گار سماجت می‌کند و پا پیچ او می‌شود، جواب می‌دهد، شما آیا از خلبانی که بمب اتمی روی هیروشیما انداخت، این گونه سؤال کرده‌اید؟ نه آقا، آمریکا با ارتکاب این جتایت جنگی و کشتار جمعی، در جایگاهی قرار ندارد که ما را به عنوان جنایتکار جنگی محاکمه کند.

باری، من جوهر و مفهوم این گفتگو را از حافظه نقل کردم تا به پرسش اصلی برسم، پرسشی که «کوستا گاوراس» در فیلم «بخش ویژه» به شکلی هنرمندانه و به روشنی جواب داده‌است: در زمان اشغال فرانسه و حملة هیتلر به شوروی سابق، جوانان حزب کمونیست فرانسه در پاریس مسلح می شوند و یک افسر نازی را در ایستگاه متروی «باربس» ترور می‌کنند. دولت ویشی که تسلیم شده و با آلمانی‌ها همکاری می‌کند، بر آن می شود تا دل آلمانی‌ها را به دست آورد و پیش ازاین که آن‌ها دست به کشتار بزنند، در ازای یک نفر آلمانی شش نفر فرانسوی را به گیوتین بسپارد. گیرم برای این‌کار درکشوری بنام فرانسه، به قانون، قاضی و دادگاه نیاز دارد. دستور و فرمان از بالا صادر می‌شود و در مدت کوتاهی، به‌رغم مخالفت چند نفر قاضی، وکیل دادگستری و وزیر، سرانجام به بهانة شرایط و وضعیّت اضطراری، «بخش ویژه» ای تشکیل می‌دهند، «قانون» دلخواه را بدون نظارت و دخالت مجلس، در راستایِ «مصلحت دولت!!» و به بهانه «صلاح مملکت» می‌نویسند و به امضا رئیس دولت و ورزرا می‌رسانند؛ دادگاه تشکیل می‌دهند و شش نفر بیگناه را از میان زندانی‌هایِ کمونیست و جهود انتخاب کرده، در این دادگاه فرمایشی به مرگ محکوم می‌کنند. در این دادگاه، رئیس دادگاه، دادستان و قاضی‌ها به جنایتی که مرتکب می‌‌شوند، آگاه‌اند و مانند «آدولف هوس» جنایت را توجیه می‌کنند: دستور از «بالا» آمده، «مصلحت دولت»‌است و آن‌ها فقط مجری هستند! در حقیقت قاضی‌‌ها تا حد سرباز و «امربر» سقوط می‌کنند. با این‌همه پرسش به قوت خویش باقی‌است، این حضرات پس‌‌از اعدام شش نفر بی‌گناه، چه احساسی داشتند و شب چگونه خوابیدند. یا خلبانی که بمب اتمی روی هیرو شیما انداخت شب را کجا و در چه حالی کنار همسرش خوابید؟ یا آن‌هائی که به هواپیمای مسافربری شلیک کردند، در این روزها چه احوالی داردند؟ خمینی چهل و دوسال پیش به‌این سؤال جواب داده‌است: «هیچ!»

باری، یک سال پیش، در چنین روزی، در مورد بوئینگ اوکرائینی و قتل انسان‌های بی‌گناه در این صفحه نوشتم:

«.حکومت اسلامی و رهبر سفیه آن که می‌داند چه جنایتی مرتکب شده و چه دسته گلی به آب داده‌است، پس از سه روز سکوت مزورانه، زیر فشار افکار بین‌المللی، با صدور بیانیة مضحک، به «سهو انسانی!!» اعتراف می‌کند. اشتباهی به این بزرگی؟! آیا در این دنیا هنوز هستند کسانی که از این گورزادهای تاریخی بپرسند، چرا در فردای شبی که پایگاه های نظامی آمریکا را در عراق موشک باران «مجازی!!!» کردید، چرا در وضعیّت قرمز جنگی، مانع پروازهای غیر نظامی نشدید و چرا این پروازها را محض احتیاط لغو نکردید؛ مگر نه این‌است که جان انسان‌ها برای شما پشیزی ارزش ندارد؟ جنایتکارها، شما اگر به انسان و به ایران فکر می کردید، سینما رکس آبادان را به آتش نمی‌کشیدید، گیرم قربانیان بوئینک اوکرائینی، مانند آن عزیزانی که درآتش جزغاله شدند، خوشبختانه بی‌صاحب نیستند و شما را به «گه گیجة آمریکائی» دچار کرده‌اند و راحت نمی‌گذارند…»

حکومت گورزادها پس‌از یک سال سرانجام پذیرفته‌است که «سهو و اشتباه انسانی» درکار نبوده، بلکه این جنایت آگاهانه و هدفمند صورت گرفته است و لابد در جهت «مصلحت دولت و صلاح حکومت و مبارزه با شیطان بزرگ» ملاحظه می‌کنید: «همه راه‌ها به رُم خان می‌شود»، به «دولت!!». و به «حکومت». باری، تاریخ دنیا ثابت کرده‌است که وجدان انسان‌هائی که در ساختار «دولت‌ها و حکومت‌ها»یِ ارتجاعی و خودکامه نقش دارند، به‌مروز زمان زنگار می‌گیرد و اگر به همکاری ادامه بدهند، همه کم‌کم به «مهره» و به «امربر» تبدیل می‌شوند. آری، آدم‌ها به‌سادگی «وجدان» را زیر پا می‌گذارند و همه چیز را توجیه می‌کنند، نباید به وجدان آدم‌ها اعتماد و اطمینان کرد، نباید «قدرت» را به هیچ «انسانی» تفویض کرد؛ اگر هنوز به این زودی‌ها «دولت!!» را نمی‌شود از میان برداشت، باید نظامی به‌وجود آورد تا بتوان مدام رفتار «دولت و حکومت» را زیر نظر گرفت و مکانیسمی به وجود آورد که اگر خلافی از « دولت»، «حکومت» سر زد و نیاز افتاد مسؤلین را حتا در حین «خدمت» در دادگاه محاکمه کرد.

دسته‌ بندی نشده, یادداشت

راهبری نوشته

Previous Post: انگشتِ نمک، خروارِ نمک 
Next Post: انسان یا امکان؟

کتاب‌ها

  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • در آنکارا باران مي بارد – چاپ اول
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme