Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

ارعاب، اهانت، حربۀ فاشیست‌ها

Posted on 12 ژانویه 202612 ژانویه 2026 By حسین دولت‌آبادی

دیروز مجید نفیسی شاعر روشندل ایرانی مثل هربار شعر تازه‌اش را از آمریکا با ایمیل فرستاد، از آن‌جا که بنظرم ساده، صریح و صادقانه بود و با شرایط و وضعیت سیاسی این روزهای ایران ما خوانائی داشت، با اجازۀ او در این صفحه بازنشر کردم. عنوان این شعر بود: « نگو: جاوید شاه!» بلکه آزادی، زن و زندگی را فریاد کن، چرا که مردم ایران ما این شعار را در زمان شاه با گوشت و پوست تجربه کرده اند و آسیب‌ها دیده اند وحکومت شاهی را به زباله دان تاریخ انداخته اند. نه، زمانه عوض شده، امروز، مردم ما ( از ریزه خواران، جیره خوران و مزدوران که بگذرم) مانند گذشته‌های دور و نزدیک به قیم و «رهبر منصوب اجنبی‌ها» نیاز ندارند، حکومت های مستبد دینی و دیکتاتوری های دست نشاندۀ کشورهای بیگانه را تجربه کرده اند و آزموده را نمی خواهند دوباره بیازمایند، مردم ما تشنۀ آزادی، عدالت و دمکراسی هستند تا بدون هراس و تهدید در فضای باز و آزاد سیاسی بیندیشند و سرنوشت خویشتن خویش را با خرد جمعی رقم بزنند. منظور، جرم و گناه کبیره‌ای که من مرتکب شدم، چاپ و باز نشر این شعر ساده روی دیوار فیس بوک بود. همین وبس! شما اگر اظهار نظر (بخوان فحاشی‌ها و هتاکی‌های) جان نثاران و فدوی‌های «شازده» و قداره بندان سینه چاک او را بخوانید، مثل من مستفیض خواهید شد. این فرهنگ، ادبیات و زبان کسانی است که گویا قرار است حکومت ملاها را به کمک ترامپ فاشیست و نتانیاهوی صهیونیست و جنایتکار سرنگون کنند و مردم ما را با رهبری داهیانه و هوشمندانۀ شازده از اسارت آخوندها و حکومت نکبت دینی رها سازند و به بهشت برین «دوران طلائی شاهنشاهی» ببرند. فدوی‌ها و جان نثاران در پیامگیر فیس بوک، بطور حصوصی نیز مرا مورد لطف و عنایت قرار داده اند و مرگ « این فسیل» را از خداوند متعال آرزو کرده اند. منظور این‌همه نشانۀ فضای سیاسی مسموم و متشنج خارج از ایران است. جماعتی که هویت آنها بر هیچ کسی پوشیده نیست، بال همت به کمر زده اند تا روز به روز بیشتر و بیشتر به این تشنج و هیستری سیاسی دامن بزنند و آزادیخواهان این مرز و بوم را با ارعاب و هتاکی و فحاشی از میدان به در کنند. این جماعت معلوم الحال و «روشنفکران!!» اطراف شازده ادعا می کنند که شعار «جاوید شاه» باعث اتحاد مردم می شود و همه باید از بند جگر آن را فریاد بکشند تا حکومت اسلامی سرنگون شود و شازده سرانجام مردم و میهن ما را از قهقرا بیرون بیاورد و نجات بدهد. این جماعت متوهم انگار از شعور سیاسی هیچ بهره ای را نبرده اند و در اینهمه سال متوجه نشده اند و یا نمی‌خواهند متوجه بشوند که حضور شازده در صحنۀ سیاسی ایران، طرح شعارهائی که همۀ نیروهای مترقی را بالفعل و بالقوه حذف می‌کند، باعث تردید، تفرقه و انفعال مردم شده است. شازده که چهل و هفت سال دم از دمکراسی و آزادی می زد و جانب مردم را می گرفت و حق انتخاب برای آنها قائل بود، سرانجام شعار اصلی و اساسی را از آستین قبایش در آورد: « جاوید شاه.» در این شعار نفی و حذف سایر شعارها و سایر نیروهای مترقی سیاسی مستتر است؛ آن جماعتی که زیر این شعار شمشیر می زنند، به همۀ نیروهای سیاسی با فحش و هتاکی و تهدید و ارعاب (حتا ضرب و جرح) می‌تازند و از هیچ وقاحتی، شناعتی و قساوتی ابا و پروائی ندارند. شعار «جاوید شاه» نیت شازده و ماهیت و هویت هواخواهان، حواریون و روشنفکران نان به نرخ روز خور، ریزه خوار و جیره خوار اطراف او را بیان و روشن می‌کند و آنها با این رفتار وگفتار و کردار نوید حکومت آیندۀ ایران را به ما می‌دهند. شازده و حواریون که پیش از جلوس بر تخت شاهی با ما مردم چنین رفتار می‌کنند، وای به روزی که به قدرت برسند و سازمان اطلاعات و امنیت کشور را دوباره احیا و بازسازی کنند. غرض، من با بازنشر شعری ساده از مجید نفیسی به اندازۀ یک سال توهین، اهانت، فحش و ناسزا دریافت و «ذخیره» کردم و بی‌شک نامم در «لیست سیاه» آنها در بالای صفحه اول نوشته شده است، با وجود این ازاین ارعاب ها، هتاکی ها و هتک حرمت ها پروائی ندارم و تا زنده‌ام جانب حقیقت را می‌گیرم حتا اگر جان‌ام را بر سر باورها و عقایدم بگذارم.

دسته‌ بندی نشده

راهبری نوشته

Previous Post: نگو جاوید شاه

کتاب‌ها

  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • در آنکارا باران مي بارد – چاپ اول
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)
  • گفتگوی نیلوفر دهنی با حسین دولت آبادی

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme