Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

ننگ و نفرت بر جنگ و جنگ افروزان   

Posted on 11 مارس 202611 مارس 2026 By حسین دولت‌آبادی

برادر چو روی برادر بدید

کمان را به زه کرد و اندر کشید

در اغلب منابع تاریخی بندوی یا «بندویه» داییِ خسرو پرویز و از خاندان بزرگان و اسپهبدان بشمار می‌رفته است. دراین روایت بهرام چوبینه علیه شاه ساسانی قیام می‌کند و پس از شکست دادن سپاه خسرو دوم (خسرو پرویز) خود را شاه می‌خواند (سال ۵۹۰ میلادی)، خسرو دوم از ایران می‌گریزد و به امپراتوری روم شرقی پناه می‌برد. در این زمانبندویه و برادرش بسطام، حامیان خسرو دوم، با کمک رومی‌ها سپاهی فراهم می‌کنند و در نبرد بزرگ بلاراتون بهرام چوبینه را شکست می‌دهند و خسرو دوم تخت و تاج شاهی‌اش را باز پس می‌گیرد. بهرام چوبینه پس از شکست به ترکستان می‌گریزد و مدتی بعد در آنجا کشته می‌شود. گیرم در شاهنامۀ ابوالقاسم فردوسی آمده است که بهرام چوبینه علیه خسرو دوم، ( خسرو پرویز) شاه ساسانی قیام کرد و قدرت را به دست گرفت. در آغاز برادرش بندوی ( بندویه) با او همراه بود، اما بعد از رفتار ناپسند بهرام چوبینه به ‌ویژه از سختگیری‌ها و رفتار تند و پرخاش او با بزرگان کشور و بی‌توجهی به سنت‌های شاهی، به موبدان و اشراف از او سر برگرداند و تصمیم گرفت به پشتیبانی از خسرو پرویز برخیزد و شاه فراری را دوباره به تخت بنشاند. بندوی با خسرو پرویز که به رُم گریخته، با کمک قیصر سپاهی فراهم می‌کنند و در نبردی که در منابع تاریخی بلاراتون شناخته می‌شود، سپاه بهرام چوبینه را شکست می‌دهند. منظور در شاهنامه بندوی یا بندویه برادر بهرام چوبینه است و به همین  دلیل طرز نگاه ابوالقاسم فردوسی به‌برادری و داوری او توجه ام را جلب کرد. بی شک این پرسش پیش می آید که دراین اوضاع و احوال بحرانی و جنگ جانمانسوز و اضطراب و دغدغۀ مداوم مردم ایران و نگرانی دولتمردان دنیا چرا به سراغ فردوسی رفته ام، و شب‌ها شاهنامه می‌خوانم ‌و برادری چه‌ربطی به این شرایط دارد؟ اگر حوصله کنید و این چند بیت را بخوانید، توضیح خواهم داد:

برادر چو روی برادر بدید

کمان را به زه کرد و اندر کشید

دو خونی بدانسان در آویختند

که گفتی بهمشان در آمیختند

بر این سان زمانی در آمد دراز

همی یک ز دیگر نگشتند باز

بدو گفت بهرام کی بی پدر

بخون برادر چه بندی کمر؟

بدو گفت بندوی کای پیرگرگ

تو نشنیدی آن داستان بزرگ

اگر چه برادر بود، دوست به

چو دشمن شود بی رگ و پوست به

توهم خونی و بد تن و ریمنی*

جهان آفرین را به دل دشمنی

بپیش برادر برادر بجنگ

نیاید اگر باشدش نام و ننگ

چو بشنید بهرام از او باز گشت

بر آشفت و با او دژم ساز گشت.

اگر اشتباه نکنم، بنظر ابوالقاسم فردوسی «دوستی» بر «برادری» ترجیح دارد و دراینجا در رویاروئی با «دشمن» محک می‌خورد. از چشم بندوی، برادرش، بهرام چوبینه، علیه خسرو پرویز عصیان و قیام کرده و لذا «دشمن» است و او از برادری چشم می‌پوشد و به تعبیر فردوسی: «کمان را به زه کرد و اندرکشید.» منظور بندوی بین برادری و «حقیقت»، انتخاب می کند و جانب کسی را می‌گیرد که به گمان او محق است. در اینجا درستی و نادرستی انتخاب او مورد نظر من نیست، بلکه امر آزادی انتخاب بین «دو چیز» است: بین خوب و بد، زشت و زیبا، دوست و‌دشمن. در‌این روزها بسیاری بین اسرائیل و آمریکا و حکومت اسلامی یکی را انتخاب کرده اند، و به سود جبهۀ منتخب‌شان فعالیت و پروپاگاند می‌کنند، دراین میانه بی‌شمارند کسانی که آمریکا و اسرائیل را  مهاجم و متجاوز ر،ا، مانند حکومت ننگ و نکبت و ادبار اسلامی دشمن مردم و مملکت ما می‌دانند، هرچند آزادی انتخاب ندارند وآچمز مانده اند. چرا، چون جانبداران جنگ و تجاوز آمریکا و اسرائیل با رذالت و قباحت و بی‌شرمی انگ و تهمت می‌زنند که مخالفان از «حکومت اسلامی!!» دفاع می‌کنند و خواهان ماندگاری آخوندها هستند. این جماعت بی‌ریشه و بی هویت مردم و مملکت و ثروت ملی را از یاد می‌برند، به خانه خرابی و ویرانی میهن ما و قتل کودکان اهمیتی نمی‌دهند و به‌ خاطر یک دستمال قیصریه را آتش می‌زنند. در میان این جماعت هیستریک و جنگ افروز «روشنفکرهائی!!» نیز دیده می شوند که با فرمایشات داهیانه و سخنان گهربار و با تقاضای بمب و موشک از آن مردک فاسد و مذبدب، داغ دل هر انسان با وجدانی را تازه می‌کنند، این «روشنفکران!!!» که از نک دماغ‌شان فراتر نمی‌بینند و از دیرباز آتش بیار معرکه شده اند. من بارها نوشته ام که  محکوم کردن جنگ و تجاوز بیگانگان به معنای جانبداری از حکومت نیست، بلکه دفاع از میهن و مردمی است که در شرایط جنگی، زیر بمب‌ها و موشک‌های آمریکا و اسرائیل، تباه می‌شوند و آرزوئی بجز صلح و آرامش وآزادی ندارند. آه، ننگ و نفرت بر جنگ و جنگ افروزان زمانۀ ما.   

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* در متون زرتشتی واژۀ « ریمن» برای چیزهایی به کار می‌رفت که ناپاک یا متعلق به نیروهای شر بودند. این مفهوم به باورهای به آیین زرتشتی مربوط می‌شود؛ در این آیین جهان به دو نیروی «خیر و شر» تقسیم می‌شد. خیر  وابسته به اهورامزدا، شر و پلیدی، وابسته به اهریمن بود. واژه ریمن به چیزهایی گفته می‌شد که آلوده، بدیمن یا متعلق به نیروی شر هستند.

دسته‌ بندی نشده

راهبری نوشته

Previous Post: آرماگدون

کتاب‌ها

  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • در آنکارا باران مي بارد – چاپ اول
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme