این که بر گرد خورشید می گردد
زمین نیست
جنایت است (1)
هربار که اخبار نوار غزه را میشنوم، یکه میخورم، مدتی نگاهام به راه می رود، مدتی بهت زده به دوردست ها خیره نگاه می کنم، از خیر از نوشتن میگذرم، نه، همۀ گفتنی ها گفته آمده است و تا به امروز اثری نداشته و اثری ندارد. جانیان و جنایتکاران در نوار غزه کشتار می کنند و کودکان، زنان و مردان زیربمباران ها زیر نگاه مردم جهان، از گرسنگی میمیرند و آب از آب تکان نمی خورد.
نه، زیستن در روزگار ما و در این دنیای وارونه که هر روز فجایعی هولناک در گوشه و کنار آن رخ میدهد، دشوارترین کارهاست. زندگی زمانی دشوارتر میشود که آدمی ناتوان و آچمز میماند و احساس میکند هیچکاری از او ساخته نیست. هیچکار…! در اینجاست که از خشم و اندوه منفجر می شود و سرانجام می فهمد چرا آن دختر هیژدۀ سالۀ فلسطینی بمب به کمرش می بندد و خودش را در اسرائیل منفجر میکند. مگردر برابر تجاوز و ظلم راه و چارۀ دیگری دارد؟ چکار کند؟ دست روی دست بگذارد و به تماشای فاجعه بنشیند؟
من مانند هزاران هزار نفر هر روز چهرۀ منحوس جنایتکاران را دردنیای مجازی می بینم، کودکان گرسنۀ نوار غزه را میبینم، شقاوت، شناعت، قساوت قوم برگزیدۀ خدا را میبینم، هر روز دندان بر دندان میسایم و از تماشای صحنههای فجیع و غمانگیز طفره می روم تا بیشتر از این رنج نبرم و بیش از این عذاب نکشم. هرچند بیفایده! رنج و اندوه در هوا چرخ میزند، چرخ می زند و مرا هر کجا که پنهان شده باشم پیدا میکند.
آری، آری، این که برگرد خوشید میچرخد جنایت است، رهبران خونخوار آمریکا، اسرائیل و ملیجکهای آنها: سردمداران حقیر کشورهای اروپائی بشریت را، دنیای ما رو با قهقرا و انحطاط میبرند و من مانند هزاران هزار نفر در این گوشۀ دنیا، هرروز شاهد ناتوان، درمانده و مبهوت این سقوط آزادم و آچمز مانده ام. چکار می توان کرد؟ چکار؟… در دنیائی که زر و زور حرف آخر را می زند، کاری از کلام و کلمه ساخته نیست. نه، کسانی که چرخ این دنیای وارونه را میچرخانند، این ابلهان فاسد و منحرف تاریخ معاصر، مانند روبات ها، آدمکهای بیروح و بی وجدان و آهنیاند، آدمکهای برنامه ریزی شده اند، آدمکهائی که بوئی از انسان و انسانیت نبرده اند و سرانجام بشر و بشریت را بر روی این کرۀ خاکی تباه و نابود میکنند.
نتانیاهو صهیونیست و ترامپ فاشیست و جنایتکار و امثال آنها زبان انسانها و رنج و اندوه انسانها را نمیفهمند، آنها به زبان موشکها و بمب افکنها با مردم دنیا حرف می زنند، آنها بمب اتمی دراختیار دارند، بهانسان و آیندۀ انسان ها فکر نمیکنند، نه، روباتها قادر به فکر کردن نیستند، نمیتوانند به انسانها و آیندۀ بشریت فکر کنند، آنها بردۀ برنامهریزی شده و خودکار سرمایه و سرمایه داران اند و درخدمت سرمایه بشریت را به خاک و خون می کشند و انسانیت را تباه و دنیا را نابود می کنند.
باری، ابوالفضل بیهقی حق داشت وقتی می نوشت: دنیا آسیابی است که با خون میچرخد. نه، این روزها حتا یک کلمه نمی توان به سخن او نغز افزود
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) زنده یاد کمال رفعت صفائی