-
گفتگویِ لبِ گور
بیشتر بخوانید: گفتگویِ لبِ گورگفتگویِ لبِ گور P دوستی معتقد بود نمایشنامه های اینجانب با آنهمه شخصیت «پرسوناژ» در خارج از مملکت و امکانات محدود قابل اجرا نیست، از من انتظار داشت نمایشنامهای کوتاه برای او بنویسم که بیش ار دو شخصیت نداشته باشد. اگرچه گرفتار کار سنگینی بودم و فرصت نداشتم، ولی به او قول دادم و گفتم…ادامه “گفتگویِ لبِ گور” »
-
دشنام، هنر و انسانیّت
بیشتر بخوانید: دشنام، هنر و انسانیّتاگر هنر و انسانيت نتوانند در كنار يكديگر زندگي كنند بگذار هنر بميرد. « رومن رولان» کتمان نمیکنم، من رعیت زادهام، از حاشیۀ کویر، از اعماق جامعه میآیم، لای زر ورق بزرگ نشدهام، ناز پروده نیستم و در طول و عرض زندگی، در محلههای فقیر نشین تهران، جادۀ ری و خیابان خط، مهرآباد، نظام آباد،…ادامه “دشنام، هنر و انسانیّت” »
-
حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائی
بیشتر بخوانید: حمارِ پیر و قالِ موشِ صحرائیاگرچه از مدت ها پیش تصمیم گرفته بودم جواب جانثاران، فدوی ها و شیفتگان فاشیست ها را ننویسم و با سکوت برگزار کنم، ولی این روزها که شبح فاشیسم در دنیای ما پرسه می زند و هر روز هواداران و سینه چاکان بیشتری در میان ایرانیان پیدا می کند، این روزها که شماری به نتانیاهوصهیونیست و جنایتکار و ترامپ دیوانه و ناقص العقل و نئوفاشیست دخیل بسته اند و منتظزند تا ایران را مانند غزه و فلسطین با خاک یک سان کند و آن ها را به قدرت برساند، بازنشر این وجیزه خالی از فایده نخواهد
-
مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد
بیشتر بخوانید: مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتدسالها پیش، در روستای رامین، این جمله را با خط درشت نوشته بودم و در جائی روی دیوار سنجاق کرده بودم که تا هر وقت پشت میزم می نشستم، آن را میدیدم. درست به یاد ندارم عطار نیشابوری در تذکره الاولیاء از زبان کدام عارفی این سخن را نقل کرده بود: هر چه بود و…ادامه “مرد آنست که در خویشتن خویش به غلط نیفتد” »
-
هدف ادبیات
بیشتر بخوانید: هدف ادبیاتسالها پیش، در بازداشتگاه ارتش، هم اتاقی ( هم بند) من گاهی که از درد و هجوم افکار سیاه کلافه و بیتاب می شد، از جا بر می خاست و تلاش می کرد تا سرش را ار ریشه در آورد و لب طاقچه بگذارد، باری، آرزوی آن جوان عصبی این بود که مخاش را اگر…ادامه “هدف ادبیات” »
-
آرزو، حسرت و حسادت
بیشتر بخوانید: آرزو، حسرت و حسادتمن پیش از ورود به دبیرستان و آشنائی با مقدمات مبحث «تکامل» و پیدایش موجودات زنده و زندگی بر روی کرۀ زمین، تحت تأثیر مادرم و پیروی از او که زنی سادهدل، خوشقلب، مردمدوست و به تعبیر مسلمانها «مؤمنه» ای به تمام عیار بود، نماز میخواندم، روزه میگرفتم و در مراسم روضهخوانی و شبیه خوانی…ادامه “آرزو، حسرت و حسادت” »
-
مرگ و جاودانگی
بیشتر بخوانید: مرگ و جاودانگیزنده یاد عباس معروفی سالها پس از موج اول مهاجرت اجباری اهل هنر و ادبیات، ناچار به مهاجرت شد و به آلمان رفت. من او را نخستین باردر مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران «درتبعید» در شهر ماینز آلمان دیدم. پیش از این دیدار، دو رمان و چند قصۀ کوتاه از او خوانده بودم و میدانستم…ادامه “مرگ و جاودانگی” »
-
زندگی پس از مرگ
بیشتر بخوانید: زندگی پس از مرگآشنائی از آن سر دنیا، طرح فیلمنامهای را فرستاد و از من خواهش کرد تا گفتگوها (دیالوگهای) صحنههای فیلم را بنویسم. موضوع یا «سوژه» بنظرم جالب آمد؛ به او جواب دادم اگر عجلهای نداشته باشد، اینکار را دراولین فرصت، با کمال میل انجام خواهم داد، افسوس، دنیا وفا نکرد، اجل به او مهلت نداد، «…ادامه “زندگی پس از مرگ” »
-
ریشه در خویشتن خویش
بیشتر بخوانید: ریشه در خویشتن خویشگاهی مدتها با خودم کلنجار می روم تا نامرادیها را توجیه کنم، لب فرو بندم و ننویسم، گیرم این کار نا شدنیست، هر بار پس از مدتی مقاومت سرانجام تسلیم میشوم و دوباره به این نتیجه میرسم که نمیتوانم خاموش بمانم و ننویسم؛ مینویسم و هرگز بنا به مصلحت روزگار و سایر ملاحظات، احساسات و…ادامه “ریشه در خویشتن خویش” »
-
عادت
بیشتر بخوانید: عادتجانم که تو باشی … دهخدا در لغت نامه برای واژۀ اعتیاد این معانی را نوشته است: «عادت کردن. خوی گرفتن ، خوکردن، خوی کردن بچیزی، پیاپی آمدن چیزی، پیاپی خواستن چیزی را و در اصطلاح مقابل غرابت باشد، چنانکه معتاد ضد غریب است.» نزد مردم ما واژۀ «معتاد» بار منفی دارد و کسی را…ادامه “عادت” »
-
دو طرز نگاه در سینما
بیشتر بخوانید: دو طرز نگاه در سینماتفاوت فلسفی بنیادین این دو نابغۀ سینمای ایتالیا چنین است: فدریکو فلینی: «بحران وجودی ». ویسکونتی: «جدال تاریخی و مبارزۀ طبقاتی» در جهان فدریکو فلینی هیچکس نمیتواند انسانیت را نجات دهد. نه روشنفکر، نه کارگر، نه کلیسا، نه سیاست؛ نجات در «ژرفای روان» است، در معنویت از دست رفته است و از آنجا که این معنا و معنویت مرده است، سقوط احتناب ناپذیر است. در جهان ویسکونتی نجات ممکن است، اما از دل تاریخ و نیروهای اجتماعی، نه از روان فردی. روشنفکر در فیلم «زندگی شیرین» اثر فلینی خودکشی میکند. چون فلینی از اساس به توانایی روشنفکر برای تغییر جهان…
-
طوطی هایِ شیرینِ سخن پارسی
بیشتر بخوانید: طوطی هایِ شیرینِ سخن پارسیآقا ما مخلصیم، آقا ما چاکریم، آقا ما نوکریم، آقا ما … … آقا ما مخلصیم، آقا ما چاکریم، آقا ما نوکریم، آقا ما …… من بیش از شانزده سال در شهر زیبای پاریس و حومه پشت فرمان تاکسی نشستم و روزی یازده تا دوازده ساعت در راه بندان جهنمی و سرسامآور این شهر رانندگی…ادامه “طوطی هایِ شیرینِ سخن پارسی” »
-
ماه، آیتِ شب و محوِ آن
بیشتر بخوانید: ماه، آیتِ شب و محوِ آنشاید اگر آن جوان مسلمان متعصب و شریعتمدار پیله نمیکرد و در پناه «امام اول متقیان، مولا علی!!» سنگر نمی گرفت و سنگ و کلوخ نمیانداخت، بی شک من دراین سردنیا بهیاد بازداشتگاه پایگاه یکم مستقل شکاری، ماه گردون، «ابن اکوا» و فضا نوردهای آمریکائی نمیافتادم و این چند سطر را نمی نوشتم. هر چند…ادامه “ماه، آیتِ شب و محوِ آن” »
-
عُمرِ اعدام
بیشتر بخوانید: عُمرِ اعدامقدیمیترین قانون مجازات که بشریت تا به امروز شناخته، قانون حمورابی است که بیش از دو هزار سال پیشاز میلاد مسیح روی ستونی سنگی حک شده است و شهرت جهانی دارد. منشور حمورابیکه در سال 1901 میلادی در شوش ایران کشف شد، دارای « 282» ماده است. در نخستین سندی که از حمورابی، شاه بابل به یادگارمانده، برای بیست و پنج مورد جنایت، مجازات اعدام در نظر گرفته شدهاست. جرمهائی که در منشور حمورابی حکم اعدام داشتند عبارت اند از
-
نامهای به حسین دولت آبادی
بیشتر بخوانید: نامهای به حسین دولت آبادیجناب دولت آبادی عزیز. سلام . حسن رجب زاده هستم از سانفرانسیسکو یکی دو ماهی است که با ” گدار ” ت دست به گریبان هستم و از کار و زندگی افتاده ام !! چنان با جمال میرزا و معراج خرکش و صابر نقره فام و فلک و خدیجه و سماور ساز وجیران آتشی وهاجر…ادامه “نامهای به حسین دولت آبادی” »
-
گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست
بیشتر بخوانید: گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوستبه یاد: اکرم فرمهینی فراهانی جانم كه تو باشي هربار كه فانوسام را بالا مي گيرم و درتاريكي گذشته ها به دنبال گمشده اي ميگردم، به ياد آن پسرك بي بضاعت روستائي، سكة تيموري و خاك سرخ «داشها» مي افتم. مردم ولايت ما به كورة آجرپزي مي گويند: «داش!» چرا؟ نميدانم. گيرم آن سكة…ادامه “گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست” »
-
فردوسی، شاه و دین
بیشتر بخوانید: فردوسی، شاه و دینچند شب پیش در شاهنامه به فصلی رسیدم که اردشیر دراز دست (1) پیش از مرگ فرزندش ( شاپور) را پند و اندرز می دهد و نقش دین را در حکومت به او گوشزد میکند. ( 2) اینهمه سبب شد تا نگاهی گذرا به ساختار حکومت بیندازم و آنچه را که از یاد برده بودم،…ادامه “فردوسی، شاه و دین” »
-
چهل سال گذشت
بیشتر بخوانید: چهل سال گذشتبه مناسبت چهلمین سال خاموشی غلامحسین ساعدی و ترجمۀ مجموعه قصۀ او به زبان فرانسه … غلامحسین ساعدي نویسندهای خلاق و پركار بود و اگر چه عمری به کفاف نکرد و بیش از چهل و نه سال در دنیای وارونه نماند، ولی در این عمر کوتاه چند رمان، چندین مجموعه قصه، چندین نمایشنامه، فیلمنامه، سفرنامه،…ادامه “چهل سال گذشت” »
-
عشق، شهوت و اختیار
بیشتر بخوانید: عشق، شهوت و اختیارفیلم (The Nature of Love ) «طبیعت، ماهیت یا ذات عشق» دوبلۀ فرانسوی آن ) Simple comme Sylvain) «ساده مانند سیلوان» اثری شاخص از سینمای معاصر (کانادا) است که با زبانی شاعرانه و هوشمندانه، تنش و درگیری میان فلسفه و تمنا (میل) ، عقل و بدن (جسم)، آزادی و وابستگی را به چالش کی گیرد وم یکاود
-
از چشم دیگران
بیشتر بخوانید: از چشم دیگرانپس از انقلاب بهمن 57، محمود دولت آبادی به فکر افتاده بود تا از داستان بلند «گاواره بان و اجباری»، فیلمی تهیه کند، این خبر را میترا و محسن مینوخرد به شهربار آوردند و گفتند که کارگردان خواهرم را برای ایفایِ نقش صفورا و مرا برای نقش قنبر، قهرمان فیلم انتخاب کردهاست، نویسنده بنا به…ادامه “از چشم دیگران” »
-
کازانووایِ فدریکو فلینی
بیشتر بخوانید: کازانووایِ فدریکو فلینیمن فیلمهای فدریکو فلینی را بیش از یک بار دیده ام، کازنووا را دو شب پیش برای بار سوم دیدم و این وجیزه را تهیه و تألیف کردم تا شاید او را بهتر بشناسم، بنظر من فلینی سینماگر نیست، بلکه جادوگر است. در سینمای فدریکو فلینی یکی از کلید واژهها (Spectacle) نمایش است؛ یعنی جهان…ادامه “کازانووایِ فدریکو فلینی” »
-
در مَسلَخ عشق جز نکو را نکشند
بیشتر بخوانید: در مَسلَخ عشق جز نکو را نکشندمن سه سال پس از پایان جنگ جهانی دوم به دنیا آمدم و در سالهایِ کودکیام در آن دیار مردم هنوز هراز گاهی از دوران جنگ و قحطی قصههای هولناکی نقل میکردند و از جمله این که خوار بار نایاب و یا کمیاب بوده و اهالی از ناچاری برگ درخت و ریشۀ گیاه و یا…ادامه “در مَسلَخ عشق جز نکو را نکشند” »
-
نسلی که منقرض شد
بیشتر بخوانید: نسلی که منقرض شدگذرم به میدان ایتالیا افتاده بود، به یاد گذشته ها با پله برقی به طبقۀ سوم فروشگاه بزرگ رفتم و از آنچه می دیدم، حیرت کردم. شگفتا، در چند سالۀ اخیر پاساژ شلوغ و پرازدحام تغییر کرده بود و خلوت شده بود، چندین فروشگاه بسته بود، کافۀ وسط پاساژ، میعادگاه ما را برچیده بودند، فروشگاهها…ادامه “نسلی که منقرض شد” »
-
جدائی
بیشتر بخوانید: جدائیپس از سالها قلم زدن، به تجربه دریافته ام که هر بار کتابی را به پایان میرسانم، دچار احوالاتی میشوم که هنوز هیچ نامی برای آن نیافتهام، بارها از خودم پرسیدهام چرا این اتفاق میافتد؟ چرا دست و دلم به کار نمی رود؟ چرا مدتی آچمز میمانم و در محاصرۀ افکار تیره و تار بیهوده…ادامه “جدائی” »
-
گُدار، رمان، جلد اول نقل از غرفۀ آخر – مليحة تيره گل
بیشتر بخوانید: گُدار، رمان، جلد اول نقل از غرفۀ آخر – مليحة تيره گلمجموعه ای که از آمیزش ویژگیهای یادشده، به نام رمان «گدار» فراهم آمده، مرا به عنوان یک خواننده، سه روز، یک نفَس با خود کشید و برد. به طوری که کتابِ نازنین، کاملاٌ شکسته و چرک و چروک شد؛ از بس که در کنار بشقاب غذا، توی رختخواب، روی «تردمیل» باز و بسته شد.
-
گفتوگوی مصطفی خلجی با حسین دولتآبادی درباره انتشار رمان «اُلنگ»
بیشتر بخوانید: گفتوگوی مصطفی خلجی با حسین دولتآبادی درباره انتشار رمان «اُلنگ»به تازگی رمان «اُلنگ» نوشته حسین دولتآبادی، از نویسندگان ایرانی تبعیدی، توسط انتشارات ناکجا در پاریس منتشر شده که جنبههایی از زندگی روستاییان در ایران را به نمایش میگذارد. این نویسنده در گفتوگو با رادیو فردا درباره این رمان، ادبیات روستایی و همچنین نوشتن به زبان فارسی در تبعید توضیح میدهد.
-
شعور و گلهایِ خشکیده
بیشتر بخوانید: شعور و گلهایِ خشکیدهسالها پیش درجائی به مناسبت نوشتم که «شعور» هیچ ربطی به میزان سواد، دانش و حتا ذوق و قریحه آدمیزاده ندارد، شاعر بی شعور و دانشمند بیشعور در این دنیا به فراوانی یافت میشود. تا آنجا که به یاد دارم، پدرم ترجیح میداد با سگ توی یک جوال برود ولی با آدم بیشعور حشر و…ادامه “شعور و گلهایِ خشکیده” »
-
-
چهار راه چه کنم؟
بیشتر بخوانید: چهار راه چه کنم؟نزدیک به چهل سال در شهری در حومۀ پاریس زندگی میکنم،، بازنشسته شده ام و دراین مدت از چند آشنا که بگذرم، حتا یک دوست فرانسوی پیدا نکرده ام و در شهر هیچ کسی را نمیشناسم که به جز سلام و عیلک و لبخندی ملیح و سفارشی، با او چند کلمه حرف بزنم. زن و…ادامه “چهار راه چه کنم؟” »
-
جدال با فراموشی
بیشتر بخوانید: جدال با فراموشیجنایتکاران و فاشیست ها را هرگز فراموش نکنید. نه، جرم ها و جنایت های تاریخی مشمول مرور زمان نمی شوند
-
مهتاب و کاکلِ سپیدِ سهند
بیشتر بخوانید: مهتاب و کاکلِ سپیدِ سهندمهتاب در دوران جا بهجائی عظیم و تاریخی مردم ما ناپديد شده بود و من شعری کوتاه پشت عکس نو جوانی او نوشته بودم که در روزهای آخر به دست کتایون افتاده بود و هر ازگاهی آن را زیر لب زمزمه می کرد.مهتاب مانند مرغی از بام سهند پریده بود و از او یادگاری به جا مانده بود که در آن همه سال پارهای، جزئی جدائی ناپذیر از وجودم شده بود و شب و روز با من بود.
-
عادلهایِ خشمگینِ وطنی
بیشتر بخوانید: عادلهایِ خشمگینِ وطنی… در دوران کودکی این مثل را بارها از پدرم شنیدم: «شاعر زمین خالی نگذاشته » اگر درست فهمیده باشم منظور ایناست که اهل هنر به همۀ مفاهیم کلی انسانی پرداخته اند و در بارهاش شعر سرودهاند، داستان، نمایشنامه و فیلمنامه نوشتهاند و اینهمه را به شکلهای متفاوتی بیان کرده اند یا بیان میکنند: برای…ادامه “عادلهایِ خشمگینِ وطنی” »
-
رویِ لبۀ تیغ
بیشتر بخوانید: رویِ لبۀ تیغپس از تماشای فیلم مستند «لبۀ تیغ» اثر بهمن مقصود لو در پاریس چند سطری در معرفی فیلم، تمجید و قدردانی از این هنرمند مسؤل، زحمتکش و سختکوش نوشتم ودر دنیای مجازی چاپ کردم، ولی از آنجا که دوربین فیلم برداری، هنر عکاسی و سینمای مستند از اروپا ( غرب) به ایران آمده، به صرافت…ادامه “رویِ لبۀ تیغ” »
-
خانۀ تاریک قلب
بیشتر بخوانید: خانۀ تاریک قلبدر روزگار جوانی، در ولایت بادها، با مردی دوست شده بودم که مدرسه را در کلاس پنجم ابتدائی به ناچار رها کرده بود، ولی به باور من، نویسنده و فیلسوفی شفاهی بود. این رفیق شفیق، مدتی رانندۀ شرکت روغن پارس شده بود و با تریلی شرکت روغن مایع از بندر عباس به تهران میآورد و…ادامه “خانۀ تاریک قلب” »
-
شاهکار خلقت (1)
بیشتر بخوانید: شاهکار خلقت (1)فصلی از رمان « چکمۀ گاری» سرکار استوار طبا روزی چند بار به من سر میزد و وراجی میکرد: «من به عمرم لب به قلیون تنباکو نزدم، با دود و دم میونهای ندارم. زن و شراب و شلاق، بهترین لذت زندگی! زن و شراب و شلاق! گیرم هوشی تا اسم زن میشنوه؛ کهیر میزنه، به…ادامه “ شاهکار خلقت (1)” »
-
شعر مفید، شعر مضر
بیشتر بخوانید: شعر مفید، شعر مضرمن آثار احمد کسروی، از جمله تاریخ مشروطیّت، را در جوانی خواندهام، از او آموختهام، قدر و ارزش آثار او را میدانم و ارج میگذارم؛ هر چند با همة افکار و عقاید و نظریات او موافق نیستم. باری، کتاب «حافظ چه میگوید» کسروی را دیروز دو باره مرور کردم تا به یاد میآوردم چرا آرمان…ادامه “شعر مفید، شعر مضر” »
-
-
شباهت ها
بیشتر بخوانید: شباهت هامن متن شباهتها را چهار سال پیش در سالگرد درگذشت مادرم قلمی کردم و به بایگانی فیس بوک سپردم. دیرور به مناسبتی به یاد مادرم افتادم و نگاهام مدتی به راه رفت، او را در هشتی خانه پای سماور دیدم و صدای آشنایِ او را از راه دورشنیدم: «مِهر بُرید!» آن عزیز تا زنده بود…ادامه “شباهت ها” »
-
شیشۀ عینک
بیشتر بخوانید: شیشۀ عینکشیشۀ عینک P روی شیشۀ عینکم خط افتاده، یک سال پیش به محمودی تلفن زدم، گفتم روی شیشۀ عینکم خط افتاده. محمودی گفت: «روی قاب عینک یا شیشۀ عینک.» گفتم: «قاب که ترک خورده، ولی مشکل امروز من به قاب ربطی ندارد، حالا هم دارم در بارۀ شیشه عینکم صحبت میکنم.» محمودی گفت: « کجای…ادامه “شیشۀ عینک” »
-
کوراوغلو
بیشتر بخوانید: کوراوغلوزمینه ی اجتماعی و سیاسی: در دوران جنگهاي خونين ايران و عثماني در سال 1629 شورش همبستة تهیدستان شهري و دهقانان در طالش روي داد كه شاه عباس و خانهاي دست نشاندهاش را سخت مضطرب كرد. شورشيان مال التجاره ي شاه عباس و خانها، و ماليات جمع آوري شده و هر چه را كه به…ادامه “کوراوغلو” »






































