Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

وارونگی

Posted on 15 آوریل 202615 آوریل 2026 By حسین دولت‌آبادی

جایِ آن است که خون موج زَنَد در دلِ لعل

زین تَغابُن که خَزَف می‌شکند بازارش

اگر چه تفسیر، تأویل و توضیح شعر به آن لطمه می زند، ولی من تا شعری را نفهمم و آن را هضم نکنم، به‌سادگی دست از سر شاعر بر نمی‌دارم. از شما چه پنهان، این شعر در روزهای اخیر چندین بار از خاطرم گذشته  و فکرم را مشغول کرده‌است. غرض، تا آن‌جا که من فهمیدم، مراد حافظ شیراز از لعل یا «یاقوت» نماد چیزی گران‌بها و ارزشمند است و خَزَف  «سفال» چیز متعارف و بی‌ارزش و پیش پا افتاده. از آن جا که «لعل» و «خزف» در باراز خرید و فروش ومعامله می شودند، پای واژۀ «تغابن»، یعنی زیان دیدن در معامله، فریب خوردن به میان آمده است. لایۀ اول شعر اوضاع وارونه و ناعادلانه را به‌ذهن خواننده متبادر می‌کند: یعنی چیزهای بی‌ارزش مانند خَزَف جایِ (لعل) یا یاقوت را گرفته‌اند و بازار او را کساد کرده اند. اما لایۀ دوم شعر  استعاره از جامعه و دنیایی است که در آن افراد یا چیزهای بی‌ارزش قدر‌ و قیمت پیدا کرده اند و چیزهای با اررش و انسانهای ارزشمند و فرهیخته نادیده گرفته شده اند. در این لایه بی‌عدالتی، وارونگیِ ارزش‌ها، و فریب در‌ جامعه نقد می‌شود.  با وجود این بنظر من لایۀ سوم بیشتر مورد نظر شاعر بوده است. حافظ دراین بیت با زبان کنائی و استعاره به «شبه هنر و شبه هنرمند» یا «خَزَف‌» اشاره دارد که جای هنرمند واقعی و هنر اصیل «لعل» را گرفته است و جا دارد که خون در دل او موج بزند، یا به زبانی دیگر هنرمند بی نظیری که حافظ باشد، در اوضاع و احوالی که خزف ها «میداندار و مطرح» شده اند، باید خون گریه می‌کند.

باری، مردم عادی این مفهوم را با طنز و کنایه بیان کرده اند:

دنیا به کام ناکسان راضی شد

گوساله بِمُرد و کُرّه خر قاضی شد

این بیت همان مفهوم کلی بیت حافظ شیرازی را بیان می کند، منتها با زبانی ساده‌تر و طنزآمیزتر، هر دو بیت یک حرف می‌زنند اولی شاعرانه، استعاری، عمیق، دومی  مستقیم، طنزآلود، عامیانه.

یادداشت

راهبری نوشته

Previous Post: پیرمردی که صدا می‌شنید

کتاب‌ها

  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • در آنکارا باران مي بارد – چاپ اول
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme