Skip to content
  • Facebook
  • Contact
  • RSS
  • de
  • en
  • fr
  • fa

حسین دولت‌آبادی

  • خانه
  • کتاب
  • مقاله
  • نامه
  • یادداشت
  • گفتار
  • زندگی نامه

تندیس سفاهت و شناعت

Posted on 25 مارس 202625 مارس 2026 By حسین دولت‌آبادی

من اگر چه در سفاهت و شناعت دونالد ترامپ، چهرۀ عریان امپریالیسم آمریکا شکی نداشتم، ولی گمان نمی کردم نتانیاهوی صهیونیست و فاشیست و کودک کش، این مردک بیمارروانی، خود شیفته و جنایتکار را به چنان مخمصمه ای بکشاند که به قول بچه های جنوب شهر تهران «گُه گیجۀ آمریکائی بگیرد و قبلۀ کونش را گم کند.» تا آن جا که به یاد دارم، در زمان جوانی نسل ما این شعار ورد زبان انسان های مترقی، آزادیخواه و وطن پرست بود: « !Yankee, go home » -یانکی به خانه ات برگرد. – پس از گذشت سالهای سال این شعار هنور به قوت خویش باقی است و حق است که همۀ آزادبخواهان ایران و دنیا آن را هر روز با هزار زبان مکرر کنند:

– یانکی به خانه ات برگرد!

…. و اما جهان هنور پریروز است:

بی شک هر مسلمانی، به‌ویژه شیعیان این جمله را در موقعیت‌های مختلف شنیده است: «حلالم کن.» حلالیت طلبی در فرهنگ آیینی ایران، به ‌ویژه در سنت‌های شیعه معنائی عمیق‌تر از عذرخواهی دارد. حلالیت طلبی یعنی درخواستِ رهایی از «حق‌الناس» کینه‌ها، رنجش‌ها، بدهی‌های اخلاقی و مادی تا انسان با دلِ سبک و وجدانِ پاک وارد مناسک مقدس بشود یا با خیال آسوده از دنیا برود. در فرهنگ ایرانی–شیعی، باور بر این است که عبادت، عزاداری، زیارت و حتا مرگ بدون پاک بودن از حق‌الناس کامل نیست و به همین دلیل پیش از سفر زیارتی و مراسم سوگواری برای شهدای شعیان و پیش از مرگ حلالیت می‌طلبند.

… و اما این مقدمه را آوردم که داستانی از حلالیت طلبی در ایران نقل کنم و به دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و تهدیدهای او در دنیا برسم.

دوستی نقل می کرد که یکی از خویشان او به زیدی بدهکار بوده و قصد سفر به «مشهد مقدس، کربلای حسینی» را داشته یا که می‌ترسیده مدیون از دنیا برود، در‌ هر حال و به هر جهت به قصد «حلالی طلبی» به‌ خانۀ طلبکار می رود، او را مانند کشتی‌گیرها خاک می‌کند، روی سینه‌اش می نشیند،، با دوست گلویش را می گیرد و می گوید: «حلالم می‌کنی یا خفه‌ت کنم؟»

حالا حکایت دونالد ترامپ، «گردن کلفت و جاهل محلۀ» زمانه و دنیای وارونۀ ما است، این مرد شریف و شرافتمند، رئیس جمهور ونزودلا را شبانه از خانه اش دزدیده و دست بسته به‌آمریکا برده است و حالا برای خانم « دلسی رودریگز » معاون او خط و نشان می‌کشد و می‌فرماید «اگر به‌منویات ملوکانۀ ما تن ندهی و گردن نگذاری، به سرنوشت نیکلاس ماتادرو گرفتار می شوی.» نام این شناعت اگر باجگیری آشکارای یک فقره گردن کلفت و دزدی در ملاء عام یک دزد دریائی نیست، پس چیست؟ فاجعه به اینجا ختم نمی شود، فاجعه آنجاست که شماری از سران دولت های اروپائی و که مدال طلای دمکراسی بر سینه دارند، به این بهانه که رئیس جمهور ونزوئلا « دیکتاتور» بوده، این آدمربائی و تجاوز را تأیید می کنند و شماری مهر سکوت بر لب زده و محتاطانه دم فرو بسته اند و شرم‌آورتر از این شماری از «وطن پرستان و شاه پرستان ایرانی؟!» ازدونالد ترامپ و جنایت های او و از همدست‌اش نتانیاهو صهیونیست و «نسل کش» دفاع می کنند و به آن‌ها دست مریزاد و دستخوش می‌گویند. زهی سعادت! به باور من آدم ها و دولت هائی که جانبدار متجاوز و جنایتکاراند تفاوت ماهوی با آن‌ها ندارند و اگر هنور مرتکب جنایت، تجاوز و پایمالی قانون نشده اند، بی‌شک در موقعیت‌های باریک و تاریک چنین خواهند کرد و از ارتکاب جنایت و تجاور در اشکال مختلف آن ابائی و پروائی نخواهند داشت. تاریخ تاریک جامعۀ بشری گواه این مدعاست. این سخن من نیست و قدیم است، کسانی که جانب جانی، جنایتکار و متجاوز را می‌گیرند و به‌ دفاع از او برمی‌خیزند، آگاهانه یا ناآگاهانه در جنایت او شریک‌اند، کسانی که در این کار زار و دراین میانه خاموش می‌مانند و زبان به ‌اعتراض نمی‌گشایند، به روندی که رو به‌ تباهی انسان و انسانیت و ویرانی دنیای ما می‌رود، یاری می‌رسانند. آری، سکوت نوعی همراهی خاموش و بی سر و صدا با جنایتکار و متجاوز است. درجهانی که بر مدار زور و زر می چرخد و هر روز در گوشه ای از دنیا فاجعه‌ای و جنایتی رخ می‌دهد، تکلیف و وظیفۀ هر انسان با وجدانی است که صدایش را به ‌اعتراض بالا ببرد، حتا اگر صدایش چندان ضعیف باشد که به گوش همسایه ها نرسد؛ با وجود این اگر صداها ادامه پیدا کند، بی تردید همصداهائی پیدا خواهند شد. به باور من فقط همصدائی انسان‌های ضعیف، شریف و آزادیخواه می‌‌تواند جلو جنایتکاران داخلی خارجی را بگیرد و ماشین ویرانگر جنگی فاشیسم و صهیونیسم را متوقف کند و جهان ما را نجات بدهد. هیچ راه دیگری بجر قیام انسان‌ها برای حقیقت وجود ندارد. بی‌تفاوتی و انفعال و سکوت در برابر فاشیسم و صهیونیسم و جنایتکارها در ایران و در دنیا به فاجعه ای جبران ناپذیر می‌انجامد

یادداشت

راهبری نوشته

Previous Post: قبل از فاجعه و بعد…

کتاب‌ها

  • Station Bastille ایستگاه باستیل
  • دارکوب
  • اُلَنگ
  • قلمستان
  • دروان
  • در آنکارا باران می بارد- چاپ سوم
  • Il pleut sur Ankara
  • گدار، دورۀ سه جلدی
  • Marie de Mazdala
  • قلعه یِ ‌گالپاها
  • مجموعه آثار «کمال رفعت صفائی» / به کوشش حسین دولت آبادی
  • مریم مجدلیّه
  • خون اژدها
  • ایستگاه باستیل «چاپ دوم»
  • چوبین‌ در « چاپ دوم»
  • باد سرخ « چاپ دوم»
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد دوم
  • کبودان «چاپ دوم» – جلد اول
  • زندان سکندر (سه جلد) خانة شیطان – جلد سوم
  • زندان سکندر (سه جلد) جای پای مار – جلد دوم
  • زندان سکندر( سه جلد) سوار کار پیاده – جلد اول
  • در آنکارا باران می‌بارد – چاپ دوم
  • چوبین‌ در- چاپ اول
  • باد سرخ ( چاپ دوم)
  • گُدار (سه جلد) جلد سوم – زائران قصر دوران
  • گُدار (سه جلد) جلد دوم – نفوس قصر جمشید
  • گُدار (سه جلد) جلد اول- موریانه هایِ قصر جمشید
  • در آنکارا باران مي بارد – چاپ اول
  • ايستگاه باستيل «چاپ اول»
  • آدم سنگی
  • کبودان «چاپ اول» انتشارات امیرکبیر سال 1357 خورشیدی
حسین دولت‌آبادی

گفتار در رسانه‌ها

  • گفتگو با آقای مصطفی خلجی- زندگی درتبعید
  • گفتگو با حسین دولت‌آبادی نویسنده داستان‌‌ها و رمان‌های تازه
  • گفتگوی سعید افشار با حسین دولت آبادی نویسنده تبعیدی مقیم پاریس
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت دوم)
  • گفتگو با حسین دولت آبادی، نویسندۀ ساکن فرانسه ( قسمت اول)

Copyright © 2026 حسین دولت‌آبادی.

Powered by PressBook Premium theme