در افسانههای پیش از اسلام آمدهاست و در آن زمان مردم باور کردهاند که مردی بنام «عیسی» مردهها را با «دم مسیحائی» زنده میکردهاست. این افسانهها در شعر شاعران با اشاره و کنایه آمده است ، برای نمونه حافظ سروده است:
« فیضِ روحُ القُدُس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد
کسی که این دروغ شاخدار را در چندین و چند قرن پیش ساخته و پرداخته و در دنیا و میان مردم شایع کردهاست، به باور اینجانب، شباهت نزدیکی به متشرعین خشک معز و متقلب، به آخوندهای مکار، به امام جمعۀ موقت ودائمی تهران و سایر شهرها داشته است. در روزگار ما، جنازۀ مصباح زادۀ یزدی در غسالخانه به مرده شوی لبخند می زند و با نگاهی مهرآمیز غسال دلمرده را دلداری میدهد، گوسفندها وقتی به صحرایِ کربلا می رسند، سه شبانه روز به یاد لب تشنۀ حسین آب نمی حورند، در راه کربلا، زار می زنند: وای حسین کشته شد. به شهادت قابله، خامنه ای وقتی پا به دنیا میگذارد، می فرماید یا علی و ازاین خزعبلات…
باری، از مرد معتبری شنیدم که در روزگار قدیم، دو برادر ایرانی حدود نهصد و اندی حدیث و روایت جعل کردهاند و به دُمِ پیامبر اسلام و صحابۀ او بستهاند. غرض ادیان و مذاهب مختلف دنیا، از جمله «اسلام ناب محمدی» سرشار از اینگونه احادیث، روایات، خرعبلات و جعلیّاتاست، خرافههائی که به مرور زمان در حافظۀ تاریخی ملل مختلف و در ذهن بشرّیت رسوب کردهاند، و طی قرنها سخت و ساروجی شدهاند؛ خرافهها و خزعبلاتی که زدودن و تراشیدن آنها از اذهان آدمها کار آسانی نخواهد بود و به گمان من این امر به این زودیها ممکن و میسر نخواهد شد. با اینهمه نمیتوان قریحه، استعداد و خلاقیّت کسانی که این افسانهها و روایتها و احادیث را ساختهاند نا دیده گرفت. بیتردید اگر این افسانهها، رویات، احادیث، اراجیف و جعلیات در تاریخ ادیان وجود نمیداشتند و سینه به سینه نقل نمیشدند، اگر موسی با عصا دریا را نمی شکافت، مسیح مرده ها را زنده نمی کرد، محمد ماه را دو نیمه نمیکرد: شق القمر! و نظایر این معجزه ها و دروغها آنها هرگز تا به امروز زنده نمیماندند. منظور عمر مخلوقات ذهن و تخیل آدمیزاد درازتر از عمر مخلوقات «پروردگار» است. افسوس که همۀ آفریدههای آنها زیبا و دلپذیر نبودند و نیستند. آنچه را که انسانها و به ویژه هنرمندان بزرگ دنیا با قریحه، قدرت تخیل و در یک کلام با «دم مسیحائی» باز آفریدهاند و زنده کردهاند، تا دنیا دنیاست ماندگار و نا میرایند. سوفوکل بیش از دو هزار و پانصد سال پیش مرده است، ولی «آنتیگونه» یِ او هنوز که هنوزاست به زندگی ادامه میدهد و در تأترهای مختلف دنیا از حقیقتی دفاع میکند که انسانی و جاویدان است. سروانتس حدود چهار صد و اندی سال پیش از این دنیا رفته است؛ ولی «دن کیشوتِ» او هنوز سوار بر اسب لاغر و مردنی در کنار سانچو پانزا با شمشیر کج به جنگ آسیابهای بادی میرود و هرگز از اسبی که پیکاسو برایش نقاشی کردهاست، پیاده نخواهد شد. و تا انسان حسود و حسادت در دنیا وجود دارد، «اتللو»یِ مغربی شکسپیر زنده است و شاهزادۀ دانمارکی، هملتِ مردد، به تردید، به «خائن»، به تزویر و ریا و به اوفلیای زیبا خیره نگاه میکند. باری، تارتف، دن ژوان، فاوست، بابا گوریو، راسکولنیکف، ابلومف، ژان والژان، مادم بواری، آناکارنینا و صدها و صدها آفریدۀ زشت و زیبایِ دیگر هنرمندان بزرگ اگر چه در لا به لای کتابها و کتابخانهها خوابیدهاند، ولی کافی است لای کتابی را بگشایی تا مانند ژوکوند زیبا به تو لبخند بزنند.
نه، بیجهت نبوده و نیست که سرداران تاریخ هنرمندان را وادار میکردهاند و وادار میکنند تا تندیسی از آنها بسازند و یا تابلوی از چهرۀ آنها نقش بزنند و یا خاطراتشان را بنویسند، چرا، چون به جاودانگی میاندیشند، با وجود این تاریخ نشان داده که از این سرداران تاریخ هیچ اثری باقی نمیماند و بجز آثار هنرمندان، هیچ چیزی جاودانه نمیشود. گیرم اینهمه در بارۀ «سرداران» و «هنرمندان مزدور دولتی» مملکت ما، در بارۀ آن مرز پرگهر صدق نمیکند. در آن دیار آخوندها «هنرمندان» را از صحنه بیرون راندهاند و «هنربندان» هنر را درهمۀ ابعاد به ابتذال کشیدهاند. شما اگر نگاهی گذرا به مطالبی که اهل بخیه دربارۀ «سردار سلیمانی!!» نوشتهاند بیاندازید و یا یکدم در برابر تندیسهائی که پیکرتراشان از آن جنایتکار معاصر ساختهاند بتماشا بایستید، به عمق این ابتذال، انحطاط و قهقرا پی میبرید. نه، در میهن ما متشرعین و اهل دیانت، مانند شاهان صفوی، تا آنجا که توانسته اند، از هنرمندان دولتی برای اشاعۀ مذهب شیعه، خرافات، انحراف اذهان و تحمیق مردم بهره گرفتهاند و بهره میگیرند و این به اصطلاح هنرمندان، با همۀ امکاناتی که داشتهاند و با همۀ تلاشی که تا به امروز کردهاند، حتا یک اثر ماندنی و یک چهرۀ ماندگار خلق نکردهاند و به گمان من تا آخر خلق نخواهند کرد. حکومت اسلامی نَفَسِ هنرمندانِ واقعی آن مرز و بوم و «دم مسیحائی!!» آنها را گرفته است و هنرمند بدون دم مسیحائی هیچ مردهای را زنده نخواهد کرد.