ایران فردا

... قلمستان نام باغی‌است که «چلمرد» پس از عمری کار، زحمت و ذلّت درخت های آن را به بار آورده است. حوادث نمايشنامه در اين باغ و حوالی آن و خانة چلمرد اتفاق می‌افتند. چلمرد در آن دیار بیگانه‌است و سال‌ها پیش، پس از مرگ همسر جوان‌اش، همراه فرزند خردسال‌اش «بمان» به از روستاهای همدان به آن‌جا آمده و قلمستان مخروبه را طی سال‌ها آباد کرده‌است. «رندان» برای تصاحب اين باغ و عروس زيبای او دندان تيز کرده اند؛ در تاريکی‌ به کمین نشسته‌اند، منتظرند تا پیرمرد از پا بیفتد. پسر چلمرد با امام امت بیعت کرده و با همسرش «توبا» که مخالف قتل و آدمکشی‌ست، دچار مشکل شده‌است.